قیمت طلا امروز




 روزنامه شرق / ۴۷ ساعت قبل

جنگی فراتر از خلیج فارس

جنگ ایران با گذشت نزدیک به هفت ماه، حالا از خلیج فارس فراتر رفته و آرایش جهانی ارتش آمریکا را تحت فشار گذاشته است؛ ناو جورج واشینگتن از ژاپن راهی خاورمیانه می‌شود، پنتاگون بازسازی پایگاه‌های آسیب‌دیده را قطعی نمی‌داند و واشینگتن هم‌زمان نباید چشم از چین در اقیانوس آرام بردارد. در واقع اعزام جورج واشینگتن از ژاپن به خاورمیانه برای گسترش نمادین حضور آمریکا نیست، بلکه برای آن است که جای ناو آبراهام لینکلن را بگیرد.
 جنگی فراتر از خلیج فارس

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

شرق: جنگ ایران با گذشت نزدیک به هفت ماه، حالا از خلیج فارس فراتر رفته و آرایش جهانی ارتش آمریکا را تحت فشار گذاشته است؛ ناو جورج واشینگتن از ژاپن راهی خاورمیانه می‌شود، پنتاگون بازسازی پایگاه‌های آسیب‌دیده را قطعی نمی‌داند و واشینگتن هم‌زمان نباید چشم از چین در اقیانوس آرام بردارد. در واقع اعزام جورج واشینگتن از ژاپن به خاورمیانه برای گسترش نمادین حضور آمریکا نیست، بلکه برای آن است که جای ناو آبراهام لینکلن را بگیرد.

لینکلن پس از انتقال از اقیانوس هند و آرام، ماه‌ها در خاورمیانه مانده و مأموریتی را پشت سر گذاشته که از برنامه معمول استقرار ناوها طولانی‌تر شده است. اکسیوس گزارش داد نتیجه این جابه‌جایی احتمالا دوره‌ای خواهد بود که آمریکا هیچ ناو هواپیمابری در غرب اقیانوس آرام ندارد؛ منطقه‌ای که چین سال‌هاست حضور دریایی و نظامی خود را در آن گسترش می‌دهد. نبود موقت ناو آمریکایی در این منطقه اتفاق بی‌سابقه‌ای نیست، اما اهمیت ماجرا جای دیگری است. علت خلأ این بار نه تعمیرات برنامه‌ریزی‌شده یا یک گردش عادی ناوگان، بلکه نیازهای جنگ با ایران است. مارک کنسیان، سرهنگ بازنشسته تفنگداران دریایی و مشاور ارشد مرکز مطالعات راهبردی و بین‌المللی، می‌گوید چین در گذشته نیز از دوره‌های مشابه برای نزدیک‌ترکردن ناو گروه‌های رزمی خود به تایوان و ژاپن استفاده کرده است. به باور او، پکن برای بهره‌برداری از این فرصت حتی لازم نیست جنگی آغاز کند؛ نمایش حضور می‌تواند برای متحدان آمریکا به اندازه کافی پیام لازم را داشته باشد. نیروی دریایی آمریکا ۱۱ ناو هواپیمابر دارد و برایان کلارک، پژوهشگر ارشد مؤسسه هادسون، معتقد است این تعداد در شرایط عادی امکان استقرار پیوسته دو ناو در هر قاره را فراهم می‌کند. اما اگر دو ناو برای دوره‌های طولانی در خاورمیانه لازم باشند، ممکن است در هر سال ماه‌هایی برسد که حضور ناو هواپیمابر آمریکا در اقیانوس آرام به صفر برسد. ناوهایی که از مأموریت‌های طولانی برمی‌گردند نیز مستقیم به مأموریت بعدی نمی‌روند؛ تعمیر، نگهداری و استراحت خدمه بخشی از همان معادله‌ای است که تعداد واقعی ناوهای در دسترس را بسیار کمتر از عدد ۱۱ می‌کند.

