قیمت طلا امروز




 سایت فراز / ۱۵ ساعت قبل

قشم | از راز و رمزهای نقش‌‌ حنا تا حکاکی‌ بادگیر‌ها

وقتی سخن از فرهنگ تصویری و هنر‌های بومی جزیره قشم به میان می‌آید، ناگزیر باید از رویکرد‌های سطحی و تزئینی گذر کنیم و به درون لایه‌های رسوب‌کرده‌ی تاریخ زیست‌...
 قشم | از راز و رمزهای نقش‌‌ حنا تا حکاکی‌ بادگیر‌ها
همان‌گونه که استاد فقید محمود روح‌الامینی در پژوهش‌های بنیادین خود پیرامون «آیین‌ها و مراسم سنتی در ایران» بار‌ها یادآور شده است، هنر در جوامع حاشیه‌ای و اقلیم‌های سخت، فرآورده‌ی تفنن نیست؛ بلکه ابزاری بنیادین برای سامان دادن به جهان، مهار ترس‌های ناشناخته و ساختن یک زبان مشترک اسطوره‌ای میان انسان و طبیعت است.

در قشم، به عنوان یکی از مهم‌ترین کانون‌های تلاقی فرهنگ‌های دریایی اقیانوس هند، بین‌النهرین و شبه‌جزیره عربستان، نقوش نقش‌بسته بر پوست، پارچه، تاروپود و سنگ؛ اسناد مکتوب تاریخ عاطفی مردمی است که هستی‌شان به مویی بند بوده است.

برای درک عمیق این پدیده، مطابق با رویکرد میان‌رشته‌ای دکتر جواد صفی‌نژاد در کتاب «جزایر و خلیج فارس»، باید بیاموزیم که فرم و محتوا در این جغرافیا از یکدیگر جدا نیستند؛ هر خط، چکیده‌ی یک روایت فراموش‌شده است که حتی بسیاری از جوانان امروزی جزیره نیز ریشه‌های کیهانی و آیینی آن را از یاد برده‌اند.

آیین‌های تن؛ ناگفته‌های اسطوره‌ای نقش حنا و راز‌های پنهان در خطوط پوست

در نگاه عامه، حنا‌بندان تنها یک تشریفات عروسی و آرایش موقت عروس است؛ اما پژوهش‌های میدانی فرهنگ عامه نشان می‌دهد که این هنر، بازمانده‌ی کهن‌ترین آیین‌های باروری و جادوی سفید در جنوب ایران است.

حنا در قشم، رسانه‌ای است که از طریق آن، زنان خبره و معتمد قبیله، نقوشی را بر پوست عروس حک می‌کنند که کارکردی مشابه یک طومار حفاظتی دارد.

استادکارانی، چون زنده‌یاد «بی‌بی مریم قشمی» و در دهه‌های پس از او، نسل نوینی از طراحان بومی مانند «حلیمه درگاهی»، با قیف‌های دست‌ساز و ترکیبی خاص از پودرِ خالص حنای محلی، آب‌لیمو و اسانسِ درختان گز، هندسه‌ای را خلق می‌کنند که ریشه در نجوم باستانی دریانوردان دارد.

در این میان، نقشِ موسوم به «ماهیِ دُم‌زرد مکرر» یا همان امواج متوالی، برخلاف تصور رایج که آن را صرفاً تقلبی از دریا می‌پندارند، در حقیقت بازآفرینی تصویریِ «آناهیتا» یا همان ایزدبانوی کهنِ آب‌هاست که صیادان جزیره برای بازگشت ایمن همسرانشان از طوفان‌های خلیج فارس، او را روی دست زنان خود نقش می‌کردند.

بسیاری از اهالی امروز قشم نمی‌دانند که در روستای تاریخی «لافت»، روایتی سینه‌به‌سینه وجود دارد که نشان می‌دهد چرا نقشِ حنا باید حتماً از مچ به سمت انگشتان کشیده شود؛ داستانی کهنسال درباره‌ی دختری به نام «گوهر» که نامزدش، صیاد مروارید، در طوفان مهیب سال «نخیل» - سال درختان خرما - در اعماق آب‌های «هنگام» ناپدید شد.

