قیمت طلا امروز




 روزنامه شرق / ۲ روز قبل / ۱۴۰۵/۰۵/۲۸

ماجرای سفر نوروزی ۲۵ روزه رهبرشهید به همراه خانواده همسرشان / باجناق رهبر شهید چگونه از شهادت ایشان باخبر شد؟

باجناق رهبر شهید گفت: از تلویزیون اخبار را پیگیری می کردیم و آن لحظه که تلویزیون خبر شهادت آقا را اعلام کرد، آن قدر به من سخت گذشت که انگار قلبم می خواست از جا کنده شود. آن لحظات برای همه مردم ایران سخت بود خب طبیعتا برای من هم همان گونه سخت بود چون من ۵۵ سال عاشقانه ایشان را دوست داشتم.
 ماجرای سفر نوروزی ۲۵ روزه رهبرشهید به همراه خانواده همسرشان / باجناق رهبر شهید چگونه از شهادت ایشان باخبر شد؟

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

باجناق رهبر شهید انقلاب، در اولین گفت و گوی رسانه ای خاطرات خود را بیان کرده است.

محمود عباس زاده پهلوان گفته است: 

*هشت سال پس از «آقا» من داماد دوم خانواده مرحوم حاج آقا خجسته شدم؛ یک شناخت کلی از آقا داشتم چون پای منبرهای ایشان، مرحوم آقای طبسی و شهید هاشمی نژاد نشسته بودم اما اولین بار در مراسم معارفه قبل از عقد، ایشان با من صحبت کردند. سال ۱۳۵۱ من داماد این خانواده ودر واقع باجناق آقا شدم. 

*بیشتر ملاقات ها در مشهد و ایامی بود که ایشان برای زیارت به مشهد می آمدند. در این سفرها فرصتی هم برای دیدار اقوام و نزدیکان ایشان فراهم می شد و ما به زیارتشان می رفتیم. همیشه به گرمی و با آغوش باز از ما استقبال می کردند. گاهی هم که دوست داشتم ایشان را ببینم، یعنی دلم برایشان تنگ می شد، می رفتم تهران و خودم را به دفتر آقا می رساندم. سعی می کردم، حول و حوش نماز ظهر باشد چون می دانستم جلسات برای نماز تعطیل می شود و می توانم ایشان را ملاقات کنم. به دفتر که می رسیدم خودم را معرفی می کردم و پس از هماهنگی با بخش های داخلی اجازه ورود می دادند. هر وقت محضر آقا می رسیدم، ایشان مثل همیشه با خوش رویی و یک مهربانی خاصی از من استقبال می کردند. نماز جماعت را می خواندیم، برخی اوقات آقازاده های آقا هم بودند و بارها هم شده بود که فقط من و آقا تنها بودیم و نماز ظهر و عصر را من تنهایی به ایشان اقتدا می کردم.  

*یکی از نوبت هایی که برای دیدار ایشان رفته بودم شاید حدودا ۱۰سال قبل، بعد از نماز ظهر، آقا فرمودند برای ناهار بمان هرچه بود با هم می خوریم. طبیعتا من هم از خدا می خواستم که لحظات بیشتری را در محضرشان باشم. غذا آن روز اشکنه کشک بود که همسرشان آماده کرده بودند. آقا گفتند، اگر اشکنه نمی خورید، بگویم غذا از بیرون تهیه کنند که من خدمتشان گفتم، همین غذا از همه خوشمزه تر است.  

*روابط ما در خانواده، شبیه تمام خانواده های دیگر بود؛ هر بار به دیدار آقا می رفتم، ایشان یکی یکی بچه ها را نام می بردند و حالشان را جویا می شدند. از دامادهایم فراموش نمی کردند و حال آن ها را هم می پرسیدند. گاهی از کارمان هم می پرسیدند و من هم برایشان توضیح می دادم. یک وقتی از پسر آخرم که هنوز داماد نشده بود، پرسیدند چرا فلانی را داماد نمی کنید. همیشه تاکید داشتند که بچه ها به موقع ازدواج کنند و زود هم صاحب فرزند شوند.

*ما همیشه برنامه عقد بچه ها را طوری تنظیم می کردیم زمانی باشد که آقا مشهد تشریف داشته باشند و ایشان عقد را بخوانند. برای عقد یکی از دخترانم ما به تهران رفتیم و آقا لطف کردند و عقد دخترم را خواندند. ضمن این که زحمت کشیدند ناهار را هم مهمانشان بودیم.

*نوروز سال ۵۶ بود و آقا به دلایلی می خواستند این ایام را در مشهد نباشند. برای همین به من و برادر همسرم، حاج آقا خجسته پیشنهاد دادند با هم به مسافرت برویم. در واقع، آن مسافرت، تنها مسافرتی بود که با ایشان رفتیم. من آن موقع یک پیکان داشتم که تازه خریده بودم. خانواده آقا و من در یک ماشین بودیم و خانواده آقای خجسته هم در یک ماشین.راه افتادیم و از مسیر جاده نیشابور، ابتدا در این شهر، از آرامگاه خیام و عطار بازدید کردیم و ناهار را خوردیم و به طرف سبزوار حرکت کردیم و شب بود که به سمنان رسیدیم. من خسته بودم استراحت کردم و آقا با آقای خجسته به دیدار علمای سمنان رفتند.

