
به گزارش گروه رسانهای شرق،
دکتر اصغر ایزدیجیران، مردمپژوه است و این بار همراه همسر و فرزندانش به سیستانوبلوچستان رفته است. از سرمای آذربایجان به گرمای بالای ۴۵ درجه سیستان رفتهاند؛ گرمایی که شاید باورتان نشود اما فقط ۱۰ دقیقه ماندن در زیر آن، شما را عصبی میکند و مثل بستنی در حال آبشدن خواهید بود. او ما را در برابر آن چیزی قرار میدهد که شاید بارها در خلوت خودمان پرسیدهایم: وظیفه ما در قبال بهترشدن زندگی هموطنانمان چیست؟
در بخشی از متن ایزدیجیران درباره تجربهاش از همنشینی آمده است: «در گرمای سوزنده خرماپزان بلوچستان، روشنشدن گاز تکشعله، به کمک کپسولی که از بیرون وصل شده است، حتی آشپزی کوتاهمدت را هم نفسگیر میکند. با وجود این، زنها مجبورند چند بار در طول روزهای تنسوز، عرقریزان در این «چُل»ها سر کنند. ما این بار نه به خاطر «بیهمزبانی»، بلکه از مشاهده شدت فقر زبانمان قفل شده است. این خانواده زمین ندارد و سرپرست آن برای خانوار دیگری کارگری میکند. آنها حتی دو، سه بز خانوار قبلی را هم ندارند. هفت، هشت دقیقه بیشتر نیست که روی موکت این خانه نشستهایم، ولی تحمل بچههای من طاق شده است. سهیلا و من از شدت بهت سؤالهایمان یادمان رفته است. تصور ما از خانه و آشپزخانه به هم ریخته است. میسوزیم در این نوع خانهها؛ هم از هرم و الوی هوا و هم از شدت فقر. به خانه که برگشتیم، سهیلا گفت که در لحظات بهت، به سطور ناگفته زنی فکر میکرد که فقط دو بز داشتند. به این فکر کرده بود که آیا آنها میتوانند برنج یا گوشت بخورند؟ به دختری فکر کرده بود که گفته بود آرزویش آن است که درسش را تا دانشگاه ادامه بدهد. پریروز که برای دیدن چگونگی دوختهشدن کمربند شلوار بلوچی راهی خانهای شدم، دختر نوجوانشان با خندهای آغشته به اعتراض گفت، «چرا آنقدر عکس میگیری؟ بهجایش برامون خونه درست کن». آیا بهتر نبود بهجای هزینههای این سفر، …