گوهر تا پایان عمر، هر روز صبح با حنا دست‌های خود را به نقشی از موج و ماهیِ سرگردان می‌آراست تا به باور کهن بومیان، روح دریا با دیدن این نشانه‌ها، دلدارش را بشناسد و او را پس دهد.

زنانِ لافت هنوز هم در خلوت مراسمِ حنابندان، ابیاتی را زمزمه می‌کنند که سال‌هاست از کتاب‌های رسمی حذف شده و تنها در سینه مانده است: «دریا به مواجیت قسم، دلبرِ من پیشِ توست / نقشِ ماهی به کف من، راه برگشت اوست».

این‌گونه است که نقشِ حنا بر دست عروس، نه یک آرایش، بلکه نقشه‌ی راه بازیابی عشق در میان امواج سهمگینِ مرگ است؛ حقیقتی که پیوندِ میانِ تنِ زن و وسعت ناپایداری دریا را به رخ می‌کشد.

تاروپود زرین؛ رمزگشایی کیهانی از گلابتون‌دوزی و کندوره‌های دریایی

اگر به سراغ هنر سوزن‌دوزی و به‌ویژه گلابتون‌دوزی و خوس‌دوزی در پوشاک زنانه‌ی قشم برویم، با میراثی مواجه می‌شویم که به صراحت اسناد تاریخی موجود در کتابخانه‌ی مرکزی دانشگاه تهران، حاصل مراودات تجاری و چندصدساله با بازرگانان بندر مالابار در هندوستان و کوران عصر ساسانی است.

استادکارانی، چون «مه‌لقا بهمنی» در روستای رمچور، این هنر را از مادران خود به ارث برده‌اند؛ هنری که در آن نخ‌های مسوار زرین و سیمین بر روی مخمل‌های تیره‌ی وارداتی یا حریر‌های ضخیم می‌نشینند. اما نکته‌ای که کمتر کسی از آن آگاه است، ساختار نجومی و نقشه‌برداری این دوخت‌هاست.

بسیاری گمان می‌کنند نقوش هندسی روی یقه‌ی پیراهن زنان (موسوم به کندوره) طرح‌هایی ذهنی و تزئینی است، در حالی که این نقوش در اصل، «نقشه‌ی راه دریایی» یا همان تقویم نجومی مردان دریانورد بوده است.

در روزگاران گذشته که ناوبری مدرن و قطب‌نما در دست صیادان قشمی نبود، زنان خانوار با نخ طلا، نقش «ستاره‌ی سهیل» و خوشه‌ی پروین را با دقتی ریاضی‌وار بر روی یقه‌ی لباسِ مردان می‌دوختند.

پیرمردان صیاد معتقد بودند اگر زنی در هنگام دوختن این ستاره‌ها، ذکری خاص بر زبان آورد و با هر کوک سوزن، آرزوی سلامتی کند، بازتاب نور ماه بر این نخ‌های زرین همچون فانوسی دریایی عمل می‌کند که در تاریکی مطلق خلیج فارس، چشم مرد را به سمتِ ستاره‌ی قطبی هدایت می‌کند.

داستانِ این دوخت‌ها، روایت چشم‌انتظاری سوزناکی است که در ترانه‌های کار زنان هنگام سوزن‌دوزی متجلی شده است: «ستاره‌ی سهیل من، برآر از میانِ موج / با نخِ زر دوختمت تا بیایی به اوج».

این نقش‌های زرین، در واقع گواهی بر این مدعایند که زنان قشم، مهندسان پنهان ناوبریِ دریایی جنوب بوده‌اند؛ آنان با سوزن و نخ، قطب‌نمایی عاطفی و نجومی بر تن مردان‌شان حک می‌کردند تا در بی‌کرانگی آب‌ها گم نشوند.

هندسه‌ی صخره و رنج؛ بازخوانی دار قالی و گلیم‌بافی در روستا‌های جزیره

برخلاف تصورِ رایج که قشم را جزیره‌ای فاقد سنت قالی‌بافی اصیل می‌داند، بررسی بافت‌های روستایی در سلخ و گوران پرده از راز سبکِ کاملاً متفاوتی از بافندگی برمی‌دارد که هیچ سنخیتی با قالی‌های پرگل‌وبوته‌ی اصفهان یا تبریز ندارد. قالی و گلیم قشم، خصلتی کاملاً مینیمال، تاحدی سخت و خشن، انتزاعی و هندسی دارد که یادآور خطوط فرسایش یافته‌ی صخره‌های دره ستارگان و کوه لافت است.

