قیمت طلا امروز




 روزنامه شرق / ۱۴۰۵/۰۵/۱۴

شوهای رسانه‌ای و هزینه‌های ملی

یک خبرگزاری کلیپی دودقیقه‌ای منتشر کرد که در آن با استفاده از هوش مصنوعی و تصاویر گوگل‌ارث، مسیر تردد و محل خرید ملانیا ترامپ بازسازی شده بود تا نشان دهد دسترسی اطلاعاتی برای ترور زن ترامپ وجود دارد. این ویدئو در بخش پایانی، حتی از روش‌هایی مانند مسموم‌کردن لباس به‌عنوان شیوه احتمالی یک عملیات اطلاعاتی سخن می‌گفت
 شوهای رسانه‌ای و هزینه‌های ملی

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

یک خبرگزاری کلیپی دودقیقه‌ای منتشر کرد که در آن با استفاده از هوش مصنوعی و تصاویر گوگل‌ارث، مسیر تردد و محل خرید ملانیا ترامپ بازسازی شده بود تا نشان دهد دسترسی اطلاعاتی برای ترور زن ترامپ وجود دارد. این ویدئو در بخش پایانی، حتی از روش‌هایی مانند مسموم‌کردن لباس به‌عنوان شیوه احتمالی یک عملیات اطلاعاتی سخن می‌گفت. دو هفته پیش نیز وب‌سایت روزنامه همشهری فهرستی 13نفره از رؤسای دولت‌های خارجی، از‌جمله رئیس‌جمهور فرانسه، نخست‌وزیر انگلیس، صدراعظم آلمان و نخست‌وزیر ایتالیا را به‌عنوان اهداف ترور منتشر کرد که پس از تذکر نهادهای مسئول، به‌سرعت از سایت حذف شد. این دو رخداد، در کنار ده‌ها نمونه مشابه در تبلیغات شهری، بیلبوردها و برخی تولیدات رسانه‌ای، این سؤال جدی را پیش‌روی ما می‌گذارد که آیا بخشی از جریان رسانه‌ای ما در تشخیص نسبت میان تبلیغات جنگی، منافع ملی و الزامات ارتباطی دچار خطای محاسباتی شده است یا در پوشش افراطی‌گری، عملا در زمین جنگ روانی دشمن بازی کرده و ناخواسته همان اهدافی را پیش می‌برد که دشمن در جنگ رسانه‌ای علیه ایران دنبال می‌کند؟ فارغ از اینکه این ادعاها تا چه اندازه واقعی، تخیلی یا صرفا مصرف تبلیغاتی داشته باشند، مسئله اصلی چیز دیگری است. این‌گونه محتواها چه دستاوردی برای ایران تولید می‌کند؟ آیا واقعا به بازدارندگی می‌افزاید و ماشین جنگی دشمن را از ادامه تجاوز بازمی‌دارد یا برعکس، همان خوراک تبلیغاتی را در اختیار رسانه‌های غربی و لابی صهیونیستی قرار می‌دهند که سال‌هاست می‌کوشند ایران را حامی تروریسم دولتی معرفی کنند و از این تصویر برای مشروعیت‌بخشی به فشار، تحریم و حتی اقدام نظامی فزاینده علیه کشورمان بهره بگیرند؟ در منطق امنیتی، بازدارندگی محصول نمایش نیست، حاصل باورپذیری است. اگر توان واقعی برای انجام عملیاتی در این سطح وجود داشته باشد، نیازی به اثبات آن با کلیپ‌های تبلیغاتی و روایت‌های هیجان‌زده نیست؛ خود توان، در زمان و مکان مناسب، اثرش را نشان می‌دهد. اگر هم چنین توانی وجود ندارد، این قبیل نمایش‌های رسانه‌ای بازدارندگی ایجاد نمی‌کند، ضمن اینکه شکاف میان ادعا و واقعیت را آشکارتر می‌‌کند. هرچه این شکاف بزرگ‌تر شود، اعتبار پیام کاهش می‌یابد، تهدید بی‌اثرتر می‌شود و هزینه آن به‌جای دشمن، متوجه اعتبار و منافع ملی ایران خواهد شد. این مسئله در شرایط کنونی اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. در یک سال گذشته، دشمن متأسفانه توانسته است شماری از فرماندهان و مسئولان عالی‌رتبه ایران را هدف قرار دهد. درباره علل و زمینه‌های این رخداد می‌توان بحث‌های مفصل اطلاعاتی، امنیتی و نظامی داشت، اما در میدان افکار عمومی، آنچه قضاوت می‌شود بیش از هر چیز «نتیجه» است. در چنین شرایطی، وقتی رسانه‌های داخلی از امکان حذف عالی‌ترین مقامات سیاسی آمریکا یا اسرائیل سخن می‌گویند‌ اما این ادعا پشتوانه عینی و قابل مشاهده‌ای پیدا نمی‌کند، به‌جای تقویت بازدارندگی، اعتبار پیام تضعیف می‌شود. هزینه این نوع تبلیغات فقط در عرصه بین‌المللی