یکشنبه / ۱۱ مرداد / ۱۴۰۵ - 2 August, 2026
روزنامه توسعه ایرانی / ۶ ساعت قبل
کدام نهاد پیگیر 17 ملوان گمشده«شاهین ۲ » است؟
سعیده علیپور در روزهایی که دریای عمان زیر سایه جنگ، رفت وآمد نیروهای نظامی و آتش بسی شکننده روزگار می گذراند، لنج صیادی
سعیده علیپور
در روزهایی که دریای عمان زیر سایه جنگ، رفتوآمد نیروهای نظامی و آتشبسی شکننده روزگار میگذراند، لنج صیادی «شاهین ۲» با ۱۷ سرنشین از کنارک به دریا رفت و دیگر بازنگشت. آخرین تماس بامداد ۱۷ اردیبهشت برقرار شد. یکی از صیادان از حضور یک بالگرد آمریکایی و شلیک منور در نزدیکی مسقط خبر داد و دقایقی بعد، ارتباط قطع شد. از آن شب تاکنون نه اثری از لنج پیدا شده، نه خبری قطعی از سرنشینانش رسیده و نه مقامهای مسئول توضیح دادهاند که جستوجو دقیقا در چه محدودهای انجام شده است؟ خانوادهها میان احتمال غرقشدن، گرفتارشدن در یک حادثه نظامی و بازداشت در یکی از کشورهای منطقه چشمانتظار ماندهاند؛ احتمالاتی که هیچکدام تایید نشده، اما سکوت طولانی دستگاههای مسئول نیز چیزی از اضطراب آنان کم نکرده است. گویی جان شهروندان عادی که ماجرایشان تنها به معیشت گره خورده و روایت قهرمانی پشت آن نیست برای کسی اهمیتی ندارد.
نزدیک سه ماه پس از آن شب، خانوادهها هنوز نمیدانند عزیزانشان غرقشدهاند، در یک حادثه نظامی گرفتارند، به دست شناوری ناشناس نجات یافتهاند یا در یکی از کشورهای منطقه بازداشت شدهاند.
آخرین تماس در نزدیکی مسقط
لنج «شاهین ۲» برای صید در آبهای اقیانوسی از کنارک حرکت کرده بود. خبرگزاری ایرنا و رسانه محلی رسانک، تاریخ حرکت را ۱۵ اردیبهشت اعلام کردهاند، اما حالوش، نخستین رسانهای که خبر مفقودی را منتشر کرد، نوشته است که لنج ۱۳ اردیبهشت راهی دریا شده بود.
این اختلاف دو روزه در پرونده مفقودی یک شناور، که ساعت و روز حرکت میتواند در تعیین مسیر احتمالی لنج، بررسی جریانهای دریایی، تصاویر ماهوارهای و دادههای راداری نقش اساسی داشته باشد بسیار مهم است. با این حال، پس از گذشت چند ماه، هنوز یک روایت رسمی و یکپارچه از زمان حرکت، مسیر طیشده و آخرین مختصات شناور در اختیار افکار عمومی قرار نگرفته است.
بر اساس روایتهای منتشرشده، ساعت حدود ۳۰ دقیقه بامداد ۱۷ اردیبهشت یکی از سرنشینان در تماس با خانواده خود از حضور یک بالگرد آمریکایی و شلیک منور خبر داده است. مشخص نیست این تماس از چه مختصاتی برقرار شده، آیا صدای دیگری در پسزمینه شنیده شده و آیا لنج پیش یا پس از تماس، هشدار یا پیام رادیویی دریافت کرده است.
پرتاب منور بهخودیخود نشانه حمله یا توقیف نیست. منور ممکن است برای هشدار، تعیین موقعیت یا دورکردن شناورها استفاده شود. با این حال، همزمانی قطع تماس با حضور یک بالگرد نظامی، پرسشی است که بدون دریافت پاسخ از نیروهای حاضر در منطقه نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت.
