
هشتم شهریورماه یادآور یکی از تلخترین و در عین حال آموزندهترین فاجعههای تاریخ معاصر ایران است. انفجار دفتر نخستوزیری در سال ۱۳۶۰ بهدست گروهک منافقین و شهادت مظلومانه رئیسجمهور وقت، شهید محمدعلی رجایی و نخستوزیر، شهید محمدجواد باهنر، سندی زنده و پررنگ از مظلومیت ملتی است که از همان نخستین روزهای پیروزی انقلاب اسلامی، هدف کینهتوزی و خشونت سازمانیافته قرار گرفته است. نامگذاری این روز در تقویم رسمی کشور تحت عنوان «روز مبارزه با تروریسم»، فرصتی ملّی و بینالمللی برای واکاوی یکی از متناقضترین مفاهیم در عرصه سیاست معاصر است.
جمهوری اسلامی ایران در معادله تروریسم بینالمللی موقعیتی کمنظیر و پارادوکسیکال دارد؛ موقعیتی که میتوان از آن تحت عنوان «قربانی شدن دوگانه» یاد کرد. از یکسو تحمل خسارات سنگین انسانی و مادی در میدان عمل و از سوی دیگر مواجهه با نظام رسانهای و سیاسی استکبار جهانی که با تحریف واقعیت، جای خادم و خائن را عوض کرده است.
در بعد نخست و در میدان عمل، ایران یکی از بزرگترین و مستندترین قربانیان تروریسم در سطح جهان به شمار میرود. بر اساس آخرین آمار و اسناد موجود، جامعه ایران بالغ بر ۲۳ هزار شهید ترور را تقدیم امنیت و کیان خود کرده است. دامنه این خشونت سازمانیافته، از ترور مسئولان عالیرتبه در دهه شصت و شهادت دانشمندان هستهای گرفته تا نمونههای متأخر آن در جریان تهاجمات و تجاوزات اخیر دشمنان—بهویژه شهادت حضرت آیتالله سید علی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی و جمعی از اعضای خانواده ایشان و نیز شهادت فرماندهان ارشد نظامی و مدافعان امنیت در جریان جنگ ۱۲ روزه و جنگ ۴۰ روزه آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران—گواهی بر تداوم این تروریسم دولتی است. علاوه بر …












