
محمد ربیعی با مس رفسنجان برای خود اسم و رسمی در فوتبال ایران به هم زد. او بازیکن بزرگ و مطرحی نبود و طبعا کار سخت تری در فوتبال ما داشت اما این تیم را به لیگ برتر آورد و سه فصل در جمع شش تیم بالای جدول نگه داشت و سپس در ذوب آهن نیز نمره قبولی گرفت، تا جایی که کاندیدای هدایت تیم امید شد. ربیعی از دسته مربیان جوان و علمگرا -با معیارهای فوتبال ایران- بود و هست.
تابستان قبل، وقتی او پیشنهاد خیبر را پذیرفت، بودند کسانی که نسبت به پایان خوش این همکاری تردید داشتند. اغلب ثروتمندانی که در فوتبال ایران سرمایهگذاری میکنند، دلیلی شخصی برای جبران گذشته خود در فوتبال داشته و اهل دخالت در امور فنی هستند که استقلال مربی را زیرسوال و کارش را برای اداره تیم سخت می کنند.
نتیجه این میشود که از برادران شفیعیزاده و هدایتی به عنوان آغازکنندگان این مسیر تا مثلث تیمداران خصوصی حال حاضر لیگ برتر، همواره در این دو دهه مربیان بسیاری در این تیمها جابجا و البته که سرنوشت اغلب آنها یکی بوده است، ناکامی! چنین افرادی اختیار صفر تا صد همه چیز را به مربی نمیدهند و از جزئیات تا کلیات، نظرات …