این خلأ در منطقه‌ای شکل می‌گیرد که دست‌کم ۶۶ مرکز دفاعی مهم آمریکا را در خود جای داده است. هم‌زمان دولت ترامپ بخشی از رزمایش‌های معمول آمریکا و کره جنوبی را کاهش داده و برای دیدار احتمالی ترامپ و شی جین‌پینگ آماده می‌شود. بنابراین یک جابه‌جایی دریایی می‌تواند معنایی بزرگ‌تر پیدا کند: آیا واشینگتن هنوز قادر است در حالی که جنگ با ایران ادامه دارد، همان وزن پیشین را در برابر چین حفظ کند؟

یک چالش قدیمی

واشینگتن‌پست در بررسی مفصل تصاویر ماهواره‌ای در ماه می‌ دست‌کم ۲۲۸ سازه یا قطعه تجهیزات آسیب‌دیده یا نابودشده را در ۱۵ مرکز نظامی آمریکا شناسایی کرد؛ از آشیانه و خوابگاه تا مخزن سوخت، رادار، تجهیزات ارتباطی و سامانه‌های پدافندی. این روزنامه همچنین گزارش داد بعضی پایگاه‌ها به اندازه‌ای در معرض حمله بودند که فرماندهان، مدت‌ها پیش از جنگ بخش بزرگی از نیروها را از آنها خارج کرده بودند. این یافته‌ها یک مشکل قدیمی را با شکل تازه‌ای پیش‌روی پنتاگون گذاشت. پایگاه‌های بزرگ و ثابت در بحرین، کویت، قطر و دیگر نقاط خلیج فارس زمانی مزیتی برای آمریکا بودند: انبار، باند، فرماندهی، تعمیرات و نیرو همه در فاصله‌ای نزدیک به میدان احتمالی عملیات و خط مقدم قرار داشتند. اما همان نزدیکی اکنون نقطه ضعف است. موشک‌ها و پهپادها و اطلاعات ماهواره‌ای گسترده‌تر، مختصات یک پایگاه بزرگ را از دارایی ثابت به هدف ثابت تبدیل می‌کنند.

تغییر رویکرد پنتاگون

به نوشته واشینگتن‌پست، کارشناسانی که خسارت‌ها را دیده‌اند معتقدند ارتش آمریکا توان هدف‌گیری ایران را کمتر از واقع برآورد کرده، به اندازه کافی با میدان جنگ پهپادی سازگار نشده و برای بعضی تأسیسات نیز حفاظت سخت کافی فراهم نکرده است. بیش از نیمی از خسارت‌های شناسایی‌شده در مقر ناوگان پنجم و سه پایگاه مهم آمریکا در کویت متمرکز بود. در این میان نکته‌ای که از مدتی قبل برجسته شده بود، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند. برخی کارشناسان هنگام بررسی درخواست بودجه جنگ متوجه شده بودند پنتاگون برای مهمات، عملیات، جایگزینی تجهیزات و ادامه حضور پول می‌خواهد، اما خبری از یک ردیف بودجه روشن و بزرگ برای بازگرداندن پایگاه‌های آسیب‌دیده به وضعیت پیش از جنگ نیست. در آن زمان این فقط یک فرضیه بود: شاید آمریکا اصلا قصد ندارد همه‌چیز را همان‌طورکه بود دوباره بسازد. اما با گذشت زمان، اکنون می‌دانیم این فقدان اختصاص بودجه تصادفی نبوده است. در جلسه ۳۰ آوریل کمیته نیروهای مسلح سنای آمریکا، وقتی از جولز هرست، مسئول ارشد مالی پنتاگون، پرسیده شد آیا برآورد هزینه جنگ شامل جایگزینی تأسیسات نظامی نیز می‌شود، پاسخ او روشن بود: برآورد هزینه ساخت و جایگزینی پایگاه‌ها دشوار است، چون پنتاگون هنوز نمی‌داند آرایش نیروهای آینده چگونه خواهد بود و این پایگاه‌ها در آینده به چه شکلی ساخته خواهند شد. این جمله بسیار مهم‌تر از خود عدد بودجه است؛ بازگشت به وضعیت پیش از جنگ از همان زمان یک فرض قطعی محسوب نمی‌شد.

