
فوتبال ایران همواره آبستن حوادث غیرمترقبه و درامهای نفسگیر است. در مستطیل سبز، زمان مفهومی متفاوت دارد؛ گاهی یک فصل 34هفتهای به سرعت برق و باد میگذرد و گاهی تنها گذشت 3هفته از مسابقات، به اندازه یک عمر برای سرمربیان طول میکشد. لیگ بیستوششم با تمام هیاهوها آغاز شده و خیلی زودتر از آنچه تصور میشد، تیغ تیز انتقادات روی گردن برخی از مربیان قرار گرفته است. لیگ برتر فوتبال ایران در دوره بیستوششم خود، تنها 3هفته از مسیر طولانی و پرپیچوخم خود را پشت سر گذاشته است. با این حال، جدول ردهبندی از همین حالا شگفتیهای خود را به رخ میکشد. استقلال و تراکتور با کسب تمامی امتیازات ممکن و با ۹امتیاز بر بام جدول تکیه زدهاند، اما حضور گلگهر سیرجان و آلومینیوم اراک با ۷امتیاز در رتبههای سوم و چهارم، نوید فصلی جذاب و غیرقابل پیشبینی را میدهد. در آن سوی سکه، سیاهی و بحران خیلی زودتر از موعد خیمه زده است. چادرملو اردکان به شکلی غیرمنتظره قعرنشین است و تیمهای ریشهداری چون استقلالخوزستان، شمسآذر قزوین و نساجی مازندران تنها با دشت یکامتیاز در منطقه قرمز دستوپا میزنند. اما فراتر از اعداد و ارقام جدول، آنچه در این روزها فضای فوتبال ایران را ملتهب کرده، صدای اعتراضات سکوهاست. هواداران برخی تیمها خیلی زودتر از حد معمول کاسه صبرشان لبریز شده و شعار آشنا و زهرآگین «حیا کن، رها کن» را در ورزشگاهها طنینانداز کردهاند؛ شعاری که زنگ خطر تغییرات زودهنگام روی نیمکتها را به صدا درآورده است.
محمد نوری و جهنم داغ آبادان: در خط مقدم این بحران، نام یک مربی جوان و کمتجربه به چشم میخورد؛ محمد نوری. هافبک پیشین و خوشنقش پرسپولیس که در اولین چالش جدی دوران سرمربیگریاش، سکان هدایت برزیل ایران را در دست گرفته است، این روزها در کانون طوفان قرار دارد. صنعتنفت آبادان، تیمی که با هواداران پرشور و متعصبش شناخته میشود، هرگز محیطی آرام برای آزمون و خطا نبوده است. نوری در 3هفته ابتدایی تنها موفق به کسب ۲امتیاز شده و نمایشهای تیمش چنگی به دل نزده است. اما نقطه …