پرداخت نمی‌شود و بخش مهمی از آن در داخل کشور متوجه سرمایه اعتماد عمومی است. وقتی یک رسانه وابسته به یک نهاد رسمی، از سناریوهایی مانند مسموم‌کردن لباس یا روش‌های مشابه به‌عنوان شیوه‌های احتمالی عملیات اطلاعاتی سخن می‌گوید، مرز میان واقعیت و خیال در ذهن مخاطب مخدوش می‌شود. نتیجه آن است‌ که به‌جای تقویت اقتدار نهادهای امنیتی، تصویری مبهم، هراس‌آور و غیرقابل پیش‌بینی از آنها شکل می‌گیرد. این تصویر، دیر یا زود به بستری برای تولید شایعات تبدیل می‌شود. کافی است فردا ادعایی درباره مسمومیت یا یک عملیات پنهانی در فضای مجازی منتشر شود، آنگاه همین ویدئو به‌عنوان «مستند» مورد استناد قرار خواهد گرفت. تجربه نشان داده است‌ ساختن یک روایت نادرست بسیار آسان‌تر از بازسازی اعتماد و جمع‌کردن پیامدهای آن است. از منظر بین‌المللی، ماجرا حتی جدی‌تر است. سال‌هاست آمریکا و اسرائیل تلاش می‌کنند فشارهای سیاسی، اقتصادی و نظامی علیه ایران را با این ادعا توجیه کنند که جمهوری اسلامی تهدیدی برای امنیت جهانی است. اکنون تصور کنید رسانه‌ای منتسب به ایران، ویدئویی منتشر کند که در آن از دسترسی اطلاعاتی برای ترور همسر رئیس‌جمهور آمریکا سخن گفته می‌شود و هم‌زمان وب‌سایتی وابسته به یک نهاد رسمی، فهرست رؤسای دولت‌های خارجی برای ترور را منتشر کند. حتی اگر این مطالب بعدا حذف شوند، اصل انتشار کافی است تا در پرونده تبلیغاتی علیه ایران ثبت شود. سکوت رسمی در برابر چنین مواردی نیز به آسانی می‌تواند به‌عنوان تأیید ضمنی تعبیر شود. نکته مهم‌تر آن است‌ که این رفتارها دقیقا در زمانی رخ می‌دهد که بخش مهمی از افکار عمومی آمریکا نسبت به گسترش جنگ بدبین است و مخالفت با ماجراجویی نظامی ترامپ افزایش یافته است. در چنین فضایی، هر محتوایی که بتواند تصویر تهدید تروریستی ایران را تقویت کند، عملا به سود تندروترین جریان‌های جنگ‌طلب در واشینگتن و تل‌آویو عمل می‌کند. این همان خطای محاسباتی است که گاه از ده‌ها عملیات نظامی برای دشمن سودمندتر است. به همین دلیل، توضیح این رخدادها صرفا با «بی‌سوادی رسانه‌ای» قانع‌کننده نیست. وقتی مجموعه‌ای از تولیدات رسانه‌ای به‌طور مداوم نتیجه‌ای تولید می‌کند که خلاف منافع ملی و همسو با نیاز تبلیغاتی دشمن است، باید احتمال وجود نوعی نفوذ در پوشش افراطی‌گری را جدی گرفت. نفوذ هیچ‌وقت با چهره مخالف و منتقد نظام ظاهر نمی‌شود؛ گاهی با ادبیاتی تُندتر از همه، با شعارهایی انقلابی‌تر از همه و با ظاهری به‌ظاهر دلسوزانه وارد میدان می‌شود، اما خروجی‌ کارش منزوی‌کردن ایران، تخریب قدرت نرم کشور و فراهم‌کردن بهانه برای فشار بیشتر خارجی است. تحریف گفتمان مقاومت دقیقا از همین‌جا آغاز می‌شود. مقاومت به معنای هیجان‌زدگی رسانه‌ای، تهدیدهای نمایشی و تولید محتوای کودکانه نیست؛ مقاومت یعنی حفظ توان واقعی، مدیریت هوشمند روایت، پرهیز از دادن بهانه به دشمن و صیانت از اعتبار بین‌المللی کشور. کشوری با تمدنی چندهزارساله و تاریخی طولانی از عقلانیت سیاسی، نباید سرمایه خود را با شوهای رسانه‌ای تفننی معامله کند. باید میان اقتدار و نمایش اقتدار تفاوت گذاشت. اقتدار واقعی معمولا آرام، کم‌حرف و مسئولانه عمل می‌کند، اما نمایش اقتدار، بیش از آنکه دشمن را بترساند، برای کشور هزینه می‌تراشد. خوشبختانه تجربه تاریخی نشان داده جامعه ایرانی در بزنگاه‌های بزرگ، توان تشخیص میان هیجان و خرد را دارد. ایران اصیل و خردمند می‌تواند از این تله‌های رسانه‌ای عبور کند، به شرط آنکه نگذارد بلندگوهای افراطی‌ جای عقلانیت ملی را بگیرند.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.



