قیمت طلا امروز




 روزنامه شرق / ۱۴۰۵/۰۵/۲۴

جامعه‌ای که دیگر به توضیح گوش نمی‌دهد

ما سال‌ها به یک قاعده ساده در ارتباطات عادت کرده بودیم؛ اگر مردم چیزی را نمی‌دانند، برایشان توضیح بدهیم و اگر درباره موضوعی ابهام دارند، اطلاعات بیشتری در اختیارشان بگذاریم. تصور این بود که واقعیت، وقتی درست و دقیق روایت شود، در نهایت راه خود را به ذهن مخاطب باز می‌کند. اما مسئله امروز شاید دیگر کمبود اطلاعات یا حتی ضعف توضیح نباشد. مسئله از جایی شروع می‌شود که مخاطب، پیش از شنیدن توضیح، درباره آن تصمیم گرفته است.
 جامعه‌ای که دیگر به توضیح گوش نمی‌دهد

به گزارش گروه رسانه‌ای شرق،

محمدجواد آخوندی-کارشناس علوم ارتباطات اجتماعی و فعال رسانه:  ما سال‌ها به یک قاعده ساده در ارتباطات عادت کرده بودیم؛ اگر مردم چیزی را نمی‌دانند، برایشان توضیح بدهیم و اگر درباره موضوعی ابهام دارند، اطلاعات بیشتری در اختیارشان بگذاریم. تصور این بود که واقعیت، وقتی درست و دقیق روایت شود، در نهایت راه خود را به ذهن مخاطب باز می‌کند. اما مسئله امروز شاید دیگر کمبود اطلاعات یا حتی ضعف توضیح نباشد. مسئله از جایی شروع می‌شود که مخاطب، پیش از شنیدن توضیح، درباره آن تصمیم  گرفته است.

این تغییر، کوچک نیست. در گذشته می‌شد مخاطب را نقطه پایان فرایند ارتباط دانست؛ پیام ارسال می‌شد، مخاطب آن را دریافت می‌کرد و بعد درباره‌اش قضاوت می‌کرد. امروز این ترتیب در بسیاری از موقعیت‌ها به هم خورده است. مخاطب با یک پیش‌زمینه وارد پیام می‌شود؛ تجربه‌های قبلی، تصویری که از فرستنده دارد، روایت‌هایی که پیش‌از‌این شنیده و حتی احساسی که درباره موضوع پیدا کرده است، همگی پیش از خود پیام وارد فرایند ارتباط شده‌اند.

به همین دلیل است که گاهی یک خبر واحد، برای دو گروه از مخاطبان دو معنای کاملا متفاوت پیدا می‌کند. حتی ممکن است هنوز کسی متن خبر را نخوانده باشد، اما در شبکه‌های اجتماعی درباره آن موضع گرفته باشد. نه لزوما به‌این‌دلیل که خبر را فهمیده یا نفهمیده، بلکه چون از قبل تصمیم گرفته است، چه چیزی را از چه کسی باور کند و چه چیزی را نپذیرد.

اینجا با چیزی فراتر از بی‌اعتمادی روبه‌رو هستیم؛ نوعی پیش‌داوری ارتباطی. مخاطب پیش از مواجهه با پیام، درباره اعتبار آن قضاوت می‌کند. در نتیجه، پیام دیگر در یک زمین خالی فرود نمی‌آید. زمین از قبل آماده است و گاهی حتی نتیجه پیش از آغاز ارتباط مشخص شده است.

شبکه‌های اجتماعی این وضعیت را پررنگ‌تر کرده‌اند. مخاطب امروز فقط پیام دریافت نمی‌کند؛ آن را انتخاب، مقایسه، تفسیر و بازنشر می‌کند. او می‌تواند یک روایت رسمی را کنار چند روایت دیگر قرار دهد و در نهایت روایتی را بپذیرد که با تجربه یا برداشت قبلی‌اش سازگارتر است. به‌همین‌دلیل انتشار یک توضیح رسمی دیگر پایان ارتباط نیست؛ تازه آغاز مرحله‌ای است که در آن مخاطبان درباره معنای آن توضیح با یکدیگر گفت‌وگو می‌کنند.

