
رسانههای جریان اصلی و «پروپاگاندا نِگاران غربی» سالهاست با چنگ زدن به روایتهای وارونه، در گوش افکار عمومی میخوانند که مقاومت ایران و تمرکز بر توان موشکی و بومی، سفرهی مردم را کوچک کرده و هزینههای نجومی به کشور تحمیل نموده است، در حالی که کالبدشکافی دقیق اسناد راهبردی و بودجهای منتشرشده در سال ۲۰۲۶ (از جمله تحلیلهای مرکز مطالعات استراتژیک و بینالملل CSIS و دادههای National Priorities Project) پرده از حقیقتی عریان برمیدارد و نشان میدهد آنکسی که زیر بار هزینههای سرسامآور، ویرانگر و فرسایندهی جنگی کمر خم کرده، نه ایران، بلکه ایالات متحدهای است که اقتصاد کلان و زیرساختهای رفاهیاش را گروگان چرخهی باطل صنایع تسلیحاتی و تسلیحات فوقپچیدهی شکستخورده کرده است؛ در سوی مقابل، بررسی ارقام و ساختار اعتبارات دستگاههای اجرایی در قانون بودجه سال ۱۴۰۴ کل کشور نشان میدهد که مجموع اعتبارات جدول ۷ به ۳۱۴۴ هزار میلیارد تومان رسیده و با وجود ۴۱ درصد رشد نسبت به سال پیش، سهم دستگاههای اجرایی از کل بودجه عمومی دولت به ۵۸ درصد رسیده است که عمده این اعتبارات به حوزههای رفاهی، صندوقهای بازنشستگی، آموزش و بهداشت اختصاص یافته و ساختار بودجهای کشور با الگویی متفاوت اداره میشود.
برای درک بهتر و روشنتر تفاوتهای ساختاری و بودجهای میان ایران و ایالات متحده در این چارچوب تحلیلی، جدول مقایسهای زیر آماده شده است:
برای فهم ابعاد فاجعهی اقتصادی در آمریکا، کافی است به لایحهی بودجهی مکمل ۸۷.۶ میلیارد دلاری که در ژوئن ۲۰۲۶ از سوی کاخ سفید به کنگره ارسال شد نگاهی بیندازیم تا دریابیم تحلیلِ تفکیکی این بسته نشان میدهد هزینههای مستقیم جنگ با ایران و مدیریت عملیاتهای نظامی مانند عملیات موسوم به Epic Fury چه حجم عظیمی از منابع مالی کشور را بلعیده است، به طوری که بر اساس گزارش تخصصی CSIS، رقمی معادل ۳۲.۷ میلیارد دلار از این بسته صرف هزینههای مستقیم جنگ با ایران شده و همزمان نزدیک به ۳۰ میلیارد دلار هزینههای مرتبط با وزارت دفاع به همراه هزینههای گزاف وزارتخانههای انرژی، امنیت داخلی و خارجه را شامل شده است؛ رقمی که در آن سهم وزارت دفاع آمریکا نزدیک به ۶۷.۱ میلیارد دلار اعلام شده و بخش بزرگی از آن شامل ۱۷.۳ میلیارد دلار هزینههای عملیاتی …