از سمنان به تهران رفتیم، دو سه روز در تهران بودیم و برنامه تقریبا همین گونه بود که ایشان به ملاقات دوستانشان و علما می رفتند. قم، اصفهان، شیراز، کرمان، رفسنجان، یزد و اردکان هم دیگر شهرهایی بود که ما رفتیم. در خاطرم هست، در اردکان به اتفاق آقا به دیدار آیت ا... روح ا... خاتمی پدر آقای سید محمد خاتمی رفتیم. از اردکان به یزد و به سمت تهران برگشتیم و از مسیر شمال به مشهد بازگشتیم. این سفر که خاطراتش هیچ وقت از یادم نمی رود، فکر می کنم ۲۵ روز طول کشید. آقا هم خوش سفر و هم خوش صحبت بودند و با وجود این که راه های طولانی را رانندگی می کردیم، اصلا هیچ احساس خستگی نمی کردم.

*خاطرم هست، در دوران رهبری، دو بار با آقا یعنی یک بار در تهران و یک بار هم در مشهد به کوهنوردی رفتیم. در تهران مسیر کوهنوردی ارتفاعات کلکچال بود. تقریبا نیمه شب راه می افتادیم و نماز را در مسیر می خواندیم. آن وقت از سحر مسیر پیاده روی خلوت بود مگر حرفه ای ترها که تک و توک در مسیر بودند. آقا گاهی در مسیر ذکر می گفتند، گاهی هم ما سوالاتی از آقا داشتیم که می پرسیدیم. حدود ساعت ۸ ما در مسیر بازگشت بودیم که تازه آن موقع، خیلی از تهرانی ها راه افتاده بودند. گاهی می شد، برخی از مردم آقا را می شناختند، جلو می آمدند و به آقا سلام و عرض احترام می کردند. آقا در مسیرشان مکث می کردند و خیلی مهربانانه به ابراز محبتشان پاسخ می دادند. برخی از دخترها و پسرها شاید ظاهرشان هم چندان مناسب نبود اما همین که آقا را می شناختند خیلی صمیمانه سلام می کردند، به آقا خسته نباشید می گفتند؛ یعنی با علاقه و محبت به آقا ادای احترام می کردند.

آن روز، حدود ساعت ۸ رسیدیم پایین و در محلی که برای استراحت پیش بینی شده بود، مقداری نشستیم. آن جا آقا گفتند، واقعا به ظاهر اشخاص نمی شود قضاوت کرد...

*فرزندان آقا هم مثل خودشان، با خانواده و خویشان بسیار صمیمانه و با محبت هستند. اساسا آقا در تربیت فرزندانشان به گونه ای عمل می کردند که اخلاق و منش آن ها نیز همچون پدر بزرگوارشان است. خاطرم هست، وقتی فرزندان آقا کوچک بودند، ایشان همیشه آن ها را با احترام صدا می زدند، مثلا صدا می زدند، آقا مصطفی، آقا مجتبی، آقا مسعود. یعنی برای بچه ها شخصیت و احترام قائل بودند.  

*آقا مجتبی، نسبت به برادر بزرگشان بیشتر امور دفتر را پیگیری می کردند و ما هم اگر می خواستیم مشکلات مردم و مواردی را منعکس کنیم بیشتر با آقا مجتبی در میان می گذاشتیم. ایشان همیشه خیلی دقیق موارد را می شنیدند و پیگیری می کردند و گاهی هم نتیجه پیگیری را به ما می گفتند.

*آقا برای من مثل همه مردم ایران، شخصیتی بودند که امیدآفرین بودند. هر وقت، مسئله ای برای کشور پیش می آمد، منتظر بودیم که آقا را حتی از تلویزیون ببینیم، سخنانشان را گوش دهیم تا دلمان آرام شود.» صحبت به این نقطه که می رسد، حاج محمود، بغض به سراغش می آید، سعی می کند خودش را نگه دارد اما نمی تواند. بغض های او بغض های دلتنگی است؛ دلتنگی برای یک دوست ۵۴ ساله که رابطه خویشاوندی با او داشته. بارها در طول گفت وگو می گوید من عاشق آقا بودم، برخلاف آن چه درباره باجناق ها می گویند که البته شأن ایشان برای من تنها باجناق نبود، بلکه یک مراد بود و من مثل همه مردم ایران مریدشان بودم؛ از صمیم قلب، آقا را دوست داشتم و به سبب همین انس و ارادت قدیمی است که امروز دلم برایشان تنگ می شود...

*البته من می گویم که ما رفاقت و صمیمیت داشتیم اما واقعیت این است که همه مردم ایران ایشان را دوست داشتند، عاشق آقا بودند و متقابلا هم آقا عاشق این مردم بود و در راه همین مردم و کشور فداکاری کرد؛ یعنی از ابتدای انقلاب، ایشان قریب به ۵۰ سال، دغدغه مردم، دغدغه ایران و دغدغه اسلام را داشتند.