پول فقط برای جنگ

براساس گزارش‌های واشینگتن‌پست و نیوزمکس، کاخ سفید اواخر ژوئن درخواست بودجه تکمیلی 87.6 میلیارد دلاری را به کنگره فرستاد که 67 میلیارد دلار آن برای پنتاگون بود. درخواست شامل هزینه عملیات، نیروی انسانی، آمادگی، بازسازی ذخایر تسلیحاتی و حدود 21 میلیارد دلار برای مهمات و ظرفیت صنعتی دفاعی می‌شد. اما هزینه بازسازی کامل پایگاه‌های خسارت‌دیده در این حساب نیامده بود. نباید از این داده نتیجه گرفت پنتاگون از ماه‌ها قبل مخفیانه تصمیم نهایی برای بستن پایگاه‌ها گرفته بود. سندی برای چنین ادعایی وجود ندارد. اما کنار هم گذاشتن شهادت هرست، درخواست بودجه و تحولات بعدی یک نتیجه محتاطانه‌تر را مستند می‌کند: پنتاگون پیش از آنکه میلیاردها دلار برای بازسازی همان ساختمان‌ها و تأسیسات و همان آرایش هزینه کند، می‌خواست بداند آیا اصلا بازگشت به همان مدل نظامی منطقی است یا نه. گزارش واشینگتن‌پست این تردید را از سطح حدس به یک بحث واقعی درون وزارت دفاع رساند. به نوشته این روزنامه، دفتر سیاست‌گذاری پنتاگون با مشارکت ستاد مشترک و فرماندهی مرکزی آمریکا در حال ارزیابی آرایش نظامی این کشور در خاورمیانه است و یکی از گزینه‌های اصلی، عقب‌کشیدن بخشی از نیروها از خلیج فارس است. پیت هگست هنوز دستور یک بازنگری رسمی را صادر نکرده و مقام‌های دفاعی این بررسی را «برنامه‌ریزی محتاطانه» می‌نامند؛ اما یکی از پرسش‌های اصلی دقیقا این است که کدام پایگاه‌های آسیب‌دیده ارزش بازسازی دارند. این تمایز مهم است. صحبت از «ترک خاورمیانه» نیست. سنتکام در شرایط معمول حدود ۴۰ هزار نیروی آمریکایی را در نزدیک ۲۰ نقطه، از اردن تا عمان، مستقر می‌کند. بحث فعلی بیشتر درباره شکل حضور است: آیا نیروها باید همچنان در مجموعه‌های بزرگ و قابل پیش‌بینی نزدیک ایران متمرکز باشند یا به نقاط دورتر، پراکنده‌تر و کم‌آسیب‌پذیرتر منتقل شوند؟ بردلی کوپر، فرمانده سنتکام نیز به‌تازگی از بررسی انتقال نیروها به سمت غرب خلیج فارس حمایت کرده است. مایکل راتنی، سفیر پیشین آمریکا در عربستان، اردن، اسرائیل و ساحل دریای سرخ، عربستان را از گزینه‌هایی دانسته که فاصله بیشتری ایجاد می‌کنند، هرچند هشدار داده فاصله جغرافیایی راه‌حل کامل نیست. ایران نشان داده است اهداف دورتر را نیز می‌تواند مورد حمله قرار دهد. بنابراین معنای بازآرایی احتمالی عقب‌نشینی ساده نیست؛ هدف می‌تواند تبدیل یک شبکه بزرگ و ثابت به حضوری پراکنده‌تر باشد که هدف‌گیری آن دشوارتر و هزینه دفاع از آن کمتر شود.