۳ ساعت قبل / سایت صفحه اقتصاد

غول‌های هوش مصنوعی جهان چند می‌ارزند؟ / آنتروپیک و اوپن‌اِی‌آی در صدر رقابت میلیارددلاری

صفحه اقتصاد -

بر اساس فهرستی که توسط گروه تحقیقاتی رند آمریکا منتشر شده، شرکت‌های پیشرو در حوزه هوش مصنوعی به یکی از ارزشمندترین دارایی‌های اقتصاد دیجیتال جهان تبدیل شده‌اند. این رتبه‌بندی که بر مبنای آخرین ارزش‌گذاری‌های بازار خصوصی تا ژوئیه ۲۰۲۶ تهیه شده، نشان می‌دهد فاصله میان شرکت‌های پیشتاز با سایر فعالان این صنعت بسیار قابل توجه است.

در صدر این فهرست، شرکت آنتروپیک (Anthropic) با ارزش‌گذاری حدود ۹۶۵ میلیارد دلار قرار دارد. این شرکت که توسعه‌دهنده مدل‌های هوش مصنوعی مولد و رقیب جدی دیگر بازیگران بزرگ این حوزه محسوب می‌شود، توانسته جایگاه نخست بازار خصوصی هوش مصنوعی را به دست آورد.

پس از آن، اوپن‌اِی‌آی (OpenAI) با ارزش تقریبی ۸۵۲ میلیارد دلار در رتبه دوم قرار گرفته است. رشد سریع تقاضا برای ابزارهای هوش مصنوعی مولد، استفاده گسترده از مدل‌های زبانی بزرگ و سرمایه‌گذاری سنگین شرکت‌های فناوری از مهم‌ترین عوامل افزایش ارزش این شرکت‌ها عنوان می‌شود.

در رتبه سوم، شرکت دیتابریکس (Databricks) با ارزش حدود ۱۸۸ میلیارد دلار قرار دارد؛ شرکتی که در حوزه تحلیل داده، زیرساخت‌های هوش مصنوعی و پردازش اطلاعات فعالیت می‌کند و نقش مهمی در اتصال داده‌های سازمانی به سامانه‌های هوشمند دارد.

در ادامه این فهرست، شرکت چینی دیپ‌سیک (DeepSeek) با ارزش‌گذاری حدود ۵۰ میلیارد دلار قرار گرفته و پس از آن شرکت‌های دیگری مانند Moonshot AI با ۳۰ میلیارد دلار، Scale AI با ۳۰ میلیارد دلار، Reflection AI با ۲۸ میلیارد دلار، Cognition AI با ۲۶ میلیارد دلار، Mistral AI فرانسه با ۲۳ میلیارد دلار و Perplexity با ۲۰ میلیارد دلار جای گرفته‌اند.

بررسی این رتبه‌بندی نشان می‌دهد آمریکا با حضور چندین شرکت بزرگ، همچنان مرکز اصلی توسعه و سرمایه‌گذاری در هوش مصنوعی جهان است؛ با این حال، ظهور شرکت‌های چینی مانند DeepSeek و Moonshot AI نشان می‌دهد رقابت فناوری میان واشنگتن و پکن در حوزه هوش مصنوعی وارد مرحله تازه‌ای شده است.

