
زهرا نژادبهرام
آرمان امروز : نوسازی بافتهای فرسوده معمولاً با یک دوگانه بنیادین مواجه است: از یک سو، ضرورت ارتقای کیفیت کالبدی، ایمنی و ارزش اقتصادی محله و از سوی دیگر، خطر جابهجایی ساکنانی که پیش از نوسازی در آن سکونت داشتهاند. اگر نوسازی شهری بدون توجه به این دوگانه پیش برود، ممکن است فرایندی که با هدف بهبود کیفیت زندگی آغاز شده است، در نهایت به خروج ساکنان اصلی، افزایش قیمت زمین و مسکن و جایگزینی گروههای اجتماعی جدید منجر شود.
در این میان، «ارزش سکونت» که ابعادی مادی و معنوی دارد، یکی از مؤلفههای مهم در ماندگاری و رونق بافتهای فرسوده است. تا زمانی که یک بافت از ارزش سکونتی پایدار برخوردار نباشد، ماندگاری در آن با دشواری همراه خواهد بود. ارزش سکونت، مجموعه ارزشهای زیستی شهروندان، اعم از اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و محیطی را دربرمیگیرد و میل به سکونت در یک محدوده را در میان ساکنان ایجاد میکند.
از این منظر، مسکن اجتماعی میتواند با دو هدف، ارزش سکونت را در بافتهای ناکارآمد و فرسوده شهری تقویت کند. از یک سو، با تأمین مسکن مورد نیاز بخشی از شهروندان، نیازهای سکونتی آنان را تا حدودی برطرف میکند؛ نیازهایی که البته صرفاً به داشتن یک واحد مسکونی محدود نیست و الزامات رفاهی، دسترسی به حملونقل، خدمات شهری و امکانات اوقات فراغت را نیز دربرمیگیرد. از سوی دیگر، میتواند در کنار نوسازی بافت فرسوده، زمینه ارتقای کیفیت و ارزش سکونتی این محدودهها را فراهم کند.
نوسازی بافتهای فرسوده معمولاً با دو چالش اساسی برای ماندگاری ساکنان اولیه همراه است. نخست اینکه زیرساختها و خدمات محلهای و شهری متناسب با واحدهای نوسازیشده توسعه پیدا نمیکنند و دوم اینکه با افزایش ارزش زمین و قیمت مسکن، امکان ماندن برای ساکنان اولیه محدودتر میشود. مسکن اجتماعی میتواند با تضمین حق ماندن ساکنان اولیه، تا حدود زیادی این چالش را کاهش دهد و در عین حال، مفهوم نوسازی را از سطح واحد مسکونی به سطح نیازهای محلهای گسترش دهد.
به عبارت دیگر، مسئله نوسازی در بافتهای فرسوده صرفاً تأمین واحد مسکونی نیست؛ بلکه مسئله اصلی، «حق ماندن در شهر» و برخورداری ساکنان از منافع ناشی از نوسازی است.
آثار چنین تصمیمهایی برای کلانشهرها، بستری برای تحقق عدالت شهری نیز …












