
به گزارش گروه رسانهای شرق،
با شکلگیری پوشش درمانی توسط بیمههای اجتماعی و مشروعیتبخشی به فردیت بیمار، چالشهای نوینی جایگاه سلامت را متحول کردند.
روانپزشکی و بهرسمیتشناسی ذهنیت
نیمه دوم سده بیستم شاهد تحولی عمده در نگاه پزشکی از طریق تطور روانپزشکی است. این رشته که زمانی طولانی در حاشیه بود، از مدل منحصرا ارگانیک رها میشود تا سخن سوژه (بیمار)، تجربه و عواطف او از حس سلامت و بیماری را در گزارهای منسجم منعکس کند. توسعه روشهای رواندرمانی و نقد نهادهای تیمارستانی (جنبش روانپزشکی ضد به زنجیر کشیدن بیمار روانی)، مشروعیت انحصاری دانش پزشکی را در تعریف نرمال و پاتولوژیک (با تلاش فرانکو بازالیای ایتالیایی و آر. دی. لاینگ اسکاتلندی، دو دانشمند و روانپزشک پیشتاز در قرن بیستم) زیر سؤال برد. با این تحول نوین، سلامت روان به عرصهای بدل شد که در آن تنشهای میان دانش پزشکی، آزادی فردی و هنجارهای اجتماعی بارز میشدند. همچنین، در این حوزه نوین، توجه به بعد فرهنگی بیماری اهمین خاصی پیدا کرد؛ امروز آنچه «افسردگی»، «اسکیزوفرنی» یا «اختلال رفتاری» نامیده میشود، متغیر از تعریفی یگانه، بستگی به بسترهای فرهنگی و تاریخی متفاوت دارد.
بیمار کنشگر: تسخیر حوزه حقوقی فردی و بروز دانشهای عامیانه
از دهه ۱۹۷۰ به بعد، مراجع اقتدار (پزشکی، سیاسی، نهادی) در پرتو نقد قرار میگیرند: بیمار از یک سوژه صرفا تحت درمان رهایی یافته، به کنشگر سیستم سلامت، حقوقمند، طالب فهم مشکل خود و دانش عمومی تبدیل میشود. بیمار با مطالبات جدید، تبدیل به کنشگر میشود. مفهوم «رضایت آگاهانه» در حقوق بیماران پدیدار شده و انجمنهای بیماران (مانند جنبشهای پیرامون بیماری ایدز، بیماریهای نادر یا سرطان) رابطه درمانگر-درمانپذیر را به «درمانگر-درمانجو» و به صورتی بنیادین تغییر میدهند.
این تحول، نشان میدهد سلامت امری وابسته به انتخابهای شخصی، ارزشها و روایت و تجربه خود از سلامت و بیماری نیز هست. دانش پزشکی …












