
به گزارش گروه رسانهای شرق،
سوگند رفیعی: غسالخانه غرق در سکوت، به واسطه کارزار «مطالبه حمایت از کارکنان غسالخانه بهشت زهرا(س)» که از پنجم تیرماه ۱۴۰۵ در جهت جلوگیری از تضییع حقوق کارمندان بهشت زهرا آغاز شده بود، به صدا درآمد و سکوت خود را شکست. نردههای آهنین، اطراف غسالان را حصار کشیده است. هیچکس بهخصوص زنان حاضر به مصاحبه نیستند. خانمی با لباس فرم سورمهای و با انگشتان به هم قفلشده: «برای دفاع از حق خودمان است، میدانم اما من مصاحبه نمیکنم. اصلا بیایم چه بگویم؟ خستهایم. اینها ما را درک نمیکنند». مردی با روپوش سرتاپا سبز واسطه شد: «آقا مرتضی بهتر حرف میزند، آقا مرتضی بیا این خانم از کارزار آمده برای همین حمایت از غسالان که راه افتاده». آقا مرتضی با تیشرت گلبهی، صندلهای قهوهای و عینک آفتابیای که مانع برقراری ارتباط چشمی میشود، به سمت ما میآید. مشکلی ندارید مصاحبه کنیند؟ آقا مرتضی سر خود را بالا میاندازد و دست خود را باز میکند و میگوید: «چه مشکلی، اصلا اسم هم بیار».
طریق آخر، بالاخره از پشت نردهها وارد میشویم. صندلیهایی با پایههای آهنی و روکشهای قرمز و طوسی را از کنار برانکاردی که چند دقیقه قبل جسمی بیجان از آمبولانس روی آن گذاشته شده بود، برمیدارند و چند قدم دورتر از سطلهای زبالهای که روی آنها برچسب «عفونی» زده شده، میگذارند. مرتضی الیکایی، رئیس شورای کار سازمان بهشت زهرا، نماینده کارکنان، در سکوت حاکم بر غسالخانه، صدای همکاران میشود: «بر اساس تبصره ۲ ماده ۷ قانون، کارگر قراردادی باید تبدیل وضعیت شود و بعد از چند سال کاری به کارگر رسمی تبدیل شود. این اتفاق برای خیلی از همکاران من بعد از ۱۰ یا ۱۲ سال نیفتاده است». او در پی زنجیره تبدیل وضعیتی که رخ نمیدهد، گفت: «علاوه بر ما که کارگر قراردادی هستیم و توقع داریم رسمی شویم، پیمانکاران نیز توقع دارند قراردادی بشوند که از ۲۳۰ نیرو، ۱۷۶ نفر تقریبا تبدیل وضعیت نشدند و برای همکاران …