رشد ارزش این شرکت‌ها تنها به دلیل فناوری نیست؛ سرمایه‌گذاران جهانی هوش مصنوعی را زیرساخت نسل آینده اقتصاد می‌دانند؛ حوزه‌ای که می‌تواند صنایع مختلف از خدمات مالی و پزشکی گرفته تا تولید، آموزش و حمل‌ونقل را متحول کند. به همین دلیل، رقابت برای ساخت مدل‌های قدرتمندتر و جذب سرمایه بیشتر، به یکی از مهم‌ترین نبردهای اقتصادی قرن بیست‌ویکم تبدیل شده است. مطالعه بیشتر: جزئیات اختلال گسترده جهانی در چت‌جی‌پی‌تی اعلام شد اخبار مرتبط circle ساعت بازی فرانسه و مراکش امروز پنجشنبه ۱۸ تیر (جام جهانی ۲۰۲۶) circle ادعای دانمارک درباره مشارکت در ماموریت اروپایی در تنگه هرمز circle زمان پخش زنده والیبال ایران و آمریکا در مرحله مقدماتی لیگ ملت های ۲۰۲۶ امروز پنجشنبه ۴ تیر ۱۴۰۵ circle رقابت‌های عجیب هفته دوم لیگ ملت‌های والیبال 2026 پیشنهاد سردبیر circle تغییر محاسبات دشمنان در برابر توان دفاعی ملت ایران circle تحلیل بازار ارز امروز ۳۰ مرداد و پیش بینی قیمت دلار فردا شنبه ۳۱ مرداد circle پیش بینی قیمت طلا و سکه فردا شنبه ۳۱ مرداد / گرانی بیشتر طلا در راه است؟ circle پیش بینی بورس فردا شنبه ۳۱ مرداد / بورس طوفانی صعود می کند؟


۳ ساعت قبل / سایت جوان آنلاین

خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود

سخنان اخیر آقای خاتمی مثل همیشه حمایت حامیان او و مخالفت منتقدانش را داشت. ولی ندیدم کسی بگوید استدلال این سخن چیست؟ ضرورت آن کدام است؟ و مخاطب اصلی چه کسی است؟!

وقتی مخاطب معلوم نباشد، یا ضعیف باشد، ضرورت سخن معلوم نمی‌شود و گوینده ناگزیر خطبه‌ای بی‌ثمر می‌خواند و استدلالی به میان نمی‌آورد. فلذا کل سخن یا بیهوده به‌نظر می‌رسد یا فقط یک مخالف‌خوانی یا یک سخنرانی دلسوزانه!

خاتمی می‌گوید: «بعضی‌ها می‌گویند ما حیات‌مان در جنگ است. من این را خودم شنیدم! می‌گویند اول پدر امریکا را در اینجا در‌می‌آوریم بعد می‌رویم در قلب امریکا با او می‌جنگیم. آخر با کدام واقعیت‌ها».

اکنون هم رئیس تیم مذاکره‌کننده، هم سپاه و هم دیگر مراجع رسمی مثل دولت و شعام می‌گویند «امریکا باید به تفاهم بازگردد تا تنگه با ترتیبات ایرانی باز شود». یعنی سیاست رسمی این است. پس انتظار می‌رود اگر احساس نیاز به سخنرانی کردید، در همین حدود سیاست رسمی و اعلامی سخن بگویید. ممکن است ایشان راست بگوید و از یک فرد در خیابان چیزی را شنیده باشد ولی لیدر یک جریان سیاسی پرطرفدار اگر سیاست رسمی را رها کند و از یک نقل‌قول کاملاً غیررسمی، خطابه بسازد، باید دید چه چیزی در ذهن دارد؟! چون منطقاً ما می‌توانیم بگوییم «پاسخ‌دادن به یک حرف شخصی از فرد غیررسمی» ضرورت ندارد و لابد بهانه‌کردن آن نیت دیگری دارد.

پس دنبال چه هستند؟ سخنان یک فرد ناشناس را بهانه می‌کنند تا به مسئولان کشور که همه دنبال صلح و کندن بنیان جنگ هستند، سفارش صلح کنند: «باید تفاهم‌نامه نقض نشود. البته از طرف هیچ‌یک از طرفین. گرچه ممکن است نقض یک‌طرف آشکارتر و بزرگ‌تر باشد و نیز هرکاری از هر طرف که باشد و تنش را افزایش دهد، نتایج بدی خواهد داشت».