هزینه‌های راهبردی

جنگ در عین حال تناقض دیگری را آشکار کرده است. آمریکا توان تخریب گسترده را در جنگ نشان داده و بنا بر گزارش واشینگتن‌پست، بیش از ۱۳ هزار حمله علیه ایران انجام داده است، اما هم‌زمان برای دفاع از نیروهای خود، بیش از هزار موشک رهگیر پیشرفته پاتریوت و تاد مصرف کرده است. پنتاگون هزینه عملیات را تا پایان سپتامبر حدود ۳۷.۵ میلیارد دلار برآورد کرده؛ رقمی که باز هم بازسازی پایگاه‌ها را دربر‌نمی‌گیرد. در این میان، بحث قدیمی‌تری هم زنده می‌شود: اگر آمریکا حضور ثابت خود را کاهش دهد، کدام قدرت خلأ را پر می‌کند؟ دولت‌های خلیج فارس چند دهه به چتر نظامی آمریکا متکی بوده‌اند و واشینگتن‌پست می‌نویسد جایگزین‌کردن سریع این ظرفیت آسان نیست؛ توسعه توان بومی یا یافتن شرکای دیگر می‌تواند ماه‌ها یا سال‌ها زمان ببرد. این به معنای آن نیست که کشورهای منطقه هیچ هزینه یا مسئولیتی برعهده نگرفته‌اند؛ مسئله دقیق‌تر، تقسیم بار امنیتی است. اگر آمریکا سربازان و تجهیزات کمتری را در پایگاه‌های ثابت نگه دارد، کشورهای میزبان ناچار می‌شوند سهم بیشتری در پدافند، هشدار زودهنگام، حفاظت زیرساخت‌ها و توان مستقل نظامی بر عهده بگیرند. در مقابل، واشینگتن می‌تواند فروش تسلیحات، همکاری اطلاعاتی و دسترسی عملیاتی را حفظ کند، بدون آنکه همان تعداد نیروی آمریکایی را در معرض حمله نگه دارد. آلیسون ماینور، مقام پیشین شورای امنیت ملی آمریکا نیز چنین الگویی را ممکن می‌داند. این مدل حتی می‌تواند حضور آمریکا را از بعضی جهات پایدارتر کند. یک پایگاه بزرگ با هزاران نیرو، انبارهای ثابت و مختصات شناخته‌شده بازدارندگی بصری بالایی دارد، اما هدف جذابی هم محسوب می‌شود. شبکه‌ای پراکنده از نیروهای چرخشی، هواپیماهای دوربرد، سوخت‌رسان‌ها، سامانه‌های متحرک و پایگاه‌های کوچک‌تر می‌تواند حضور سیاسی کمتری نشان دهد، اما در جنگ بقاپذیرتر باشد. هنوز روشن نیست پنتاگون دقیقا کدام مسیر را انتخاب خواهد کرد و هیچ تصمیم نهایی برای تغییر دائمی آرایش نیروها اعلام نشده است.

تعبیر «آمریکا در حال خروج از خاورمیانه است» فعلا زودهنگام است. شواهد موجود از چیزی ظریف‌تر حکایت دارد. واشینگتن شاید به این نتیجه برسد برای ماندن در منطقه، باید شکل ماندنش را عوض کند. پایگاه‌های بزرگ‌تر لزوما امنیت بیشتر تولید نمی‌کنند و نیروهای بیشتر نیز اگر به قیمت خالی‌شدن جبهه‌ای دیگر تمام شوند، بدون هزینه راهبردی نیستند.

جورج واشینگتن که ژاپن را ترک می‌کند، ۲۲۸ سازه و تجهیزات آسیب‌دیده در پایگاه‌های منطقه و یک درخواست چندده‌ میلیارد‌ دلاری که بازسازی کامل همان پایگاه‌ها را قطعی فرض نکرده است، وجود دارد. هیچ‌کدام به‌تنهایی نشانه تغییر دکترین آمریکا نیست، اما کنار هم از آغاز یک بازنگری جدی خبر می‌دهند.

پرسش اساسی برای پنتاگون و کاخ سفید این است که چگونه هم‌زمان در خلیج فارس بماند، در برابر چین بازدارندگی ایجاد کند، ذخایر تسلیحاتی خود را حفظ کند و هزاران نیروی مستقر در پایگاه‌های قابل هدف‌گیری را نیز محافظت کند. پاسخ پنتاگون شاید پایگاه‌های کمتر، فاصله بیشتر و حضور متحرک‌تر باشد.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.



۱۰ ساعت قبل / سایت هم میهن

بحران مهمات آمریکا ریشه‌ای‌تر از جنگ با ایران است

به گزارش هم‌میهن آنلاین و به نقل از جماران، «فایننشال تایمز» در گزارشی به بحران فزاینده ذخایر مهمات آمریکا پرداخت و نوشت: هزینه‌های سنگین مهمات حیاتی در جنگ ایران، سیلابی از عناوین خبری را به راه انداخته که هشدار می‌دهند ذخایر ایالات متحده در آستانه اتمام است. اگرچه این موضوع قطعاً نگران‌کننده است، اما این گزارش‌ها معمولاً از این نکته غافل‌اند که این درگیری جدید، صرفاً یک مشکل از پیش موجود را آشکار و تشدید کرده است.

نشانه‌های هشداردهنده کمبود جدی مهمات -و تأثیر آن بر ارتش ایالات متحده- مدت‌ها پیش از این مشهود بود. از سال ۲۰۱۸، دکترین استراتژیک ایالات متحده محدودیت‌های موجود در دامنه تعامل آمریکا در درگیری‌های بین‌المللی را، به‌ویژه با توجه به نیازهای منابع برای بازدارندگی در برابر درگیری با چین در منطقه هند-آرام که اولویت ایالات متحده است، به رسمیت شناخته است. با این حال، رهبران واشینگتن از هر دو حزب سیاسی همواره از مواجهه با انتخاب‌های دشواری که با اولویت‌بندی همراه است، سر باز زده‌اند.

