
مجتبی محرمی مهمان قسمت دوازدهم من تو من است تا روزهای داغ فوتبال پرحاشیه و جنجالی دهه ۷۰ را همراه با بهروز رهبریفرد از قاب خبرورزشی بازگو کنند. صحبتهای کمترشنیدهشده و جالب ستاره اسبق پرسپولیس و تیم ملی و از جمله پیشکسوتان محبوب قرمزپوش فوتبالمان را درباره وقایع آن سالها، هم در میدان مسابقه، هم در تمرینات و هم در حاشیه و زندگی خصوصیاش در این گفتوگو میخوانید.
ضربهای به سرم خورد که یک ماه میرفتم بیمارستان
یک بار تصمیم گرفتم به جای دفاع چپ توی دفاع وسط بازی کنم به همین خاطر پشت سر بهروز (رهبریفرد) قرار گرفتم اما بهروز تو یه صحنه با سر به کله من ضربهای زد که خدا میدونه. به بهروز گفتم توپ اون طرفه بعد تو کله منو زدی! بعد از اون ضربهای که به من زدی یک ماه داشتم میرفتم بیمارستان.
علاقه خانواده پروین به محرمی
اینکه علی پروین تعریف میکنه خانوادهاش که به ایران میاومدن ازش میخواستن منو دعوت کنه در واقع محبوبیت نبود، یه جور رفاقت بود.
موی بازیکن حریف رو کشیدم چون اون دم دستم بود
تو یکی از مسابقهها با یه تیم خارجی سه گل از حریف عقب افتاده بودیم. جواد (منافی) با نادر (محمدخانی) و جمشید (شاهمحمدی) از بازی اخراج شده بودن. منم رفتم توپ رو بردارم بازیکن برزیلی حریف توپ رو با لگد شوت زد به سمت دیگه. حالا فکر کن ما سه نفر کم داریم وقتم داره تموم میشه. داور بازیام جمال شریف بود؛ همون سوریهایه. بازیکن حریف یه عالمه موی بلند فری داشت. وقتی دیدم توپو زد اون طرف منم دیدم هیچجاییشو نمیتونم بگیرم، موهاشو گرفتم.
بهخاطر عروسیام به من انگ جاسوسی زدند
شب دامادی من از کلانتری ریختن تو خونه و گفتن شما اینجا پارتی دارید! روبهروی خونه ما یه عروسی بود البته خونه ما عقدکنون بود. بالاخره آدم خونواده و فامیل داره، عروسم فامیل داره. بعد اول ریختن تو خونه روبهرویی. اونا رو گرفتن و گفتن عروسی فلانی اینجاست؟ گفتن نه بابا خونه روبهروییه! خونه اوناست که عقدکنونه. یهو ریختن تو! ریختن، گرفتن، بردن و... ما اصن نفهمیدیم چی شد! فقط میگفتن اینجا پارتیه. چون ما یه چند تا مهمون خارجی داشتیم به ما انگ جاسوسی زدن. البته مهمون خارجیهامون رفتن. من از کجا میدونستم دهه ۶۰ مهمون خارجی داشته باشم بهم انگ جاسوسی میزنن. که چی باشه؟ …