بسیار گفته‌اند که اصلاح‌طلبان دنبال «صلح به هر قیمتی، حتی تسلیم» هستند و اسم آن را هم «صلح شرافتمندانه» می‌گذارند. می‌توان چنین ادعایی نداشت ولی پرسید چرا در سخنان خاتمی روی اصلی سخن با مسئولان ایرانی است؟! مگر ما ناقض تفاهم‌نامه یا آغازگر جنگ بودیم؟ مگر ما تنش را افزایش می‌دهیم؟ ایران نشان داده برای صلح، دنبال مسیری است که چند صباح دیگر دوباره به جنگ منتهی نشود. پس باید گمان برد خاتمی تمام آن حرف‌ها را می‌زند که همین جمله‌ی اخیر را بگوید و مانند پدری مهربان که روزگاری دنبال گفت‌وگوی تمدن‌ها بود، ایران و امریکا را با ادبیات یکسان به نقض‌نکردن تفاهم‌نامه سفارش کند.

این بخش اصلی سخن ایشان ولی استدلالی ضعیف دارد، چون اساساً چرا ایران باید دنبال نقض تفاهمی باشد که همه از جمله خود خاتمی می‌گویند تمامی بند‌ها به نفع ایران بوده است؟! پس این ضعف سخن، و نیز این‌که امریکایی‌ها قرار نیست به ایشان بگویند «باشه چشم!»، یک نتیجه بیشتر ندارد: خاتمی مانند بسیاری از تحلیلگران اصلاح‌طلب که آشکارا می‌گویند «باید به هر طریقی صلح کرد»، دقیقاً همین را می‌خواهد ولی با کلی‌گویی و احتیاط. او آن‌قدر عاقل است که مثل حسین مرعشی که می‌گوید «مردم می‌خواهند زندگی کنند و دیگر اولویت آنان شهادت نیست»، چنین چیزی را در سخن انشا نکند، چون نحوست و فساد آن سخن را درک می‌کند ولی نتیجه یکی است.

وقتی اصلی‌ترین بخش سخن ضعیف‌ترین استدلال باشد، دیگر باقی بخش‌ها که بگویید «جنگ شر مطلق و صلح خیر برتر است» یا استدلال در تعریف از تفاهم‌نامه یا اذعان به «افزایش اعتبار جهانی ایران پس از دو جنگ»، نمی‌تواند کمکی به حرف اصلی کند. یعنی شما با ملت صادق نیستید و عقلانیتی هم به‌کار نمی‌برید. استدلال نباید زنجیری باشد که از ضعیف‌ترین حلقه‌اش قوی‌تر نباشد، بلکه باید همچون ریسمان ضخیمی باشد که رشته‌های آن حتی اگر بسیار باریک باشند به قدرکافی پرشمار و تنگاتنگ به هم متصل باشند. باید در سخن از داده‌هایی استفاده کنید که بتوان آنها را دقیقاً بررسی کرد و ابطال‌پذیر باشد. تکیه بر پیش‌فرض مبهم یا بدیهیات نقدناپذیر، سخن را به بیراهه می‌برد. سخن باید شبکه‌ای از دلایل مختلف باشد که یکدیگر را تقویت کنند، نه زنجیری از ادعا‌های منفرد و آسیب‌پذیر.

خاتمی می‌گوید «من هم احساساتم جریحه‌دار شد وقتی رهبرم را کشتند. از چشمان آدم خون می‌بارد ولی مسئله مدیریت جامعه نباید با احساسات باشد»؛ و سپس توصیه به صلح شرافتمندانه می‌کند. آیا با رژیمی که شهادت رهبر و مردم و فرماندهان ایران بزرگ را در کارنامه دارد، و همچنان تهدید به نابودی تمدنی می‌کند، می‌توان صلح پایدار برقرار کرد؟ صلح ناپایدار چه؟ شرافتمندانه است؟! وانگهی اگر چشمان‌تان خون‌بار است، چرا این حس خوب را در سی سال گذشته به حامیان خود تزریق نکردید؟! من سی سال است با اصلاح‌طلبان و پیروان شما ارتباط رسانه‌ای دارم. نمی‌گویم شما دروغ می‌گویید، ولی مدعی هستم چنان رفتار کردید که کینه‌ی عوام و بلکه بسا افراد از خواص حامی خود را با نظام و رهبری شعله‌ور ساختید. پس اجازه بدهید نپذیریم که شما اگر از صلح می‌گویید بی‌توجه به شهادت رهبری نیستید.