کاهش گسترده مهمات باارزش از زرادخانه ایالات متحده برای تسلیح اوکراین پس از تهاجم روسیه در سال ۲۰۲۲، حدود ۶۷ میلیارد دلار از صندوق جنگی این کشور را تخلیه کرد. این موضوع در کنار ناتوانی در جایگزینی سریع ذخایر با توجه به محدودیت‌های قابل‌توجه پایگاه صنعتی، باعث شد ایالات متحده بخش مهمی از قدرت انتخاب و انعطاف‌پذیری خود را از دست بدهد.

پیش از این، کنگره از ذخایر ایالات متحده در برابر خروج به سمت شرکای خارجی به قیمت به خطر افتادن آمادگی ایالات متحده برای نیازهای جهانی خودش، محافظت می‌کرد. با این حال، هیچ بحث اساسی در مورد این بده‌بستان‌ها صورت نگرفت.

مداخله ایالات متحده در ایران، تنها با تحت فشار قرار دادن بیشتر ذخایر مهماتی که از قبل با کسری مواجه بودند، این شرایط نامطلوب را تشدید کرده است. اعداد و ارقام گویای همه چیز هستند.گزارش‌های رسانه‌ای حاکی از تخلیه نزدیک به ۸۰ درصد از موجودی سامانه تاد (Thaad) ایالات متحده و نزدیک به نیمی از رهگیرهای پاتریوت است. همچنین تخمین زده می‌شود که عرضه موشک‌های تاماهاک، که یک مهمات دوربرد حیاتی برای درگیری احتمالی در منطقه هند-آرام است، ۵۰ درصد کاهش یافته باشد.

دولت ترامپ اکنون به دنبال دریافت بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری از کنگره و همچنین ۷۳ میلیارد دلار بودجه تکمیلی اضافی صرفاً برای پوشش هزینه‌های جنگ در ایران است. بودجه مهمات بخش قابل‌توجهی از این مبلغ را تشکیل می‌دهد. اما اگرچه پول و اهداف تولید بالاتر روی کاغذ خوب به نظر می‌رسند، اما نمی‌توانند زمان‌بندی‌های تخمینی تحویل را تسریع کنند. حتی اگر بودجه درخواستی و افزایش قابل‌توجه تولید بتواند بن‌بست بودجه در کنگره را بشکند، بازگرداندن ذخایر مهمات حیاتی به سطوح پیش از جنگ ایران، سال‌ها زمان می‌برد.

این تصور که پول بیشتر، مهمات بیشتر و زمان بیشتر همیشه فراهم خواهد شد، تا حد ناسالمی در سیاست‌گذاری واشنگتن نفوذ کرده است. این موضوع در خودِ تصمیم برای آغاز جنگ در خاورمیانه مشهود است.

دونالد ترامپ با وجود به ارث بردن محیطی با منابع محدود و تحت فشار، تصمیم به انجام این کار گرفت. علاوه بر این، به نظر می‌رسد او همچنان تشدید بیشتر تنش‌ها را روی میز نگه داشته است. اعتماد به نفس کاذب تنها به خطای استراتژیک دامن می‌زند و نمی‌تواند ترازنامه موجودی را بهبود بخشد.

فشار بر دولت برای ارائه بودجه دفاعی و لایحه بودجه تکمیلی ایران در ماه سپتامبر در حال افزایش است. اما تصویب بی‌چون و چرای سطوح سرسام‌آور بودجه دفاعی، مشکل را حل نخواهد کرد. جنگ ایران محدودیت‌های ساختاری و استراتژیک ارتش ایالات متحده را در کانون توجه قرار داده است، اما تقلیل بحران مهمات به صرفاً نشانه‌ای از این درگیری، نادیده گرفتن اصل ماجراست. مسئله بنیادی این است که ایالات متحده بیش از حد در دفاع از سایر کشورها متعهد شده و نمی‌تواند به‌طور مادی در بیش از یک صحنه درگیری ایفای نقش کند.

