
جوان آنلاین: فاطمه پورخلفی و همسرش «پاسدار شهید مهدی سهرابی» به عنوان دو جوان دهه هشتادی، تنها هشت ماه از ازدواجشان میگذشت که آقا مهدی به شهادت رسید. این دو یک زندگی ساده، اما پر از عشق و محبت را تجربه میکردند تا اینکه جنگ تحمیلی ۱۲ روزه در خردادماه ۱۴۰۴ آغاز شد و با شهادت مهدی، سرنوشت دیگری برای این خانواده رقم خورد. شهید سهرابی یکی از نیروهای جوان هوافضای سپاه بود که برای جنگ با شقیترین دشمنان اسلام و بشریت یعنی صهیونیستها، رخت رزم پوشید و هنگام مقابله با دشمن به شهادت رسید. در حالی که نزدیک به یک سال و دو ماه از شهادت آقا مهدی میگذرد، همسرش فاطمه پورخلفی راوی مجاهدتها و خاطرات مردی میشود که در زندگی مشترکشان، دنیایی حرف و خاطره از خود برجای گذاشته است.
چطور با شهید سهرابی آشنا شدید؟ ایشان موقع شهادت چند سال داشتند؟
ما در یک محله زندگی میکردیم و خانوادهها با یکدیگر آشنایی داشتند. البته خودم شهید را قبل از ازدواج ندیده بودم. پدرم شهید را میشناخت و پدر آقا مهدی بحث خواستگاری را مطرح کردند. آن موقع من کلاس دوازدهم بودم. سال ۱۴۰۰ بود. شهید که متولد ۴اسفند سال ۷۹ است (میتوانیم بگوییم متولد ۸۰ است) فقط ۲۰ سال داشت. بعد از خواستگاری و مراسم اولیه، نهایتاً ۲۷ اسفند سال ۱۴۰۰ عقد کردیم. دو سال و هفت ماه عقد بودیم و هشت ماه قبل از شهادت آقا مهدی ازدواج کردیم. بعد از قریب به سه سال و سه ماه و چند روز زندگی مشترک، ۲۷ خرداد سال ۱۴۰۴ آقا مهدی که فقط ۲۴ سال داشت، مجروح شد و بعد از چهار روز و نیم که در کما بود، به شهادت رسید.
پس زمان خواستگاری، ایشان پاسدار نبودند؟
نه، آن موقع دانشجوی رشته مهندسی کامپیوتر دانشگاه آزاد بود. البته ایشان برای استخدام سپاه اقدام کرده و مراحلی از گزینش را هم گذرانده بود. بعد از استخدام در سپاه، آقا مهدی از دانشگاه انصراف داد و به دانشکده افسری در تهران رفت. یعنی ازدواجمان با استخدام آقا مهدی تقریباً در یک زمان صورت گرفت.
اولین نکتهای که از اخلاق ایشان درک کردید چه بود؟
حسنخلق مهدی و ادب و احترامی که برای افراد قائل میشد، طوری بود که اگر کسی حتی یک بار مهدی را میدید، متوجه ادب در کردار و گفتارش میشد. بسیار مسئولیتپذیر بود و هر کاری را به بهترین نحو ممکن به آخر میرساند. اهل کمک کردن بود. …