حتی اسامی صیادان هم یکسان منتشر نشده است
ابهام پرونده فقط درباره زمان حرکت نیست. حالوش هفتم خرداد نام ۱۷ سرنشین را منتشر کرد: حمید بلوچ، ناخدای لنج؛ مهران بلوچ؛ مهران رنجبر؛ عادل، خالد و محمد رزمی؛ عبدالله روزافزا؛ اسماعیل بکرای؛ رضا پیرایش؛ اقبال گنگذاری؛ محمد رئیسی؛ جاسم، حامد و مهرزاد دهانی؛ مرادبخش نوحانی؛ فرید رزمی و سپاه رزمی.
بر اساس همین گزارش، اسماعیل بکرای ۱۶ ساله و فرید رزمی حدود ۱۷ سال داشتهاند. سه عضو خانواده رزمی و سه عضو خانواده دهانی نیز همزمان در این لنج حضور داشتهاند؛ یعنی در بعضی خانهها، سه پسر یک خانواده با یک لنج ناپدید شدهاند.
در میان خانوادهها و کاربران شبکههای اجتماعی این احتمال مطرح شده که صیادان شاید در عمان یا کشور دیگری بازداشت شده باشند. تا این لحظه هیچ سندی که این احتمال را تأیید کند منتشر نشده، اما تطبیق اسامی صیادان با فهرست بازداشتگاهها، بیمارستانها و مراکز نگهداری کشورهای منطقه، یکی از بدیهیترین اقداماتی است که وزارت امور خارجه باید نتیجه آن را اعلام کند
فهرستی که بعدتر ایرنا منتشر کرد، با این اسامی کاملا یکسان نبود. ایرنا از ۱۶ نفر نام برد و نفر هفدهم را خدمهای اهل پاکستان معرفی کرد. نام سپاه رزمی در گزارش ایرنا وجود نداشت و املای بعضی نامها نیز متفاوت است.
این تفاوتها ممکن است ناشی از اشتباه در ثبت اسامی، نام مستعار یا اطلاعات اولیه خانوادهها باشد. با این حال، وقتی حتی تعداد، تابعیت و نام دقیق سرنشینان در گزارشهای موجود یکسان نیست، طبیعی است که خانوادهها نسبت به شیوه پیگیری پرونده تردید کنند. هنوز مشخص نیست کدام نهاد فهرست نهایی سرنشینان را تأیید کرده و آیا اطلاعات هویتی آنان رسما برای کشورهای همسایه ارسال شده است یا نه.
خبری که نزدیک سه ماه در حاشیه ماند
بر اساس بررسیها نخستین خبر منتشر شده درباره «شاهین ۲» هفتم خرداد، حدود سه هفته پس از قطع تماس، در حالوش منتشر شد. بیش از یک ماه بعد، رسانک دوباره از بیخبری خانوادهها نوشت و گزارش داد که آنان از مسیر شیلات، فرمانداری و دستگاههای مرتبط با وزارت امور خارجه موضوع را پیگیری کردهاند، اما پاسخ روشنی دریافت نکردهاند.
در سوم مرداد، روزنامه هفت صبح با تیتر «۸۰ روز بیخبری از ۱۷ صیاد ایرانی» ماجرا را به رسانههای سراسری رساند. چند روز بعد، ایرنا گزارش «قصه تلخ ۱۷ صیاد گمشده؛ انتظار بیپایان خانوادههای کنارکی» را منتشر کرد. حال جای سوال است که چطور ناپدیدشدن ۱۷ انسان برای هفتهها در محدوده رسانههای محلی بلوچستان باقی ماند؟! نه اطلاعیه فوری و منظمی از سوی دولت منتشر شد و نه رسانههای بزرگ از همان روزهای نخست، پرونده را در دستور کار خود قرار دادند.
در این میان بخش اصلی روایتهای این ماجرا به کانالهای تلگرامی و حسابهای محلی محدود مانده است.