استادکارانی همچون «زارعی»، از آخرین بازماندگان داربافان کهن‌سال سلخ، نقوشی را می‌بافند که در هیچ کتاب طراحی مدرنی یافت نمی‌شود؛ از جمله نقش «چلیپای شکسته» و موتیفی بسیار نادر به نام «چشم آهوی دریازده».

رازآلودترین نقش در گلیم‌بافی قشم، نقشی است که بومیان به آن «قایق شکسته» یا «موج مغلوب» می‌گویند. داستان شکل‌گیری این نقش، روایتی تلخ از تاریخ اجتماعی جزیره است؛ در زمستان سالی که توفانی سهمگین تمام مردان صیاد روستای سلخ را در آب‌های عمیق تنگه‌ی هرمز به کام مرگ کشید، زنان قالیباف برای ثبت این فاجعه و اعتراض به خشم طبیعت، دار قالی را به گونه‌ای دیگر برپا کردند.

آنها با استفاده از پشم‌های رنگ‌شده با پوست انار تلخ و روناس سیاه، تصویر خرد شدن بدنه‌ی قایق‌ها در میان خطوط متقاطع موج را بافتند تا به آیندگان ثابت کنند که غم فقدان مردان چگونه تاروپود زندگی جزیره را از هم دریده است.

شعر پشت این دار قالی، زمزمه‌ای است که هنگام کوبیدن دفه خوانده می‌شود: «تار من از رنج و پود من از انتظار / نقش قایق بزن بر تار این روزگار».

این نقوش، نشان می‌دهند که گلیم قشم تنها یک زیرانداز نیست، بلکه مزار نمادین و خاموش کسانی است که دریا آنها را بلعیده و تاریخ، نامشان را از یاد برده است.

کالبد سنگ و مرجان؛ معماری لافت و حکاکی‌های فراموش‌شده‌ی بادگیر‌ها

در معماری سنتی جزیره قشم، به‌ویژه بافت ارگانیک و خیره‌کننده‌ی روستای لافت، نقش و نگار تنها بر روی کاغذ یا پارچه جریان ندارد، بلکه در تن سخت سنگ‌های مرجانی و گچ‌بری‌های مشبک تنیده شده است.

معماران سنتی نام‌آوری، چون استاد صالح لافتی، با ابزار‌های ابتدایی، حجاری‌هایی بر بدنه‌ی بادگیر‌ها و سردر خانه‌ها انجام داده‌اند که فراتر از کارکرد تهویه مطبوع در اقلیم گرم و شرجی، کارکردی کاملاً اسطوره‌ای و روان‌شناختی دارد.

نقوش مشبک شبکه‌ای و اسلیمی‌های هندسی به کار رفته در ارسی‌ها، دقیقاً با الگوبرداری از تور‌های صیادی بافته شده‌اند تا هم‌زمان دو هدف را محقق سازند: عبور نسیم خنک خلیج فارس به درون حیاط مرکزی و به دام انداختن و دفع «باد‌های زرد و ارواح خبیثه» در باور عامیانه‌ی مردم جنوب.

داستان عاشقانه‌ی پنهان در پشت یکی از این سردر‌های مرجانی در خانه‌ی تاریخی «حاج مراد» در لافت، روایتی است که حتی بسیاری از راهنمایان گردشگری قشم نیز از آن بی‌خبرند؛ داستانی درباره‌ی جوانی سنگ‌تراش که برای اثبات عشق خود به دخترِ کدخدا، مجبور بود بلوک‌های سنگین مرجانی ساحل را یک‌تنه حمل کند و بر سردر عمارت، نقشی از «ماهی دوقلوی به هم‌پیوسته» را حک کند؛ نماد کهنی از جفت‌بودن کیهانی و بقای نسل در دل کویر و دریا.

