
جوان آنلاین: در سپهر ژئوپلیتیک معاصر که از آشوبهای ساختاری و تهدیدات فراملی خبر میدهد، تبیین دکترین دفاعی یک کشور، تنها یک ضرورت نظامی نیست، بلکه بازتابی از ارادهی سیاسی و حقوقی حاکمیت برای صیانت از «حق حاکمیت» (Sovereignty) است.
با واکاوی دقیق و تطبیقی احکام ارکان فرماندهی و نقاط ثقل استراتژیک در دستورالعملهای رهبری، میتوان دریافت که جمهوری اسلامی ایران در حالگذار از یک پارادایم «دفاعی-پدافندی» به سوی یک ساختار «بازدارندگی فعال و تهاجمی» است؛ ساختاری که در آن، توان نظامی، هوشمندی اطلاعاتی و ظرفیتهای مردمی در یک «پیوند ارگانیک» برای مقابله با استکبار صهیونی-امریکایی به کار گرفته شدهاند.
۱. تحول در دکترین بازدارندگی
بررسی احکام ریاست ستاد کل نیروهای مسلح و فرماندهی کل سپاه پاسداران، گویای یک چرخش راهبردی از «دفاع ایستا» به سوی «بازدارندگی تهاجمی» (Offensive Deterrence) است. تأکید بر «آمادگی برای اجرای عملیات تهاجمی پرقدرت» و «پاسخگویی انقلابی»، در تحلیل حقوق بینالملل، نه یک اقدام تجاوزجویانه، بلکه تجلی عینی «حق دفاع مشروع پیشدستانه» (Anticipatory Self-Defense) است.
این رویکرد، در واقع طراحی یک معادلهی دفاعی جدید است که در آن، مرز میان پدافند و تهاجم با هدف «از میان برداشتن تهدید پیش از وقوع آن» بازتعریف شده است. این گذار، پاسخی است به رفتارهای غیرقانونی و نقض مداوم معاهدات بینالمللی توسط محور استکبار، که در آن، بازدارندگی دیگر تنها با «ایستادگی» محقق نمیشود، بلکه با «توانایی اعمال قدرت در عمق تهدید»
معنا مییابد.
۲. بسیج مردمی؛ از ظرفیتهای انسانی تا تبدیل به «سپر حاکمیتی»
در لایهی دوم این استراتژی، نقش بسیج مستضعفین از یک نهاد حمایتی به یک «ستون فقرات اجتماعی-امنیتی» ارتقا یافته است. هدفگذاری برای تحقق شعار «هر ایرانی، یک بسیجی»، در واقع فرآیند «ملیسازی دفاع» است.
- امنیت چندبعدی و مقابله با جنگهای ترکیبی: تأکید بر تقویت شبکههای اطلاعاتی مردمی و بهرهگیری از فناوریهای نوین، نشاندهنده درک …