متهم این سکوت کیست؟ این سکوت را نمیتوان فقط با کمبود اطلاعات توضیح داد. مقامهای رسمی میتوانستند بدون انتشار جزئیات امنیتی اعلام کنند جستوجویی انجام شده؟ با کدام کشورها مکاتبه شده؟ و چه نهادی مسئول پاسخگویی به خانوادههاست. اما همین اطلاعات حداقلی نیز بهصورت عمومی منتشر نشده است.
آیا ممکن است زنده باشند؟
نبود لاشه لنج، جسد یا وسایل سرنشینان، خانوادهها را امیدوار نگه داشته است. این امید قابل فهم است، اما پیدا نشدن لاشه لزوما به معنای زندهبودن صیادان نیست. دریا گاهی برای ماهها یا حتی برای همیشه نشانی از یک شناور باقی نمیگذارد.
اگر لنج آسیب دیده و سرنشینان از همان روزها بدون کمک در آبهای آزاد سرگردان مانده باشند، پس از این مدت احتمال زندهماندن بسیار پایین است؛ حتی اگر شناور برای سفر طولانی آب، سوخت و غذا داشته باشد. بنابراین احتمال زندهبودن آنان بیشتر به دو سناریو گره خورده است: نجات به دست کشتی یا لنجی دیگر، یا بازداشت و انتقال به خاک یکی از کشورهای منطقه.
نزدیکی آخرین موقعیت اعلامشده به مسقط، نگاهها را به عمان برده است. پلیس سلطنتی عمان در هفتههای پس از ناپدیدشدن «شاهین ۲»، چند بار از بازداشت گروههایی از «اتباع آسیایی» در قایقهای ماهیگیری به اتهام ورود غیرقانونی خبر داده بود. در این اطلاعیهها نام، تابعیت دقیق و تصویر بازداشتشدگان منتشر نشد.
در میان خانوادهها و کاربران شبکههای اجتماعی این احتمال مطرح شده که صیادان شاید در عمان یا کشور دیگری بازداشت شده باشند. تا این لحظه هیچ سندی که این احتمال را تأیید کند منتشر نشده، اما تطبیق اسامی صیادان با فهرست بازداشتگاهها، بیمارستانها و مراکز نگهداری کشورهای منطقه، یکی از بدیهیترین اقداماتی است که وزارت امور خارجه باید نتیجه آن را اعلام کند.
احتمال بازداشت از سوی نیروهای آمریکایی نیز مطرح شده است. این فرضیه عمدتا بر آخرین تماس و اشاره به بالگرد آمریکایی استوار است. اما مشاهده بالگرد و شلیک منور، بهتنهایی ثابت نمیکند که لنج توقیف یا هدف قرار گرفته است. برای روشنشدن این بخش از ماجرا باید مشخص شود کدام یگان نظامی در آن ساعت در منطقه حضور داشته و آیا اطلاعاتی از شناور ایرانی ثبت کرده است.
فرضیه دزدی دریایی هم گاه مطرح میشود، اما نشانههای معمول آن، مانند تماس برای دریافت پول، اعلام گروگانگیری یا واسطهشدن گروههای محلی، تاکنون دیده نشده است. ضمن اینکه آخرین موقعیت اعلامشده با مناطق اصلی فعالیت دزدان دریایی سومالی فاصله دارد. با وجود این، تجربه صیادان کنارکی که در سالهای گذشته گاه برای مدتی طولانی در اسارت ماندهاند، باعث شده خانوادهها این احتمال را نیز کاملا کنار نگذارند.