صلح شرافتمندانه دو سوی شریف می‌خواهد. سی سال است اصلاح‌طلبان می‌گویند «دشمن، دشمن»‌کردن توهم بود و امریکا با ما دوستی و صلح می‌خواهد. یعنی در شرافت طرف امریکایی کمتر تردید داشتند. نکند وقتی از صلح شرافتمندانه می‌گویید و مخاطب شما هم نظام ایران است، در این‌سو شک دارید؟!




 سردمداران ورود و خروج حقیقی‌ها - ۱۴۰۵/۰۵/۳۱
۲ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

سردمداران ورود و خروج حقیقی‌ها - ۱۴۰۵/۰۵/۳۱

k: خروج | ورود | حقیقی | سردمداران

 اظهارات جدید ترامپ درباره مذاکره و توافق با ایران
۱ ساعت قبل / خبرگزاری همشهری‌آنلاین

اظهارات جدید ترامپ درباره مذاکره و توافق با ایران

دونالد ترامپ رئیس جمهوری آمریکا بار دیگر با اظهارات متناقض درباره ایران که دیگر در افکار عمومی جهان و محافل دیپلماتیک غیر قابل باور تلقی می شود ، ادعا کرد: «من فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم.»

 «جنگ اقتصادی» ؛ اسم رمزعقب‌نشینی از «تقابل سخت»
۲ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

«جنگ اقتصادی» ؛ اسم رمزعقب‌نشینی از «تقابل سخت»

آرمان امروز-سرویس دیپلماسی: جنگ اقتصادی ترامپ علیه ایران نه یک سیاست ساده تحریم و فشار حداکثری، بلکه برنامه‌ای حساب‌شده و چندلایه از فریب استراتژیک است که از همان آغاز با دو هدف اصلی طراحی شده است. هدف نخست گریز از درگیری مستقیم نظامی و جنگ سخت با ایران است؛ جنگی که هزینه‌های انسانی، مالی و [ ]

 بالاترین نشان تاب‌آوری و مسئولیت‌پذیری در روزهای جنگ برای پتروشیمی تبریز
۲ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

بالاترین نشان تاب‌آوری و مسئولیت‌پذیری در روزهای جنگ برای پتروشیمی تبریز

آرمان امروز : پتروشیمی تبریز در ششمین دوره جشنواره روابط عمومی و مسئولیت اجتماعی و همایش «شرکت‌های پیشرو در زمینه مسئولیت اجتماعی ارتباط‌محور»، موفق به دریافت «نشان عالی مسئولیت اجتماعی» و عنوان «برند خوب» شد؛ موفقیتی که با توجه به ارزیابی عملکرد سازمان‌ها در شرایط جنگی و بحران، اهمیت ویژه‌ای دارد. ششمین دوره این جشنواره [ ]

 رشته «بازی‌سازی» وارد دانشگاه‌ها شد
۲ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

رشته «بازی‌سازی» وارد دانشگاه‌ها شد

دنیای اقتصاد: رشته کارشناسی بازی‌سازی پس از تصویب در شورای‌عالی انقلاب فرهنگی، از مهرماه امسال در دانشگاه اصفهان به‌عنوان نخستین دانشگاه مجری، پذیرش دانشجو را آغاز می‌کند. این تصمیم در نشست مشترک بنیاد ملی بازی‌های رایانه‌ای، پارک ملی علوم و فناوری‌های نرم و دانشگاه علم و فرهنگ جهاد دانشگاهی اعلام شد. هم‌زمان، دانشکده هوش مصنوعی و کامپیوتر دانشگاه علم و فرهنگ نیز تا دو هفته دیگر افتتاح می‌شود تا زمینه آموزش تخصصی در این حوزه‌ها فراهم شود. 

 محکومیت خواننده‌ زن به 4 سال حبس
۲ ساعت قبل / روزنامه آرمان امروز

محکومیت خواننده‌ زن به 4 سال حبس

آرمان امروز : هیوا سیفی‌زاده که در جریان تک‌خوانی در «عمارت روبرو» در اسفند ۱۴۰۳ بازداشت شده بود، اعلام کرد در دادگاه بدوی برای او حکم چهار سال حبس صادر شده است. هیوا سیفی‌زاده که در جریان تک‌خوانی در «عمارت روبرو» در اسفند ۱۴۰۳ بازداشت شده بود، اعلام کرد در دادگاه بدوی برای او حکم [ ]