 

 

تخصیص بودجه بیشتر و تعیین اهداف تولید بهتر بدون وجود تدابیر حفاظتی همراه برای محافظت از ذخایر تسلیحاتی آمریکا، تقریباً وقوع یک بحران تسلیحاتی دیگر در آینده را تضمین می‌کند.

کنگره، با توجه به قدرت انحصاری‌اش در کنترل بودجه، تنها شاخه از دولت است که می‌تواند ایجاد و اجرای چارچوب‌های حفاظتی برای منابع نظامی حیاتی کشور را الزامی کند. کنگره نباید بودجه دفاعی یا لایحه تکمیلی اضطراری برای ایران را بدون برقراری مجدد و گسترش تدابیر حفاظتی بر ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده پیش ببرد. کنگره باید اطمینان حاصل کند که ایالات متحده می‌تواند ابتدا نیازهای با اولویت بالای خود را برآورده و حفظ کند؛ یعنی تأمین منابع برای یک رویکرد بازدارندگی معتبر از طریق انکار در منطقه هند و اقیانوس آرام.

رهبران هر دو جناح سیاسی دیگر فرصتی برای به تعویق انداختن تصمیمات دشوار ندارند. روی کاغذ، کمبود تسلیحات یک مسئله ریاضی است. اما در عمل، این یک مسئله راهبردی است. بودجه دفاعی و تأمین مالی تکمیلی برای ایران، فرصت جدیدی را برای بازگشت به مسیر اولویت‌بندی فراهم می‌کند. با این حال، بدون پذیرش محدودیت‌های راهبردی و ایجاد چارچوب‌های حفاظتی سخت‌گیرانه‌تر پیرامون تسلیحات حیاتی، ایالات متحده محکوم به تکرار دوباره این چرخه در شرایطی است که احتمالاً بسیار وخیم‌تر خواهد بود.

 

به کانال تلگرام هم میهن بپیوندید

به کانال بله هم میهن بپیوندید

به کانال روبیکا هم میهن بپیوندید


۶ ساعت قبل / سایت نورنیوز

اعضای ناتو درباره تنگه هرمز گفت‌وگو کردند

نورنیوز- گروه بین الملل: سخنگوی «آلکسوس گرینکویچ» فرمانده ارشد ناتو به رویترز گفت که این فرمانده هفته جاری یک کنفرانس ویدیویی درباره تسهیل مشارکت احتمالی برای حمایت از آزادی ناوبری در تنگه هرمز برگزار کرد اما تاکید کرد که این یک ماموریت ناتو نیست.

به نقل از رویترز، این سخنگو روز جمعه اظهار کرد: «مقر عالی قدرت‌های متحد اروپا» چهارشنبه میزبان نشست روسای دفاعی کشورهای ذینفع برای تسهیل کمک احتمالی خود به حمایت از آزادی ناوبری در تنگه هرمز بود.

این سخنگو افزود: صراحتا بگویم که این یک ماموریت ناتو نیست. اما با توجه به نقاط قوت منحصر به فرد ناتو در توانایی آن برای گرد هم آوردن متحدان و درک قابلیت‌هایی که آنها به کار می‌گیرند، منطقی است که ناتو از این طریق تسهیل‌گری کند.

به نوشته رویترز، متحدان ناتو تلاش کرده‌اند از دخالت مستقیم در درگیری علیه ایران خودداری کنند و در عوض بر برنامه‌های خارج از این ائتلاف برای بازگشایی تنگه هرمز تمرکز کرده‌اند.

بر اساس این گزارش، فرانسه و انگلیس تلاش‌هایی را برای ایجاد ائتلافی بین تقریبا ۱۲ کشور برای تضمین عبور ایمن از تنگه هرمز پس از کاهش تنش‌ها یا حل و فصل درگیری رهبری کرده‌اند اما هرگونه توافق بلندمدت در نهایت مستلزم رضایت ایران خواهد بود.

آمریکا با ادعای دفاع از «آزادی کشتیرانی» در صدد است تا حضور و نقش خود را در منطقه و تنگه هرمز توجیه کند، در حالی که ایران تاکید دارد امنیت تنگه هرمز باید بر پایه همکاری کشورهای ساحلی و بدون مداخله نظامی قدرت‌های خارجی تامین شود.

تنگه هرمز یکی از محورهای اصلی یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا در اسلام‌آباد پاکستان بوده ؛ تفاهمی که در آن، موضوع عبور ایمن کشتی‌های تجاری و ترتیبات آینده مدیریت دریایی این آبراه مورد توجه قرار گرفته است اما واشنگتن این توافق را نقض کرده است.


