
جوان آنلاین: چند تن از استادان و پیشکسوتان روزنامهنگاری ایران، تصویری تلخ از وضعیت مطبوعات کشور به دست دادهاند. برخی از سخنان یا بیشتر گفتهها دربارهی ساختار روزنامهنگاری در ایران درست است! ولی بشدت ناکافی و غیردقیق و گاهی دچار سطحینگری و سیاستزدگی است. در این سطح از استادان نباید توجیهات دلایل «بحران اعتماد به روزنامهها» بوی سیاسی بدهد و از دلایل علمی دور شود. متأسفانه در یک جناح سیاسی در ایران، حتی وقتی جلسهای به ظاهر علمی میگذارند تا بحرانها را واکاوی کنند، نمیتوانند خود را از دامی که نگاه سیاسیشان پهن کرده است، رها کنند. به همین دلیل در چند بخش اشتباهات ویرانگری را که استادان محترم در نقدها داشتند و برخی مسائل اساسی را نادیده گرفتند، بررسی میکنم. بحث سیاسی کردید نه علمی! استادان کلاً از کاهش اعتماد عمومی، محدودیتهای حرفهای، وابستگی اقتصادی، فشارهای امنیتی، ضعف تشکلهای صنفی، روزنامههای کمرمق و «تعداد مدیران و سردبیران بیش از خبرنگاران» به عنوان دلایل بحران سخن گفتند. یکی از حاضران (صدیقی) میگوید مردم دیگر روزنامهها را نمیخوانند و نمیخرند، چون خودشان را در آنها نمیبینند. دیگری (فرقانی) از انتقال مرجعیت رسانهای به خارج از کشور سخن میگوید و تأکید میکند که روزنامهنگاری امروز بیش از هر چیز به استقلال حرفهای، اخلاق، آموزش، استقلال اقتصادی و تشکلهای صنفی نیاز دارد. اینها حرفهای خوبی است ولی نباید دلایل اصلی و جهانی تضعیف روزنامههای مکتوب و آنهمه تغییرات بنیادین رابطهی مردم با رسانه را نادیده گرفت و فقط بحثها را با مقیاس و متریال سیاسی پیش برد. بحران روزنامه، جهانی است و اگر آن را به برخی کمبودها و فشارها فروکاستیم، حقیقت را کتمان کردهایم. در این نشست، تقریباً تمام بحران از دریچهی «بحران مطبوعات ایران» دیده میشود. ولی روزنامه و روزنامهنگاری در سراسر جهان نیز با دگرگونی عظیمی مواجه شده است. اگر این بخش از ماجرا نادیده گرفته شود، ممکن است تصور کنیم اگر فقط محدودیتهای سیاسی برطرف شود، استقلال اقتصادی ایجاد شود و روزنامهنگاران آزادانهتر بنویسند، مردم دوباره روزنامه خواهند خرید و خواهند خواند. چنین نتیجهای به هیچ وجه قطعی نیست. ایشان دو بحران داخلی و جهانی را با هم یکی کردهاند. بحران روزنامه چونان یک رسانه مسئله …











