به گزارش گروه رسانهای شرق،
عاطفه علیان، روزنامهنگار : اگر تمدن بشری در حاشیه رودها متولد شد، در قلب فلات ایران یک رودخانه بود که تمدن را نه صرفا تغذیه، بلکه معماری کرد. زایندهرود قرنها جریان پیوسته حیات، تعدیلکننده اقلیم و ستون ثبات سفرههای زیرزمینی اصفهان و گاوخونی بود. اما آنچه در ربعقرن اخیر بر سر این شریان حیاتی آمده، نمونهای تراژیک از مسخ تدریجی یک اکوسیستم طبیعی به یک «کانال توزیع آب نوبتی» است؛ فرایندی مخرب که در آن رودی پویا و زاینده، گام به گام از حیز انتفاع طبیعی ساقط شد و تحت عناوینی همچون «مدیریت منابع» و «ساماندهی»، به دستکاریهای بیپایان سازهای دچار شد. اگر مقاومت افکار عمومی و مطالبهگری دیدهبانان محیط زیست نبود، شاید تا امروز بستر خشکیده این رود یا به بلوار و پارکینگ آسفالتشده بدل شده بود یا با بتنریزی و عایقکاری، به آبنمایی کمعمق برای عکسهای یادگاری تقلیل مییافت. …













