
جوان آنلاین: مادر شاغل در ایران اغلب نه با یک شغل، بلکه با مجموعهای از مسئولیتهای همزمان زندگی میکند؛ مسئولیتهایی که بسیاری از آنها دیده نمیشوند. کار اداری پایان مییابد، اما کار او تمام نمیشود. بعد از بازگشت به خانه، نوبت تهیه غذا، رسیدگی به تکالیف فرزندان، نظافت خانه، توجه به همسر، برنامهریزی برای روز بعد و هزاران کار ریز و درشت دیگری است که معمولاً عنوان فعالیت و کار روی آنها گذاشته نمیشود. در چنین شرایطی، عجیب نیست اگر بسیاری از مادران شاغل گاهی احساس کنند در هیچکدام از نقشهای خود به اندازه کافی خوب نیستند. در محل کار، نگرانند که مادر بودن باعث شود کارمند کمتعهدتری به نظر برسند و در خانه، نگرانند که اشتغال باعث شده مادر کافی برای فرزندانشان نباشند. این همان نقطهای است که احساس گناه شکل میگیرد؛ احساسی که میتواند آرامآرام به فرسودگی، اضطراب و حتی نارضایتی از خود منجر شود. اما شاید لازم باشد یکبار این سؤال را جدیتر بپرسیم: چرا مادری که برای ساختن آینده خود و خانوادهاش تلاش میکند، باید بابت موقعیت شغلی احساس گناه کند؟ یکی از مشکلات اصلی، تصویری است که از «مادر ایدهآل» ساختهایم. در این تصویر، مادر باید همیشه در دسترس باشد، همیشه صبور باشد، خانه مرتب باشد، غذای مناسب آماده باشد، به درس و تربیت فرزند رسیدگی کند و در عین حال هیچگاه خسته، عصبانی یا نگران نباشد. در سوی دیگر، «کارمند نمونه» نیز تصویری مشابه دارد؛ کسی که همیشه در دسترس است، اضافهکاری میکند، کارها را بدون وقفه تحویل میدهد، در جلسات حضور کامل دارد و هیچگاه به دلیل مسائل خانوادگی از برنامه کاری عقب نمیماند. چهبسا جمعکردن این دو تصویر در یک نفر تقریباً ناممکن است.
مسئله این نیست که زنان نمیتوانند هم مادر باشند و هم در کار خود موفق شوند. مسئله این است که گاهی از آنها انتظار داریم در هر دو نقش، استانداردی غیرواقعی و دستنیافتنی داشته باشند. حال آنکه مادر شاغل قرار نیست در تمام ساعات شبانهروز در بهترین نسخه خود باشد. او نیز خسته میشود، اشتباه میکند، گاهی غذای سادهتری درست میکند، ممکن است یک جلسه مدرسه را از دست بدهد یا نتواند هر شب برای فرزندش کتاب بخواند. اینها نشانه شکست او در مادری نیست، بلکه نشانه انسان بودنش است. بسیاری از مادران شاغل زمانی که فرزندشان را به …












