
به گزارش گروه رسانهای شرق،
پرسشی که این روزها در جامعه مطرح میشود، ناظر به تفاوت در برداشتها از نحوه اجرای قانون است. چگونه است که گاهی برخی افراد، با ادبیاتی تند، مسئولان رسمی کشور را هدف حمله و اتهام قرار میدهند، فضای بیاعتمادی را گسترش میدهند و بر آتش اختلافات داخلی میدمند، اما برخورد با آنان، دست کم در نگاه افکار عمومی، تفاوت محسوسی با برخوردهایی دارد که در قبال برخی منتقدان یا فعالان سیاسی صورت میگیرد؟
از سوی دیگر، اگر یک فعال سیاسی، استاد دانشگاه یا چهرهای منتقد، سخنی بر زبان آورد که از سوی مراجع مسئول، مصداق عبور از قانون یا اخلال در نظم عمومی تلقی شود، معمولا انتظار واکنشی سریع و قاطع وجود دارد. همین تفاوت در برداشت از نحوه مواجهه با افراد، این پرسش را ایجاد کرده است که آیا معیار واحدی برای همه وجود دارد یا خیر؟
نمونههایی که در فضای عمومی مطرح میشود نیز این ذهنیت را تقویت کرده است. برای مثال، درباره سکوت عادل فردوسیپور، تحلیلها و قضاوتهای سیاسی متفاوتی مطرح شده است.
در مقابل، برخی اظهارات جنجالی آیتالله خرازی که بعد از چندین بار خدشهوارد کردن به اتحاد و انسجام د اخلی اخیراً به دادگاه ویژه روحانیت احضار شده نیز بازتاب گستردهای در فضای سیاسی و رسانهای داشته و واکنشهای مختلفی برانگیخته است.
فارغ از اینکه درباره این افراد چه قضاوتی وجود داشته باشد، اصل پرسش همچنان پابرجاست: معیار واحد برای ارزیابی و برخورد چیست؟ آیا یک ملاک درباره همه اجرا میشود یا برداشتهای متفاوت، به تفاوت در نوع برخورد انجامیده است؟
این یادداشت نه در مقام دفاع از فردی است و نه در پی محکومکردن شخص یا جریانی. سخن بر سر یک اصل بنیادین است؛ اصلی که ستون خیمه عدالت و ضامن اعتماد عمومی است.
اگر رفتاری برخلاف قانون، امنیت ملی …










![[علی دارابی] گرفتار دولت در دولت نشویم!](/news/u/2026-08-23/ettelaat-dxse1.jpg)

