
رامین پرتو
پنج سال پس از بازگشت طالبان به کابل، افغانستان در نقطهای ایستاده است که در آن «ثبات» و «مشروعیت» دو مفهوم متفاوت هستند. طالبان توانسته کنترل سرزمینی و ساختار قدرت را حفظ کنند و جنگ گستردهای را که دو دهه ادامه داشت پایان دهند، اما این دستاورد امنیتی به معنای حل بحران سیاسی، اجتماعی و حقوق بشری افغانستان نیست. حکومت طالبان امروز از سوی روسیه بهطور رسمی به رسمیت شناخته شده، اما بیشتر کشورها، از جمله کشورهای اروپایی، ترجیح دادهاند میان شناسایی حقوقی و تعامل عملی فاصله بگذارند.
این فاصله، مهمترین ویژگی وضعیت کنونی افغانستان است. دیپلماتها به کابل میروند، هیأتهای طالبان به پایتختهای خارجی سفر میکنند، درباره مهاجرت، تجارت، امنیت، انرژی و معادن مذاکره میشود و حتی قراردادهای اقتصادی با کشورهای مختلف شکل گرفته است؛ اما در همان حال، زنان از تحصیل و اشتغال گسترده محروماند، مشارکت سیاسی فراگیر وجود ندارد و مخالفان و منتقدان با محدودیت روبهرو هستند. بنابراین، جامعه جهانی بیش از آنکه طالبان را پذیرفته باشد، در حال مدیریت واقعیتی است که نمیتواند آن را نادیده بگیرد.
این وضعیت در مراسم پنجمین سالگرد بازگشت طالبان نیز آشکار بود. کابل شاهد گردهمایی بود و امارت اسلامی، این روز را نماد پایان اشغال و آغاز حاکمیت مستقل معرفی کرد. در روایت طالبان، جنگ پایان یافته و افغانستان وارد فصل تازهای از صلح و روابط محترمانه با جهان شده است. اما روایت جامعه جهانی متفاوت است: پایان جنگ، زمانی ارزش پیدا میکند که با امنیت انسانی، حقوق شهروندی، مشارکت سیاسی و فرصت برابر برای همه گروههای جامعه همراه شود. همین تفاوت روایت، بخش بحران افغانستان است.
ثبات امنیتی در برابر بحران اجتماعی و سیاسی
طالبان میگویند بزرگترین دستاورد پنج سال گذشته، برقراری امنیت است. آنها پایان جنگ سراسری، کاهش فساد اداری و کنترل بیشتر بر سراسر کشور را نشانه موفقیت خود میدانند و از جهان میخواهند این واقعیت را بپذیرد. با این حال، امنیت به تنهایی نمیتواند جایگزین مشروعیت سیاسی و رضایت عمومی شود. هنگامی که یک حکومت با حذف …