در چنین شرایطی، یک اشتباه رایج این است که هر مخالفتی را به ناآگاهی نسبت دهیم. مخاطبی که توضیحی را نمی‌پذیرد، لزوما اطلاعات کافی ندارد؟ نه همیشه. ممکن است اطلاعات داشته باشد، اما تجربه متفاوتی داشته باشد. ممکن است توضیح را کاملا فهمیده باشد، اما آن را با تصویری که از فرستنده در ذهن دارد، سازگار نبیند. اینجاست که افزودن چند صفحه آمار و چند بار تکرار یک پیام، الزاما مسئله را حل نمی‌کند.

برای رسانه‌ها و نهادهای رسمی، این تغییر یک پیام روشن دارد: پیش از اینکه بپرسیم «چه بگوییم؟»، باید بدانیم «مخاطب با چه پیش‌زمینه‌ای دارد حرف ما را می‌شنود؟».

این سؤال، ما را از منطق ساده انتقال پیام به منطق رابطه می‌برد. اعتماد، سابقه ارتباطی، تجربه‌های زیسته و حتی نحوه برخورد قبلی با مخاطب، بخشی از خود پیام شده‌اند؛ حتی اگر در متن خبر یک کلمه هم درباره آنها نوشته  نشده باشد.

شاید به همین دلیل است که امروز گاهی یک توضیح درست هم شنیده نمی‌شود. نه چون مخاطب الزاما با حقیقت مخالف است، بلکه چون رابطه‌ای که باید امکان شنیدن را فراهم کند، پیش از رسیدن پیام  آسیب دیده است.

در چنین شرایطی، رسانه بیش از آنکه به بلندتر کردن صدا نیاز داشته باشد، به بازسازی امکان شنیده‌شدن نیاز دارد. جامعه امروز الزاما جامعه‌ای نیست که توضیح نمی‌خواهد؛ جامعه‌ای است که دیگر هر توضیحی را فقط به دلیل رسمی‌بودنش نمی‌پذیرد.

و شاید مهم‌ترین مسئله ارتباطات امروز همین باشد: پیش از آنکه بتوانیم مخاطب را قانع کنیم، باید کاری کنیم که حاضر باشد حرف ما را بشنود.

 

برای اطلاع از آخرین اخبار و تحلیل‌ها به کانال شرق در «تلگرام» بپیوندید.



۳۷ دقیقه قبل / سایت جوان آنلاین

خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود

سخنان اخیر آقای خاتمی مثل همیشه حمایت حامیان او و مخالفت منتقدانش را داشت. ولی ندیدم کسی بگوید استدلال این سخن چیست؟ ضرورت آن کدام است؟ و مخاطب اصلی چه کسی است؟!

وقتی مخاطب معلوم نباشد، یا ضعیف باشد، ضرورت سخن معلوم نمی‌شود و گوینده ناگزیر خطبه‌ای بی‌ثمر می‌خواند و استدلالی به میان نمی‌آورد. فلذا کل سخن یا بیهوده به‌نظر می‌رسد یا فقط یک مخالف‌خوانی یا یک سخنرانی دلسوزانه!

خاتمی می‌گوید: «بعضی‌ها می‌گویند ما حیات‌مان در جنگ است. من این را خودم شنیدم! می‌گویند اول پدر امریکا را در اینجا در‌می‌آوریم بعد می‌رویم در قلب امریکا با او می‌جنگیم. آخر با کدام واقعیت‌ها».