۷ ساعت قبل / سایت نورنیوز

تثبیت جایگاه ایران در توافق ایران و عمان برای مدیریت تنگه هرمز

نورنیوز- گروه بین الملل: محمد علی الحکیم، تحلیلگر سیاسی به المعلومه گفت: «توافق ایران و عمان در مورد مدیریت تنگه هرمز نه تنها در مورد تنظیم ناوبری است، بلکه حضور امنیتی ایران در تنگه را نیز تأیید می‌کند. این توافق، ایران را به عنوان فرصتی برای قرار دادن خود به عنوان بخشی از راه‌حل امنیتی در خلیج فارس ارائه می‌دهد.»

وی افزود: «ایران قابل قبول‌ترین شریک را در سطح منطقه‌ای و بین‌المللی انتخاب کرد که به این ابتکار، بُعدی سیاسی می‌دهد که از جنبه فنی آن فراتر می‌رود. این گام ممکن است نشان‌دهنده تمایل ایران به تثبیت مفهوم امنیت منطقه‌ای در مواجهه با مدل‌هایی باشد که به حضور نظامی خارجی متکی هستند.»

الحکیم توضیح داد: «مهم‌ترین پیام، تنظیم حرکت کشتی‌ها نیست، بلکه اثبات این است که هرگونه ترتیباتی در مورد تنگه هرمز نمی‌تواند نقش ایران را نادیده بگیرد.»

او خاطرنشان کرد: «اعلام توافق ایران و عمان نشان دهنده اعتماد ایران به این است که ابزارهای نفوذ دیگر محدود به قدرت سخت نیستند، بلکه شامل ترتیبات امنیتی مهندسی نیز می‌شوند.»




 وزیر آمریکایی مدعی شد: تحریم‌های جدید برای «فروپاشی حکومت»
۱۸ ساعت قبل / سایت دیدارنیوز

وزیر آمریکایی مدعی شد: تحریم‌های جدید برای «فروپاشی حکومت»

اسکات بسنت، وزیر دارایی آمریکا ادعا کرد که تحریم‌های جدید ایالات متحده به «فروپاشی حکومت» ایران منجر خواهد شد.

 مقامات عمانی: تهدیدات ترامپ را جدی نمی‌گیریم
۱۰ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

مقامات عمانی: تهدیدات ترامپ را جدی نمی‌گیریم

تهدیدهای اخیر دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، مبنی بر حمله به عمان به دلیل مذاکراتش با ایران در مورد تنگه هرمز، باعث تعجب و نارضایتی مسقط شده است، تا حدی که این تهدیدها را جدی نمی‌گیرد.

 پنجاه و هفتمین سالروز آتش‌زدن مسجد الاقصی؛ جنایتی که تکرار می‌شود - تسنیم
۱۵ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

پنجاه و هفتمین سالروز آتش‌زدن مسجد الاقصی؛ جنایتی که تکرار می‌شود - تسنیم

پنجاه‌وهفت سال پس از آتش‌زدن مسجد الاقصی،رژیم صهیونیستی با طرح‌های یهودی‌سازی، هویت اسلامی آن را تهدید می‌کند.

 معاون ترامپ: آمریکا ابزار فشار بر ایران را دارد
۵ ساعت قبل / روزنامه شرق

معاون ترامپ: آمریکا ابزار فشار بر ایران را دارد

جی‌دی‌ ونس، معاون رئیس جمهور دولت تروریسنی آمریکا مدعی شد که واشنگتن ابزارهای فشار لازم برای مقابله با ایران را دارد

 موضع صریح چین درباره فشار حداکثری علیه ایران
۸ ساعت قبل / سایت تابناک

موضع صریح چین درباره فشار حداکثری علیه ایران

پکن با مخالفت با فشار‌های اقتصادی آمریکا علیه ایران، بر حل اختلافات از مسیر دیپلماتیک تأکید کرد.

 حمله پهپادی در بلوچستان پاکستان ۴ کشته برجای گذاشت
۱۶ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

حمله پهپادی در بلوچستان پاکستان ۴ کشته برجای گذاشت

چهار نفر به دنبال حمله یک هواپیمای بدون سرنشین در ایالت بلوچستان پاکستان کشته شدند.