معمار در هنگام تراشیدن این سنگ، ترانه‌ای زمزمه می‌کرده که امروز تنها سنگِ مرجان سنگینی آن را به یاد دارد: «سنگ سخت و آب شور و دل دلدار / نقش ماهی حک کنم بر این در دیوار». این حکاکی‌ها، گواهی می‌دهند که معمار قشمی، سنگ را نه به عنوان ماده‌ای مرده، بلکه به عنوان لوحی زنده برای ثبت عواطف و ارادت خود به هستی می‌نگریسته است.

لزوم و چرایی بازآفرینی این نقوش در کالبد جامعه‌ی امروز ایران

اکنون پرسشِ بنیادین و ساختاری این است: چرا یک شهروند در تبریز، تهران، مشهد یا هر کلان‌شهر دور از ساحلی باید به این نقوش جزیره قشم دسترسی داشته باشد و اساساً چرا باید این میراث فراموش‌شده احیا و در پهنه‌ی ملی بسط داده شود؟

پاسخ در بحران عمیق «بی‌هویتی بصری و انقطاع تاریخی» در شهر‌های مدرن ایران نهفته است.

زیست‌جهان امروز ما در کلان‌شهرها، اسیر نما‌های رومی، سازه‌های بی‌ریشه و فرم‌های وارداتی سردی شده است که هیچ پیوندی با اقلیم، تاریخ و حافظه‌ی عاطفی مردمان این سرزمین ندارد.

وقتی ما از لزوم دسترسی شهروند تهرانی یا تبریزی به موتیف‌های قشم سخن می‌گوییم، هدف کپی‌برداری موزه‎ای یا تزیین سطحی نیست؛ بلکه هدف، «ترجمه‌ی مدرن اسطوره» است.

این نقوش، حاوی کد‌های رازآمیزی از تاب‌آوری، هماهنگی با بحران، صبر در برابر فقر اقلیمی و عشق صبورانه هستند.

انسانی که در ترافیک دودآلود تهران یا سرمای استخوان‌سوز تبریز زندگی می‌کند، به همان اندازه‌ی صیاد قشمی نیازمند شنیدن و دیدن داستان «ماهی و موج»، «ستاره‌ی سهیل بر لباس مردان» و «قایق شکسته بر دار قالی» است تا به یاد آورد که تمدن ایرانی همواره در سخت‌ترین شرایط، با پنجه‌ی هنر و زیبایی، از پرتگاه نابودی گریخته است.

دستیابی به این نقوش در سراسر ایران، مستلزم یک حرکت بین‌رشته‌ای میان طراحانِ مد، گرافیست‌ها، معماران داخلی و استارتاپ‌های بومی‌گرای شهری است.

طراحان پوشاک در تهران می‌توانند با الهام‌گرفتن از هندسه‌ی گلابتون‌دوزی‌های قشم، لباس‌هایی با هویت ملی خلق کنند که در عین مدرن‌بودن، حامل انرژیِ حفاظتی ستاره‌ی سهیل باشند.

معماران در مشهد یا اصفهان می‌توانند با بازتعریف نقوش شبکه‌ای و مرجانی بادگیر‌های لافت در دکوراسیونِ داخلی آپارتمان‌ها، جریان نور و باد را به شیوه‌ای اصیل بازآفرینی کنند.

وقتی این نقوش در ابعاد ملی بازتولید و در دسترس قرار گیرند، فاصله‌ی عمیق میانِ «مرکز» و «پیرامون» از میان می‌رود و جزیره قشم از یک نقطه‌ی جغرافیایی دورافتاده در جنوب، به «قلب تپنده‌ی اسطوره‌ای ایران بزرگ» تبدیل می‌شود.

احیای این نقوش، در نهایت احیای ظرفیت گم‌شده‌ی عشق‌ورزی، روایت‌گری و همبستگی در جان جامعه‌ی ایرانی است؛ تلاشی برای آنکه به خاطر آوریم خطوط روی پوست و پارچه، مرز‌های میان ما و دریای بیکران تاریخ را برمی‌دارند.

