
رامتین موثق
رکود در اقتصاد ایران پدیده نوظهوری نیست که در ارزیابی آن، تنها به علل کوتاهمدت اشاره کرد و چند سالی است که رشد اقتصادی ایران کاهشی بوده و حتی اگر در این سالیان رشدی هم حاصل میشد، ناشی از فروش نفت و یا رشد بخش خدمات بود و رشد و توسعهای در بخشهای تولید و کشاورزی، بخش حقیقی اقتصاد، رخ نمیداد. بنابراین بخش حقیقی اقتصاد ایران با ظرفیت خالی بسیاری مواجه است. علاوه بر مشکلات سمت عرضه، نبود تقاضای موثر حقیقی در بازار، به علت کاهش قدرت خرید مردم و سالها اجرای سیاست سرکوب دستمزدها، به ماندگاری رکود دامن زده است.
گذار از رکود به رونق تا حد زیادی به حل بحرانهای سیاسی وابسته شده است. ناپایداری و عدم تعادل در روابط سیاسی ما، شرایط تولید و اقتصاد را سخت کرده است؛ در شرایط نه جنگ و نه صلح فعلی، تولیدکنندگان حتی اگر بدانند که بدترین سناریو یعنی جنگ اتفاق میافتد، تمام مناسبات و برنامههای خود را متناسب با شرایط جنگی تنظیم میکنند اما در این حالت بینابین قدرت تصمیمگیری از صاحبان کسبوکار، سلب شده است
اقتصاددانان در تحلیل رکود رویکردهای متفاوتی دارند؛ برخی از اقتصاددانان، معمولا نئوکلاسیکها، توجه خود را بیشتر به سمت عرضه معطوف میکنند اما گروه دیگری از اقتصاددانان، به خصوص کینزیها، بر این باورند که نباید به این استدلال که «عرضه تقاضای خود را به وجود میآورد»، قانع بود و باید مشکلات سمت تقاضا را در کانون توجه قرار داد چرا که حتی اگر بخش عرضه اقتصاد با هیچ مشکلی مواجه نباشد، نبود تقاضای موثر در بازار باعث توقف فعالیتهای اقتصادی میشود زیرا در این شرایط، مردم قادر به خرید محصولات تولید شده و صاحبان کسبوکار نیز قادر به کسب درآمد، به واسطه فروش محصولاتشان نخواهند بود.
دبیرکل خانه صمت در گفتوگو با «توسعه ایرانی»: شرایط «نه جنگ و نه صلح» فعلی، تصمیمگیری و برنامههای آینده را تحتالشعاع قرار میدهد. اکنون بنگاهها برای بلندمدت و حتی میانمدت، قادر به تصمیمگیری نیستند و به صورت کلی، برنامهریزی ممکن نیست مگر با قبول ریسک!
هشدار …






