
رامین پرتو
جنگ تعرفهای آمریکا و کانادا بار دیگر به یکی از جدیترین منازعات اقتصادی در میان متحدان غربی تبدیل شده است؛ منازعهای که از اختلاف بر سر چند قلم کالای صادراتی فراتر رفته و اکنون به مسئلهای درباره حاکمیت ملی، آینده تجارت آمریکای شمالی و اعتبار سیاست اقتصادی دولت دونالد ترامپ تبدیل شده است. شکست مذاکرات اخیر، اعمال تعرفه ۵۰ درصدی بر حدود ۲۰ میلیارد دلار کالای کانادایی و تهدید به افزایش تعرفه خودرو، قطعات خودرو و فولاد از ابتدای سال ۲۰۲۷، نشان میدهد واشنگتن قصد ندارد فشار تجاری بر اتاوا را در کوتاهمدت کاهش دهد. در مقابل، دولت مارک کارنی نیز با وجود آسیبپذیری اقتصاد کانادا، از پذیرش توافقی که آن را غیرقابل اجرا یا زیانبار برای بخشهای کلیدی اقتصاد کشور بداند، خودداری کرده است.
چرا ترامپ جنگ تعرفهای با کانادا را کلید زد؟
بازگشت ترامپ به سیاست تعرفهای را باید بخشی از همان رویکردی دانست که در دوره نخست ریاستجمهوری او نیز دنبال شد؛ رویکردی که در آن تعرفه نه فقط ابزار اقتصادی، بلکه وسیلهای برای اعمال فشار سیاسی و بازتعریف روابط تجاری آمریکا تلقی میشود. ترامپ معتقد است حجم بزرگ اقتصاد آمریکا و وابستگی شدید شرکای تجاری به بازار این کشور، به واشنگتن قدرتی میدهد که از طریق تعرفه و تهدید به محدودیت تجاری، امتیازهای سیاسی و اقتصادی بیشتری به دست آورد. در مورد کانادا، این محاسبه با این واقعیت تقویت میشود که بخش بزرگی از تجارت خارجی این کشور با آمریکا انجام میگیرد.
اظهارات جمیسون گریر، نماینده تجاری آمریکا، نیز نشان میدهد واشنگتن شکست مذاکرات را الزاماً یک عقبنشینی تلقی نمیکند. از نگاه دولت ترامپ، کانادا باید دسترسی به بازار آمریکا را در برابر امتیازهای موردنظر واشنگتن بپذیرد و طرح درخواستهای جدید، درباره تعرفه کامیونهای سنگین، نشانهای از زیادهخواهی اتاوا تلقی شده است. جیدی ونس نیز با پیوند دادن اختلاف تجاری به موضوع هزینههای دفاعی کانادا، نشان داد که منازعه از حوزه اقتصاد فراتر رفته و به بازتعریف رابطه سیاسی و امنیتی دو کشور نزدیک شده است.
ترامپ همچنین تلاش میکند …