* به یاد نمی آورم خودم را جایی باجناق آقا معرفی کرده باشم و از این بابت خیلی خوشحال هستم که آقا را در این باره راضی نگه داشتم چون می دانستم، آقا هم این اخلاق را دوست داشتند. چون منش آقا به هیچ عنوان طوری نبود که بین ما که اقوام و خویشانشان بودیم با سایر افراد تفاوتی قائل باشند. لذا با توجه به این روحیه آقا، ما هم تلاش کردیم برای آقا آبروداری کنیم و  برای خودمان بابت این نسبت فامیلی شخصیت و امتیاز ویژه ای قائل نباشیم. به فرزندانم هم همیشه تاکید می کنم که به دلیل این نسبت فامیلی، باید مراقب رفتارمان باشیم ما نمی توانیم هر کاری که دلمان می خواهد انجام دهیم.

بشری خانم گفت...

* فرش اتاق کار آقا همان فرشی بود که مربوط به جهیزیه همسرشان بود. این فرش در این سال ها قسمت هایی از آن نخ نما شده بود. قسمت های دیگر دفتر نیز همه موکت و بسیار ساده بود. به هیچ عنوان اهل تجمل و استفاده از امکانات ویژه نبودند. به ما هم همین توصیه را می کردند؛ مثلا می فرمودند ساختمان را محکم بسازید اما در آن تجملات به کار نبرید. این منش آقا در زندگی فرزندانشان هم ظهور پیدا کرده بود. خاطرم هست، اوایل ازدواج بشری خانم، من و همسرم در قم مهمان منزل ایشان شدیم. خانه و زندگی بسیار ساده ای داشتند. آن جا همسرم در آشپزخانه به بشری خانم گفته بود، مثلا چرا فلان وسیله را برای آشپزخانه نگرفتید. منظور همین وسایل معمول آشپزخانه که خانم ها استفاده می کنند. ایشان گفته بود، من خودم این وسایل را نمی خواستم زندگی من و همسرم، زندگی طلبگی است.

* دلم بیشتر برای آن صمیمیت ها، محبت ها، بی پیرایگی ها و بی ریایی های آقا واقعا تنگ می شود. آقا همان طور که دوست همه مردم ایران بودند، برای خانواده هم همچون یک دوست بودند. حرف ها و مطالب و نصیحت هایشان همواره برای رشد و تعالی آدم ها بود...

*از تلویزیون اخبار را پیگیری می کردیم و آن لحظه که تلویزیون خبر شهادت آقا را اعلام کرد، آن قدر به من سخت گذشت که انگار قلبم می خواست از جا کنده شود. آن لحظات برای همه مردم ایران سخت بود خب طبیعتا برای من هم همان گونه سخت بود چون من ۵۵ سال عاشقانه ایشان را دوست داشتم. آقا به این کشور خالصانه خدمت کردند، اقتدار و سربلندی ما خصوصا در امر دفاعی و موشکی، مدیون آقاست. ملت ایران باید برای این اقتدار و عزت، امروز سرش را بالا بگیرد و به آن افتخار کند. منبع: روزنامه خراسان

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.



۱ ساعت قبل / سایت شهرآرانیوز

رهبر شهید انقلاب، مقاومت را به جریانی پویا و زنده تبدیل کرد | ملت ایران مرد و مردانه تا خونخواهی قائد شهید در اجتماعات خواهند ایستاد

به گزارش شهرآرانیوز؛  آیت‌الله سید احمد علم‌الهدی، نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی و امام جمعه مشهد مقدس، ظهر امروز (۳۰ مرداد ۱۴۰۵) در خطبه دوم نماز جمعه این هفته مشهد مقدس که در حرم مطهر رضوی برگزار شد، اظهار کرد: همه شما برادران و خواهران و خودم را به تقوای الهی سفارش می‌کنم. در هفته‌ای که پشت سر گذاشتیم، مراسم و یادبود چهلمین روز تدفین امام شهید مظلوم ما در این کشور برگزار شد.

وی افزود: چهل روز از دفن امام ما گذشت. معمولاً افرادی که به رحمت خدا می‌روند، بعد از چهلم، برای داغ‌دیدگان مسائل تا اندازه‌ای تسکین پیدا می‌کند؛ فقدان را می‌پذیرند و هجران را قبول می‌کنند و عزیزشان در زیر خاک قرار گرفته است، اما برای مردم داغ‌دیده ما نسبت به این امام شهید مظلوم، این مسئله قابل اجرا و تحقق نیست.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی ادامه داد: کیست که آقا را فراموش کند و کیست که یادش برود؟ کدام دل است که در این داغ جان‌سوز آرام بگیرد؟ حتی بعد از چهلمین روز تدفین، سه چهار ماه بدن، بی‌غسل و بی‌کفن روی زمین ماند و بعد او را به خاک سپردند. چهل روز هم گذشت، اما هنوز آقا در دل‌های ما و در مغز‌های ما وجود دارد و آتش داغش از درون ما شعله‌ور است.

آیت‌الله علم‌الهدی تصریح کرد: این آتش به یاد انتقام و خون‌خواهی مظلومانه این امام شهید مظلوم است که با این مظلومیت، با عزیزانش به شهادت رسید و صحنه‌ای از صحنه‌های کربلا را در این شهادت برای مردم ما مجسم کرد. این فراموش‌شدنی نیست و از یادرفتنی نیست. رهبر شهید؛ حقیقتی فراموش‌نشدنی در دل ملت

وی خاطرنشان کرد: مخصوصاً انسان وقتی می‌نشیند و فکر می‌کند که ما چه چیزی را از دست دادیم، از ما چه گرفتند؟ چه کسی بود؟ چه چیزی بود؟ چه کسی را از ما گرفتند؟ مردم ما این حقیقت را از دست دادند؛ این واقعیت از دست ما رفت.