منابع:

روح‌الامینی، محمود. آیین‌ها و مراسم سنتی در ایران. آگاه

صفی‌نژاد، جواد. جزایر و خلیج فارس. انتشارات دانشگاه تهران



 ۳ راهکار صبحگاهی برای پیشگیری از بیماری کبد چرب

۳ راهکار صبحگاهی برای پیشگیری از بیماری کبد چرب

هر صبح فرصتی تازه برای حمایت از یکی از حیاتی‌ترین اندام‌های بدن، یعنی کبد،ایجاد می‌شود. کبد سالم نقشی کلیدی در سلامت و تندرستی کلی بدن ایفا می‌کند. با انجام سه کار در ساعات صبح می‌توانید نسبت به عملکرد صحیح کبد در طول روز اطمینان حاصل کنید.

 قالیباف: به نمایندگی از رهبر معظم انقلاب در مراسم چهلم امام شهید در کربلا حضور می‌یابیم / توسعه روابط دوجانبه و رایزنی‌های امنیتی مهمترین موضوع سفر به عراق است + فیلم

قالیباف: به نمایندگی از رهبر معظم انقلاب در مراسم چهلم امام شهید در کربلا حضور می‌یابیم / توسعه روابط دوجانبه و رایزنی‌های امنیتی مهمترین موضوع سفر به عراق است + فیلم

رئیس مجلس کشورمان پیش از عزیمت به عراق گفت: به نمایندگی از رهبر معظم انقلاب در مراسم چهلم امام شهید در کربلا حضور می‌یابیم همچنین توسعه روابط دوجانبه و رایزن...

 نفتکش‌ها از هرمز گریختند؛ روز گذشته هیچ ترددی در تنگه ثبت نشد

نفتکش‌ها از هرمز گریختند؛ روز گذشته هیچ ترددی در تنگه ثبت نشد

با وجود اعلام رئیس‌جمهور آمریکا مبنی بر عملیاتی بودن تنگه هرمز، آمارهای دریایی نشان از توقف کامل عبور نفتکش‌ها دارد.

 25 تا 28 مرداد؛ از فتح تا ناکامی

25 تا 28 مرداد؛ از فتح تا ناکامی

روایتی از کودتای 28 مرداد براساس اسناد سیا که ابتدا شکست خورد و بعد با نقشه‌ای تازه برگشت

 ایست شاخص کل بورس در آستانه مرز مهم | افزایش عرضه‌ها ، شاخص کل را از سقف روزانه عقب راند

ایست شاخص کل بورس در آستانه مرز مهم | افزایش عرضه‌ها ، شاخص کل را از سقف روزانه عقب راند

اقتصادنیوز: دماسنج اصلی بازار سهام که در مقاطعی از دادوستدهای روز گذشته تا ارتفاع ۵‌میلیون و ۹۷۰هزار واحد نیز پیشروی کرده بود، در نهایت با رشد ۰.۸۴درصدی در سطح ۵‌میلیون و ۹۴۷هزار واحد آرام گرفت.

 قانون شدن طرح «مقابله با نفوذ» ایران را به یک زندان بزرگ تبدیل می کند

قانون شدن طرح «مقابله با نفوذ» ایران را به یک زندان بزرگ تبدیل می کند

«طرح مجلس را باید بیش از آنکه یک اقدام عادی تقنینی دانست، واجد نشانه‌هایی از «محدودیت»، «ضدتوسعه» و «ضدپیشرفت» ارزیابی کرد؛ رویکردی که می‌تواند کشور را از مس...

 زمان برگزاری انتخابات شوراها اعلام شد / شعام تأیید کند، انتخابات تا ۲ ماه آینده برگزار می‌شود

زمان برگزاری انتخابات شوراها اعلام شد / شعام تأیید کند، انتخابات تا ۲ ماه آینده برگزار می‌شود

رئیس ستاد انتخابات کشور با اعلام فراهم بودن امکان برگزاری انتخابات، گفت: در صورت تأیید شورای عالی امنیت ملی، هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات و ستاد انتخابات وزارت کشور آمادگی کامل برای برگزاری ظرف دو ماه آینده دارد.

 کدام ایرانی اولین عکس «سلفی» را ثبت کرد؟

کدام ایرانی اولین عکس «سلفی» را ثبت کرد؟

دوربین را روی سه‌پایه و مقابل یک آینه بزرگ قرار داد؛ خودش در مقابل آن ایستاد و شاتر را زد...