
درمان برای بخشی از مردم دیگر از مطب و نسخه شروع نمیشود بلکه از حسابوکتاب دخلوخرج آغاز میشود. بیمار بیش از آنکه به اهمیت و ضرورت یک آزمایش، عکسبرداری یا خرید داروی خاص فکر کند ابتدا از خود میپرسد: «اگر این کار را انجام دهم تا پایان ماه پول کم نمیآورم؟» این معادله میان شکم یا سلامت، مدتهاست که گریبان بخشی از جامعه را گرفته است. مشکلات مالی و معیشتی باعث شده برخی بیماران روند درمان خود را کند کنند، مصرف داروهایشان را کاهش دهند یا مراجعه به پزشک و انجام آزمایشهای ضروری را به تعویق بیندازند. افزایش تعرفههای پزشکی، گرانی و کمبود دارو و رشد هزینه خدمات درمانی، دسترسی بخشی از بیماران بهویژه اقشار کمدرآمد به خدمات سلامت را دشوار کرده است. با این حال فشار هزینههای درمان دیگر تنها محدود به اقشار کمدرآمد نیست و حتی بخشی از طبقه متوسط نیز در مواجهه با هزینههای سلامت با چالشهای مالی روبهرو شدهاند. به همین دلیل، آنچه زمانی صرف رنج بیماری بود حالا با رنج معیشت گره خورده است. وضعیتی که میتواند تصمیم بیماران درباره زمان مراجعه، نوع درمان و حتی ادامه مسیر درمان را تحتتاثیر قرار دهد. نسخههای نصفه و نیمه
برای بررسی این مساله با یکی از پزشکان گفتوگو کرده ایم. این پزشک که نخواست نامش فاش شود با اشاره به دشواری درمان بیماران در شرایط اقتصادی کنونی گفت: «امروز منِ پزشک مستاصل شدهام. نمیتوانم بیمارانم را آنطورکه باید درمان کنم. مریض مراجعه میکند، برایش دارو تجویز میکنم، اما از من خواهش میکند و میگوید که دکتر دارو کمتر بنویس، نمیتوانم بخرم! میخواهم برایش برنامه غذایی بنویسم و بگویم چه چیزهایی مصرف کند و چه چیزهایی را مصرف نکند، اما میگوید اینها را هم نمیتوانم تهیه کنم. بیماری با قند۴۰۰ مراجعه کرده است. به او میگویم چرا قندت اینقدر بالاست؟ نان و برنج کمتر مصرف کن. میگوید که دکتر داروهایم را یکروز در میان مصرف میکنم تا مبادا تمام شوند و برای خانوادهام گرفتاری به وجود بیاید. با این شرایط من پزشک دیگر نمیتوانم طبابت کنم. بیمار زمانی که روبهروی من مینشیند و میبینم شرایط مالی مناسبی ندارد حتی شرم میکنم برایش دستور غذایی یا دارویی صادر کنم. چرا کسی متوجه این وضعیت نیست که بیماران در چه شرایطی قرار گرفتهاند؟ بیمار بعد از دو، سه ماه مراجعه میکند. میپرسم …