امام جمعه مشهد مقدس گفت: چه کسی بود؟ چقدر بصیرت بود، چقدر ارزش بود، چقدر مقام بود، چه ثروت پاکی از طهارت، علم، تقوا و دیانت بود که این‌گونه در عمرش مقابل ما درخشید؛ با درخشش خود ما را ساخت و با نور تابناکش ما را بیدار و هشیار کرد، خواب را از چشمان مردم ما ربود، هم دشمن را به ما شناساند و هم حرکت در مقابل دشمن را به ما آموخت و دشمن‌ستیزی را به ما یاد داد.

وی بیان کرد: چه کسی بود این آقا؟ با توجه به ابعاد شخصیتی این امام مظلوم شهید، بعد از این چهل روز که بدن نازنینش را زیر خاک دفن کردیم و روی قبرش داریم پروانه‌وار می‌چرخیم، شناخت عمیقی از این آقا برای ما قابل توجه است.

آیت‌الله علم‌الهدی ادامه داد: اولاً امام شهید مظلوم ما عمر انقلابی‌اش از عمر انقلاب بیشتر بود. عمر انقلاب، اگر ما از ابتدای نهضت امام حساب کنیم، تقریباً قریب ۵۲ یا ۵۳ سال است، اما عمر انقلابی مقام معظم رهبری شهید ۷۲ یا ۷۳ سال بود. آغاز حرکت انقلابی از دیدار با نواب صفوی

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: در سن ۱۴ سالگی ایشان با مرحوم نواب صفوی در مشهد ملاقات و دیدار کردند، در حالی که ۱۴ سال بیشتر سن مبارکشان نبود. فرمودند: بنا بود نواب در مدرسه سلیمان‌خان سخنرانی کنند. من خودم را آنجا رساندم. آخر سخنرانی مرحوم نواب که تمام شد، جمعیت مقابل او می‌رفتند. من هم با جمعیت مقابل او رفتم. یک نگاه تند و تیزی نواب به صورت من کرد و گفت: «احسنت، آقازاده کوچک که آمد.»

وی ادامه داد: ایشان می‌فرمودند فردا قرار بود مرحوم نواب در مدرسه نواب سخنرانی کند. ما به مدرسه نواب رفتیم. مدرسه را فرش کرده بودند و آماده تشریف‌فرمایی ایشان بودند. سر وعده نیامدند و گفتند ایشان در مهدیه مرحوم حاجی عابدزاده سخنرانی دارند و سخنرانی طول کشیده است.

آیت‌الله علم‌الهدی افزود: ایشان گفتند ما با یک دسته از طلبه‌ها راه افتادیم به طرف مهدیه تا به استقبال مرحوم نواب برویم و به ایشان برسیم. فرمودند: وسط راه، من مرحوم نواب را دیدم که جلوی جمعیت بود و اطرافش را جمعیت فداییان اسلام گرفته بودند.

وی بیان کرد: در مسیر، به کسی برخورد می‌کرد که کراوات به گردنش زده بود، به او می‌گفت: «برادر، این بند را دشمن به گردن تو آویخته است؛ این بند را از گردن خودت باز کن.» به کسی می‌رسید که کلاه شاپو بر سر داشت، می‌گفت: «برادر، این کلاه را دشمن بر سر تو گذاشته است؛ تو خودت این کلاه را بردار.» جرقه انقلاب اسلامی در دل رهبر شهید

امام جمعه مشهد مقدس گفت: ایشان می‌فرمودند وقتی نواب این جمله را می‌گفت، آدم کراوات خودش را باز می‌کرد، مچاله می‌کرد و در جیبش می‌گذاشت؛ کلاه شاپو را از سرش برمی‌داشت، مچاله می‌کرد و کنار می‌انداخت یا آن را در جیبش می‌گذاشت. تا این اندازه تحت تأثیر نفوذ کلام نواب قرار می‌گرفت.

وی افزود: فرمودند این نواب با این نفوذ کلام، در من اثری گذاشت که جرقه انقلاب اسلامی را در من روشن کرد. عین عبارتی که می‌فرمودند این بود: «همان وقت جرقه‌های انگیزش انقلاب اسلامی به وسیله نواب صفوی در من به وجود آمد» و هیچ شکی ندارم که اولین آتش را مرحوم نواب در دل ما روشن کرد.

آیت‌الله علم‌الهدی ادامه داد: ایشان از آن روز، در سن ۱۴ سالگی، به عنوان یک شخصیت انقلابی وارد حرکت شد و در مسیر طلبگی با ایده انقلاب اسلامی حرکت کرد؛ چراکه مرحوم نواب تمام ادعایش این بود که حاکمیت کشور باید به دست مقام ولایت باشد و جز حاکمیت ولایت، حاکمیت دیگری را قبول نداریم.