حال جای سوال است که چطور ناپدیدشدن ۱۷ انسان برای هفتهها در محدوده رسانههای محلی بلوچستان باقی ماند؟! نه اطلاعیه فوری و منظمی از سوی دولت منتشر شد و نه رسانههای بزرگ از همان روزهای نخست، پرونده را در دستور کار خود قرار دادند
وزارت خارجه چه کرده است؟
عجیب اینجاست که تاکنون وزارت امور خارجه، توضیح مستقیمی با نام «شاهین ۲» و ۱۷ سرنشین آن اعلام نکرده است بقائی، سخنگوی وزارت خارجه، پیشتر درباره دو صیاد دیگر که از اسفند در دریای عمان مفقود شده بودند، گفته بود موضوع از طریق معاونت کنسولی و سفارت ایران در عمان پیگیری میشود.
همین سخنان نشان میدهد وزارت خارجه کانال لازم برای پرسوجو از دولت عمان را در اختیار دارد. بنابراین طرح این سوال که آیا اسامی و تصاویر این ۱۷ نفر برای پلیس، گارد ساحلی، بیمارستانها و بازداشتگاههای عمان ارسال شده است؟ بیجا نیست. هرچند ممکن است پیگیریهایی پشت درهای بسته در جریان باشد، اما حتی در آن صورت نیز دولت موظف است به خانوادهها بگوید پرونده در چه مرحلهای است. محرمانهبودن مذاکرات، دلیلی برای بیخبرگذاشتن خانوادهها نیست.
احتمال دیگری هم وجود دارد: هنوز هیچ دستگاهی مسئولیت کامل پرونده را نپذیرفته است. شیلات، سازمان بنادر، فرمانداری، نیروهای نظامی و وزارت امور خارجه هرکدام بخشی از اطلاعات را در اختیار دارند، اما خانوادهها نمیدانند در نهایت باید پاسخ خود را از چه کسی بخواهند.
شهروندان عادی، فقط در روز بازگشت مهم میشوند؟
در خبرهای رسمی، صیادان سواحل مکران معمولا با واژههایی مانند تولید، امنیت غذایی، مقاومت و رونق اقتصادی توصیف میشوند. مقامها هنگام بازدید از اسکلهها از زحمت آنان تقدیر میکنند و دوربینها تصاویر لنجها و تورهای ماهیگیری را ثبت میکنند. اما وقتی همان صیادان درر دریا ناپدید میشوند، بهنظر میرسد به حاشیه خبر رانده میشوند.
در روزهای پایانی تیر، سخنگوی دولت از اسکله سنگی کنارک بازدید کرد و با صیادان گفتوگو داشت، اما در گزارش رسمی این بازدید اشارهای به خانوادههای «شاهین ۲» نشد. شاید خانوادهها درخواست دیدار نکرده بودند، شاید موضوع در جلسهای غیرعلنی مطرح شده یا شاید اساسا پرونده در دستور کار این سفر نبوده است. هرچه بوده، در خروجی رسمی سفر اثری از ۱۷ صیاد دیده نشد.
متهم این سکوت کیست؟ این سکوت را نمیتوان فقط با کمبود اطلاعات توضیح داد. مقامهای رسمی میتوانستند بدون انتشار جزئیات امنیتی اعلام کنند جستوجویی انجام شده؟ با کدام کشورها مکاتبه شده؟ و چه نهادی مسئول پاسخگویی به خانوادههاست. اما همین اطلاعات حداقلی نیز بهصورت عمومی منتشر نشده است
این همان احساسی است که در روایت خانوادهها و واکنشهای کاربران شبکههای اجتماعی تکرار میشود: شهروندان عادی زمانی در مرکز توجه قرار میگیرند که بازگشتشان بتواند به یک مراسم رسمی، تصویر قهرمانانه یا نمایش موفقیت سیاسی تبدیل شود. در روزهای انتظار، بلاتکلیفی و بیخبری، کمتر کسی صدای خانوادههایشان را میشنود.
ممکن است صیادان «شاهین ۲» جان باخته باشند. ممکن است در جایی بازداشت یا نجات داده شده باشند. ممکن است لنج در میانه ناامنیهای نظامی آن روزها هدف قرار گرفته یا دچار حادثه شده باشد. فعلا هیچیک از این احتمالها تأیید نشده است.
کپی شد