
جوان آنلاین: آنها که به کتابهای چاپشده قدیمیتر از رمان «الیور توییست» نوشته چارلز دیکنز دسترسی دارند، مشاهده کردهاند که در چاپهای متقدم بهصراحت از شخصیت فاگین با عنوان «یهودی» یاد میشود و این میتواند برای مخاطبی که در دستکم نیمه دوم قرن بیستم از طریق آثار نمایشی، تلویزیون و سینما با داستان «الیور توییست» آشنا شده، قدری حیرتانگیز باشد. اینکه نویسنده بزرگی، چون دیکنز نام یکی از بدترکیبترین و خبیثترین شخصیتهای خود را «یهودی» گذاشته، میتواند مبنای یک پژوهش درباره جامعه اروپا در قرنهای مختلف منتهی به مدرنیته باشد. حقیقت ماجرا این است که تبلیغات سنگین علیه شخصیت سیاسی هیتلر پس از دوره جنگ دوم جهانی، این تلقی را ایجاد کرده که نفرت از یهودیها در اروپا صرفاً ریشه در فاشیسم آلمان نازی دارد، اما با کمی کنکاش مشخص میشود که موضوع بسیار ریشهدارتر و عمیقتر از یک کینه فرقهای است. در گزارش پیشرو، نگاه به یهودیها در ادبیات داستانی اروپا را بررسی میکنیم.
ریشههای یک نفرت اجتماعی
در اوایل دوران مدرن، نمایش یهودیان در ادبیات داستانی اروپا اغلب کاملاً منفی بود و ریشهای عمیق در جامعه داشت. این نگاه منفی اگرچه قدری ریشه در منازعه میان مسیحیت و یهودیت در باب موضوع به صلیب کشیدن حضرت مسیح (ع) دارد، اما این همه ماجرا نیست و عملکرد یهودیان در جامعه اروپایی که اغلب جمعیت آن را مسیحیان تشکیل میدادند، گویای یک تنازع ریشهدار و عمیق بود. میتوان رفتارهای اغلب مرموز و مشکوک یهودیان را مبنای این دیدگاه بدبینانه دانست؛ چیزی که در ادبیات اروپا بهوفور خود را در قالب شخصیتهای متعدد و از سوی نویسندههای بزرگ و کوچک نشان داد. عظمت نام برخی از این نویسندهها بهقدری است که هرگز نمیتوان آن را انکار کرد. چارلز دیکنز و ویلیام شکسپیر بهعنوان دو قله نویسندگی در ادبیات داستانی اروپا، این مسئله را بهخوبی نشان میدهند. میتوان گفت اصلیترین و کانونیترین ویژگی رفتاری و صفت شخصیتهای یهودی در آثار داستانی اروپای دوره رنسانس، توطئهگر بودن آنهاست. البته نمونههایی را نیز میتوان یافت که شخصیتهای یهودی از ویژگیهای اخلاقی معتدلتری برخوردارند، اما این رویکرد همواره در آثار دوره رنسانس در حاشیه قرار داشته است.
شخصیتپردازی از دل جامعه