وی خاطرنشان کرد: این منطق، مقام معظم رهبری را در مسیر انقلاب اسلامی راه انداخت؛ به‌گونه‌ای که در تمام زندگی، با در اختیار داشتن استعدادی فوق‌العاده و درخشان، فعالیت‌های علمی و تحصیلی خود را در مسیر انقلاب به راه انداختند. جایگاه علمی و ویژگی‌های شخصیتی رهبر شهید

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: به‌گونه‌ای بود که ایشان زمانی که رهبر انقلاب شدند، یک علامه بودند؛ یعنی از هر فنی خدمت ایشان صحبت می‌شد، ایشان مشغول صحبت می‌شدند و مطلب می‌گفتند. در هر موردی که پیش می‌آمد، ایشان سخن می‌گفتند.

وی افزود: افرادی که خدمت ایشان می‌رسیدند، در تمام مسائلی که مطرح می‌کردند، مقام معظم رهبری بسیار واردتر، قوی‌تر و نافذتر عمل می‌کردند.

آیت‌الله علم‌الهدی گفت: ایشان در علوم غریبه وارد بودند. در ارتباطات خاص، گاهی از اوقات پیش‌بینی‌ها و آینده‌نگری‌های عجیبی را ایشان می‌فرمودند کهبی‌شباهت به غیب‌گویی و معجزه نداشت.

وی ادامه داد: داماد عزیز ایشان که با ایشان به شهادت رسید، آقای دکتر مصباح باقری، دچار یک بیماری شده بود؛ بیماری جهاز هاضمه گرفته بود و بیماری خطرناکی بود. خودش نقل می‌کرد و برای ما گفت: من یک روزی خدمت آقا عرض کردم: آقا، من در این بیماری از بین می‌روم و عزیزانم را به شما می‌سپارم. دعا‌های رهبر شهید و نگاه نافذ ایشان

امام جمعه مشهد مقدس بیان کرد: آقا فرمودند: «نخیر، این‌طور نیست. شما از این بیماری نجات پیدا می‌کنید، خوب می‌شوید. من و تو با هم شهید می‌شویم.» این حرف را حداقل ۱۵ یا ۱۶ سال قبل از شهادت ایشان به آقای دکتر مصباح باقری زده بودند که از این کسالت نجات پیدا می‌کنی و ما با هم شهید می‌شویم.

وی افزود: از این نمونه‌ها از مقام معظم رهبری در عرصه زندگی‌شان کم شنیده نشده است که به خاطر آن صفای باطن و پاکی روح و دل بود که برای ایشان ارتباط به وجود آورد و ارتباطاتی را ایجاد کرده بود.

آیت‌الله علم‌الهدی تصریح کرد: گاهی از اوقات افراد خدمت ایشان می‌رسیدند و از ایشان تقاضای دعا می‌کردند. ایشان دعا‌های مخصوصی داشتند؛ یعنی برای هر کس که می‌خواستند دعا کنند، به گونه‌ای دعا می‌کردند که آینده خودش را در دعای آقا می‌دید.

وی خاطرنشان کرد: یک آقایی را بنده معرفی کردم خدمت آقا. جوانی بود. آقا فرمودند: «خدا ایشان را حفظ کند.» باز فرمودند: «خدا ایشان را حفظ کند.» دفعه سوم هم فرمودند: «خدا ایشان را حفظ کند.»

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی ادامه داد: بنده گفتم هرچه هست، یک خطری در پیش تو، در معرض انحرافی قرار گرفتی، در وضعیتی قرار گرفتی که خطرناک است. آقا سه بار فرمودند: «خدا شما را حفظ کند.» دعاهایشان این‌گونه بود که گاهی از اوقات در یک دعا، آینده طرف را روشن می‌کردند. روایت دیدار رئیس‌جمهور روسیه با رهبر شهید

آیت‌الله علم‌الهدی اظهار کرد: پوتین، رئیس‌جمهور روسیه، می‌خواست به ایران بیاید. قبلاً، خدا رحمت کند، مرحوم آقای رئیسی به ایشان گفته بود که آیا من می‌توانم با رهبری ملاقات کنم و به ایران بیایم؟ ایشان فرمودند بله، مانعی ندارد و آقا اجازه فرمودند.

وی افزود: وقتی که آمده بود و از ایران برگشت، خبرنگاران با او مصاحبه کردند و گفتند رهبر ایران را چگونه دیدی؟ گفت: من مسیح را ندیدم، احوالات مسیح و تعریف مسیح را در انجیل شنیدم و خواندم، اما وقتی به ایران رفتم، رهبر ایران را مسیح دیدم.

آیت‌الله علم‌الهدی گفت: یک شخصیت با این عظمت، و لذا او می‌گوید من مسیح را در رهبری ایران دیدم و اینجا مسیح برایش مجسم شده، آن هم در جلوه آقا؛ چنین شخصیتی چهل روز زیر خاک رفت؛ مثل پروانه دور قبرش می‌چرخیم. این درد، این مصیبت نیست؛ در سازندگی غوغا بود. هم جامعه‌ساز بود و هم فردساز.

