
جوان آنلاین: ادبیات داستانی ایران، برخلاف شعر آیینی، کمتر توانسته است به شخصیت پیامبر اکرم (ص) نزدیک شود. اگر درباره عاشورا، دفاع مقدس یا حتی شخصیتهای تاریخ اسلام دهها رمان و داستان نوشته شده است، درباره زندگی پیامبر اسلام هنوز با خلأیی جدی روبهرو هستیم. علت این کمبود، بیش از آنکه فقدان سوژه باشد، دشواری روایت است؛ چگونه میتوان درباره شخصیتی نوشت که هم یک شخصیت تاریخی است، هم بنیانگذار بزرگترین تمدن دینی جهان اسلام و هم برای میلیونها مسلمان، مقدسترین انسان تاریخ؟
این پرسش، سالهاست پیش روی نویسندگان ادبیات دینی قرار دارد و بسیاری از آنان ترجیح دادهاند اساساً به این میدان وارد نشوند. در چنین شرایطی، مجموعه «آنک آن یتیم نظرکرده» نوشته محمدرضا سرشار که از سوی انتشارات سوره مهر منتشر شده، تنها یک رمان تاریخی نیست؛ پاسخی عملی به همین پرسش است.
سرشار بیش از آنکه بخواهد زندگینامه پیامبر (ص) را بازنویسی کند، کوشیده است امکان روایت را بیازماید؛ اینکه چگونه میتوان میان سند تاریخی، تخیل ادبی و حرمت شخصیت پیامبر تعادل برقرار کرد. همین ویژگی، این مجموعه را به یکی از مهمترین تجربههای ادبیات داستانی دینی در چهار دهه اخیر تبدیل کرده است.
یکی از آسیبهای رایج آثار مذهبی، تبدیل شخصیتهای تاریخی به چهرههایی دور از دسترس است؛ شخصیتهایی که تنها باید ستایش شوند و نه شناخته. نتیجه چنین رویکردی، شکلگیری آثاری است که اگرچه از نظر اعتقادی ارزشمندند، اما از منظر ادبی، کمتر موفق به برقراری ارتباط با مخاطب میشوند.
محمدرضا سرشار آگاهانه از این دام فاصله میگیرد. او پیامبر را در متن زندگی روایت میکند؛ در کوچههای مکه، در میان روابط قبیلهای، در بازار، در خانواده و در جامعهای که هنوز بعثت در آن رخ نداده است. این انتخاب، اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا مخاطب پیش از آنکه با پیامبری مواجه شود که رسالت جهانی بر دوش دارد، با انسانی روبهرو میشود که در دل همان جامعه رشد کرده و قرار است آن را دگرگون کند.
از همین منظر، «آنک آن یتیم نظرکرده» بیش از آنکه درباره یک فرد باشد، درباره یک جامعه است. نویسنده با بازسازی دقیق فضای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی عربستان پیش از اسلام، زمینه ظهور پیامبر را به تصویر میکشد. این همان بخشی است که معمولاً …












