
جوان آنلاین: اردن و مصر سالها با نوعی اطمینان فرسوده، اما پایدار در کنار واشینگتن ایستادند، نه از سر عشق به نظم امریکایی، بلکه از سر این محاسبه که نزدیکی به قدرت مسلط، دستکم آنها را از بدترین طوفانهای منطقه دور نگه میدارد. قرار بود این رابطه هم امنیت بیاورد و هم وزن سیاسی، هم کمک مالی را تضمین کند و هم مانع شود که آتش بحرانهای خاورمیانه به داخل مرزهایشان سرریز کند. اما جنگهای تازه در خلیج فارس، دریای سرخ و شامات، این فرض را با خشونتی بیپرده فرو ریخته است. امروز، نهتنها معلوم نیست این دو متحد قدیمی امریکا سودی از آن اتحاد بردهاند، بلکه نشانهها حاکی از آن است که دقیقاً همان نزدیکی امنیتی، آنها را به آسیبپذیرترین نقاط منطقه تبدیل کرده است. اردن که میخواست از جنگ دیگران دور بماند، اکنون با میزبانی از نیروها و جنگندههای امریکایی به بخشی از صحنه درگیری بدل شده است. مصر نیز که دههها خود را میانجی اصلی جهان عرب میدانست، در حالی شاهد جابهجایی مرکز ثقل منطقه است که نفوذش در برابر ترکیه، پاکستان و دولتهای خلیج فارس آرامآرام تحلیل میرود.
اردن شاید بیش از هر کشور دیگری معنای تلخ «موقعیت جغرافیایی» را در خاورمیانه فهمیده باشد. این کشور کوچک، محصور در بحرانهای پیرامونی، همواره کوشیده از طریق سیاستی محتاطانه، توازنگرایانه و تا حدی مبهم، خود را از خط آتش دور نگه دارد. روایت رسمی سالها چنین بود که اردن کشوری است که ثباتش به نفع همه است و بیطرفی نسبیاش در منطقهای پرآشوب، ارزش راهبردی دارد، اما این روایت در برخورد با واقعیت جدید دوام نیاورد. وقتی آسمان یک کشور به کریدور عملیاتی سامانههای دفاعی و تهاجمی خارجی تبدیل میشود، آن کشور دیگر صرفاً یک ناظر نیست. حضور نیروهای امریکایی، استقرار سامانههای نظارتی و همکاری امنیتی گسترده، اردن را از «کشور حائل» به «کشور در معرض آتش» تبدیل کرده است. هر پهپاد رهگیری شده، هر هشدار پدافندی و هر تنش تازه در امتداد خلیج فارس، این احساس را در افکار عمومی اردن تقویت میکند که کشورشان به جای آنکه از بحران محافظت شود، به سکوی پشتیبانی بحران تبدیل شده است.
کشوری که قرار بود تماشاگر بماند
این وضعیت تنها یک مسئله نظامی نیست، مسئله مشروعیت است. در کشوری که بخش بزرگی از جامعه پیوند عمیق سیاسی و عاطفی با مسئله …