وی افزود: این خاطره را خودشان برای من نقل کردند. فرمودند وقتی من در مشهد درس می‌دادم، در درس من دو طلبه افغانی بودند. من در سیمای اینها یک رشادتی حس کردم. یک روز به اینها گفتم بیایید منزل، با شما کار دارم. اینها آمدند خانه. گفتم من در سیمای شما یک رشادتی دیدم که یک کار مهمی را انجام خواهید داد و من یک نوشته‌هایی دارم، مطالبی دارم؛ اگر بخواهید، با هم بنشینیم، گفت‌و‌گو کنیم و بحث کنیم.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی ادامه داد: فرمودند اینها می‌آمدند در خانه پیش من و درباره مسائل انقلاب و مباحث انقلاب، در روزگاری که افغانستان در ید اتحاد جماهیر شوروی بود و کمونیست‌ها مسلط شده بودند، با اینها صحبت می‌کردند. اینها از ایران رفتند افغانستان و توانستند یک حزب را در میان شیعیان افغانستان به عنوان مبارزه با کمونیستی به وجود بیاورند. پیدایش این حزب، نقطه نطفه تشکیل لشکری بر ضد شوروی و به عنوان قیام در مقابل استعمار شرق به راه افتاد و این جریان باعث شد شوروی شکست بخورد، از افغانستان خارج شود و مردم افغانستان از افکار الحادی و کفر کمونیستی نجات پیدا کنند. آن دو طلبه هم در این جنگ به شهادت رسیدند.

آیت‌الله علم‌الهدی تصریح کرد: قدرت سازندگی مقام معظم رهبری این بود. ما روزی که امام از دنیا رفتند، مقاومت ما تازه شروع شده بود. در حزب‌الله لبنان کسی فکر نمی‌کرد حلقه مقاومت در کشور‌های شیعه‌نشین به وجود بیاید. مقام معظم رهبری در مقام تأسیس مقاومت در کشور‌های شیعه‌نشین به وسیله شیعیان اقدام فرمودند. قدرت‌سازی و شکل‌گیری جریان مقاومت

وی بیان کرد: مردم فکر می‌کردند این مقاومت صرفاً یک اندیشه سیاسی است که در کشور‌های اسلامی رسوخ کرده، اما روزی که بنای جنگ و درگیری و مقابله شد، معلوم شد این مقاومت یک جریان رزمنده، پویا و زنده است که مقام معظم رهبری در کشور‌های شیعه ایجاد کردند و اینها پای جنگ ایستادند، پای فداکاری ایستادند و هماهنگ با رأس مقاومت که این کشور است، ایستادگی می‌کنند و دشمن مشترک را به زانو درمی‌آورند.

امام جمعه مشهد مقدس ادامه داد: هر شما از یمن قهرمان می‌شنوید، از حزب‌الله مقاوم لبنان که با همه مخالفت‌ها مرد و مردانه ایستاده می‌شنوید، از حشدالشعبی قهرمان، پرقدرت و متصلب عراق می‌شنوید، این جریان مقاومت ساخته و پرداخته تربیت و دست این رهبر عظیم الهی و آسمانی است که در این کشور بهترین جریان‌ها را به وجود آورد و این جریان را ایجاد و ساخت.

وی خاطرنشان کرد: قدرت سازندگی مقام معظم رهبری این بود و از همه بالاتر، من و شما ساخته شدیم. الان شش ماه است مقام معظم رهبری به شهادت رسیدند، اما در این شش ماه شما پرچم‌ها و تجمعات را رها نکردید، ایستادید، مرد و مردانه و قهرمانانه مقاومت می‌کنید و می‌گویید ما خونخواه و جان‌فداییم تا آن روزی که انتقام مظلومیت این رهبر را نگیریم و خونخواهی نکنیم، دست از این حرکت برنمی‌داریم.

آیت‌الله علم‌الهدی افزود: بیداری را طبق قلم شکسته ناپاک، در داخل و خارج ترویج می‌کنند و می‌گویند مقام معظم رهبری رهبر جنگ بوده، رهبر ستیز بوده و رهبر نبرد بوده است؛ در حالی که توجه نمی‌کنند مقام معظم رهبری قریب ۳۰ سال با بازدارندگی تمام و کمال، آمریکا را به صورت یک سگی اطراف کشور واداشت پارس کند و جرئت نزدیک شدن نداشته باشد. این قدرت رهبری بود. بازدارندگی رهبری و ایستادگی در برابر آمریکا

وی گفت: بحث این نبود که آمریکا از امروز اول بخواهد حمله کند. ۳۰ سال است می‌خواهد حمله کند. کدام رئیس‌جمهور آمریکا بوده که نگفته پروژه نظامی هم روی میز است؟ همه آنها گفتند و همه آنها می‌خواستند. به اینجا و در این مرحله رسیدند که دیدند اصلاً تمام استکبار و تمام قدرت امپراتوری جهانی‌شان در معرض خطر افتاده است. بدبخت‌ها اشتباه کردند، دست به جنگ زدند و با جنگ خودشان را بدبخت کردند.

نماینده ولی‌فقیه در خراسان رضوی اظهار کرد: از عزیزان ما، ندانسته، گاهی اوقات بعضی جملات را به زبان می‌رانند که ما با آمریکا می‌توانستیم جور دیگری رفتار کنیم. چطور رفتار کنیم؟ مگر ما با آمریکا امروز رسیدیم؟ ۷۰ سال است با آمریکا دست‌وپنجه نرم می‌کنیم. از ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ تا امروز، بیش از ۷۰ سال است ما با آمریکا در حال چالش و کشمکش هستیم.

وی ادامه داد: بردند، خوردند، چاپیدند، دزدیدند، عزیزان ما را کشتند، مردم ما را شکنجه دادند، یک ربع قرن مردم ما را به استثمار و بدبختی و استعمار کشاندند. بعد هم با همه توطئه‌ها، جنایت‌ها و بیدادگری‌ها علیه نظام ما، انقلاب ما و خواسته مردم ما، مردم قیام کردند و دارند قیام می‌کنند. مگر ما امروز به آمریکا رسیدیم که بهتر از این می‌توانستیم با آمریکا برخورد کنیم؟

آیت‌الله علم‌الهدی تصریح کرد: یعنی با آمریکا بهتر برخورد کنیم؛ چه کار کنیم؟ از برجام بیشتر برخورد کنیم؟ برجام را خودتان ایجاد کردید. مگر قرارداد‌هایی که بستید، بسیج زدند؟ مگر غیر از این بود؟ مگر واقعاً این ۲۵ سال چکمه به پا‌های آمریکایی را روی دوش مردم فراموش کردید؟ سابقه‌اش را فراموش کردید؟ اینها چقدر جنایت کردند؟ چه می‌کردیم غیر از این با آمریکا که آمریکا آرام می‌گرفت؟ آمریکا به دنبال تمامیت‌خواهی و سلطه بر ایران است

وی افزود: آمریکا یک جریان تمامیت‌خواه است که همه چیز ما را می‌خواهد؛ نه تنها یک چیز. معدن ما را می‌خواهد، ثروت ما را می‌خواهد، انسان‌های ما را می‌خواهد، افکار برجسته ما را می‌خواهد، استعداد‌های درخشان جوانان ما را می‌خواهد و از همه بالاتر، دین ما را می‌خواهد که ما از دینمان هم دست برداریم. این خواسته آمریکاست و به یک چیز ختم نمی‌شود.

امام جمعه مشهد مقدس ادامه داد: چطور با آمریکا صحبت می‌کردیم؟ چطور با آمریکا حل می‌کردیم؟ در عرصه‌های بازدارندگی و دیپلماسی، راهی نبود مگر اینکه مقام معظم رهبری پیمودند. ۳۰ سال در بازدارندگی، آمریکایی‌ها را پشت در نگه داشتند و سیاست بازدارنده رهبری بود که آمریکا قبل از این دست به کار جنگ نشد و در استیصال دست به کار جنگ شد و با جنگ هم جوری انجام گرفت که خودش را بدبخت کرد.

در ادامه حتما بخوانید آیت‌الله علم‌الهدی: نتیجه گفتمان‌های انحرافی، تضعیف قدرت ما در منطقه و رهبری است | پایان جنگ بدون دستیابی به حقوق و منافع ملی، پیروزی دشمن است

وی بیان کرد: خدایا، عزیز و آقای ما را از ما گرفتند، اما خدا، تو را از ما نگرفته‌اند. تو خدای ما هستی، ما هم خدا داریم، هم امام زمان داریم. امام زمان ما را از ما نگرفتند و نمی‌توانند بگیرند. «لَا یَزَالُونَ یُقَاتِلُونَکُمْ حَتَّىٰ یَرُدُّوکُمْ عَن دِینِکُمْ إِنِ اسْتَطَاعُوا». اینها می‌خواهند شما را برگردانند از دینتان، اگر بتوانند و نمی‌توانند. تو را از ما نمی‌توانند بگیرند، امام زمان را از ما نمی‌توانند بگیرند.

آیت‌الله علم‌الهدی در پایان گفت: خدایا، آن عنایت و لطفی که تو داشتی که ۳۶ سال این رهبر را بالای سر ما نگه داشتی و همه خصوصیات ما، عزت ما، عظمت ما، قدرت ما و قدرت دین و مذهب ما را این رهبر کاملاً حفظ کرد، خدایا همچنان تا آن روزی که پرچم پرافتخار «نَصْرٌ مِنَ اللَّهِ وَفَتْحٌ قَرِیبٌ» آقا و صاحب آن، امام زمان (عج)، به اهتزاز دربیاید در دنیا، خدایا با همان عزت تا آن روز ما را حفظ کن و این عزت را به آن عزت جهانی که وجود اقدس مولا امام زمان (عج) ایجاد خواهند کرد، پروردگارا متصل بفرما.

وی در پایان دعا کرد که خدایا فرج مولای ما، بقیةالله (عج)، که فرج از تمام غصه‌ها، غم‌ها، مصائب و گرفتاری‌هاست، فراهم بفرما.


۴ ساعت قبل / سایت دیدارنیوز

تمجید قالیباف از ملت شجاع و مبارز عراق

دیدارنیوز: رییس مجلس گفت: حضور معنادار و شجاعانه ملت عراق در تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب تسلی خاطر ملت ایران شد.

محمدباقر قالیباف در ادامه برنامه‌های سفر خود به عراق با حضور بر مزار شهید ابومهدی المهندس در سخنانی گفت: حضور معنادار و شجاعانه ملت عراق در تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب تسلی خاطر ملت ایران شد.

وی افزود: از طرف رهبر معظم انقلاب اسلامی و ملت عزیز و شریف ایران از همه ملت شجاع و مبارز عراق که با حضورشان در تشییع پیکر مطهر امام شهیدمان درخشیدند و این پیوند همیشگی را مستحکم‌تر کردند، تقدیر می‌کنم.

به گفته قالیباف، ملت شجاع و مبارز عراق افتخار بزرگی آفریدند آن هم در هنگامی که ملت ما غمگین بود و حزن و اندوه داشت.


۳ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

خاطره‌ احساسی دختر بچه معروف از رهبر شهید

حجم ویدیو: 4.70M | مدت زمان ویدیو: 16:31:07 دانلود ویدیو کد خبر: 787392 | ۱۴۰۵/۰۵/۳۰ ۱۲:۵۲:۰۰ اعتمادآنلاین |

خاطره‌ احساسی دختر بچه معروف عکس جشن فرشته‌های بیت رهبری را منتشر کرد.

  اخبار مرتبط مراسم چهلم تدفین «آقای شهید ایران» در حرم امام رضا(ع) حضور فرزندان رهبر شهید در مراسم بزرگداشت چهلمین روز تدفین ایشان + عکس




 انحراف روزانه ۲ میلیون لیتر بنزین در کشور / روش قیمتی بنزین جواب نمی‌دهد / حَلّال‌سازی بنزین؛ سودی که از یارانه انرژی به جیب می‌رود
۷ ساعت قبل / سایت تابناک

انحراف روزانه ۲ میلیون لیتر بنزین در کشور / روش قیمتی بنزین جواب نمی‌دهد / حَلّال‌سازی بنزین؛ سودی که از یارانه انرژی به جیب می‌رود

نایب‌رئیس کمیسیون انرژی مجلس، با مخالفت با روش‌های قیمتی برای مدیریت بنزین، گفت: تصمیم درباره بنزین نباید برای مردم «شگفتانه» باشد. شهرکی همچنین از انحراف رو...

 موافقت‌ نامه تجارت ترجیحی ایران با عمان نهایی شد
۶ ساعت قبل / سایت رکنا

موافقت‌ نامه تجارت ترجیحی ایران با عمان نهایی شد

رکنا: مدیرکل دفتر غرب آسیا سازمان توسعه تجارت گفت: در راستای تقویت روابط اقتصادی، موافقت‌نامه تجارت ترجیحی با کشور عمان پس از طی مراحل اداری، نهایی شده و جهت بررسی نهایی به مجلس شورای اسلامی ارسال شده است.

 قالیباف: روابط اقتصادی ایران و عراق نیازمند نقشه راه است
۵ ساعت قبل / سایت تابناک

قالیباف: روابط اقتصادی ایران و عراق نیازمند نقشه راه است

رئیس مجلس شورای اسلامی گفت: توسعه روابط دوجانبه ایران و عراق با نقشه راه دقیق می‌تواند در منطقه و بر کشور‌های اسلامی به ویژه عربی اثر بگذارد.

 صلح، ثبات، آزادی؟ چه می‌خواهیم که حال مان بهتر شود؟ | حال خوبِ جامعه از کیفیتِ حکمرانی، وضعیت معیشتی، امنیت، آزادی، آرامش پایدار و چشم‌اندازی می‌آید  | 10 نیاز اصلی برای کاستن رنج جامعه
۱ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

صلح، ثبات، آزادی؟ چه می‌خواهیم که حال مان بهتر شود؟ | حال خوبِ جامعه از کیفیتِ حکمرانی، وضعیت معیشتی، امنیت، آزادی، آرامش پایدار و چشم‌اندازی می‌آید | 10 نیاز اصلی برای کاستن رنج جامعه

اقتصادنیوز: نمی‌شود به آدم‌هایی که نگرانِ ارزش پول، امنیت و آینده هستند، توصیه کرد دخیل ببندید، یوگا کنید، کمتر اخبار ببینید و نگاهتان به نیمۀ پر لیوان باشد. حال خوبِ جامعه از کیفیتِ حکمرانی، وضعیت معیشتی، امنیت، آزادی، آرامش پایدار و چشم‌اندازی می‌آید که شهروندان از فردای خود دارند. در این شرایط چطور می‌توان از رنجِ جامعه کاست؟ چه اتفاقی باید بیفتد تا مردم دوباره دلیلی برای آرامش داشته باشند؟

 درگیری مرزبانان سراوان با گروهک مسلح
۳ دقیقه قبل / سایت تابناک

درگیری مرزبانان سراوان با گروهک مسلح

مرزبانان هنگ مرزی سراوان، با اتکا به اشراف اطلاعاتی و آمادگی عملیاتی خود، شب گذشته تحرکات یک گروهک مسلح را که قصد ورود غیرقانونی به خاک کشور و انجام اقدامات...

 قالیباف بر مزار شهید «ابومهدی المهندس» حضور یافت
۳ ساعت قبل / سایت تابناک

قالیباف بر مزار شهید «ابومهدی المهندس» حضور یافت

رئیس مجلس شورای اسلامی در جریان سفر به عراق، بر مزار شهید «ابومهدی المهندس» و دیگر شهدای مقاومت عراق حاضر شد.