اکنون هم رئیس تیم مذاکره‌کننده، هم سپاه و هم دیگر مراجع رسمی مثل دولت و شعام می‌گویند «امریکا باید به تفاهم بازگردد تا تنگه با ترتیبات ایرانی باز شود». یعنی سیاست رسمی این است. پس انتظار می‌رود اگر احساس نیاز به سخنرانی کردید، در همین حدود سیاست رسمی و اعلامی سخن بگویید. ممکن است ایشان راست بگوید و از یک فرد در خیابان چیزی را شنیده باشد ولی لیدر یک جریان سیاسی پرطرفدار اگر سیاست رسمی را رها کند و از یک نقل‌قول کاملاً غیررسمی، خطابه بسازد، باید دید چه چیزی در ذهن دارد؟! چون منطقاً ما می‌توانیم بگوییم «پاسخ‌دادن به یک حرف شخصی از فرد غیررسمی» ضرورت ندارد و لابد بهانه‌کردن آن نیت دیگری دارد.

پس دنبال چه هستند؟ سخنان یک فرد ناشناس را بهانه می‌کنند تا به مسئولان کشور که همه دنبال صلح و کندن بنیان جنگ هستند، سفارش صلح کنند: «باید تفاهم‌نامه نقض نشود. البته از طرف هیچ‌یک از طرفین. گرچه ممکن است نقض یک‌طرف آشکارتر و بزرگ‌تر باشد و نیز هرکاری از هر طرف که باشد و تنش را افزایش دهد، نتایج بدی خواهد داشت».

بسیار گفته‌اند که اصلاح‌طلبان دنبال «صلح به هر قیمتی، حتی تسلیم» هستند و اسم آن را هم «صلح شرافتمندانه» می‌گذارند. می‌توان چنین ادعایی نداشت ولی پرسید چرا در سخنان خاتمی روی اصلی سخن با مسئولان ایرانی است؟! مگر ما ناقض تفاهم‌نامه یا آغازگر جنگ بودیم؟ مگر ما تنش را افزایش می‌دهیم؟ ایران نشان داده برای صلح، دنبال مسیری است که چند صباح دیگر دوباره به جنگ منتهی نشود. پس باید گمان برد خاتمی تمام آن حرف‌ها را می‌زند که همین جمله‌ی اخیر را بگوید و مانند پدری مهربان که روزگاری دنبال گفت‌وگوی تمدن‌ها بود، ایران و امریکا را با ادبیات یکسان به نقض‌نکردن تفاهم‌نامه سفارش کند.

این بخش اصلی سخن ایشان ولی استدلالی ضعیف دارد، چون اساساً چرا ایران باید دنبال نقض تفاهمی باشد که همه از جمله خود خاتمی می‌گویند تمامی بند‌ها به نفع ایران بوده است؟! پس این ضعف سخن، و نیز این‌که امریکایی‌ها قرار نیست به ایشان بگویند «باشه چشم!»، یک نتیجه بیشتر ندارد: خاتمی مانند بسیاری از تحلیلگران اصلاح‌طلب که آشکارا می‌گویند «باید به هر طریقی صلح کرد»، دقیقاً همین را می‌خواهد ولی با کلی‌گویی و احتیاط. او آن‌قدر عاقل است که مثل حسین مرعشی که می‌گوید «مردم می‌خواهند زندگی کنند و دیگر اولویت آنان شهادت نیست»، چنین چیزی را در سخن انشا نکند، چون نحوست و فساد آن سخن را درک می‌کند ولی نتیجه یکی است.

وقتی اصلی‌ترین بخش سخن ضعیف‌ترین استدلال باشد، دیگر باقی بخش‌ها که بگویید «جنگ شر مطلق و صلح خیر برتر است» یا استدلال در تعریف از تفاهم‌نامه یا اذعان به «افزایش اعتبار جهانی ایران پس از دو جنگ»، نمی‌تواند کمکی به حرف اصلی کند. یعنی شما با ملت صادق نیستید و عقلانیتی هم به‌کار نمی‌برید. استدلال نباید زنجیری باشد که از ضعیف‌ترین حلقه‌اش قوی‌تر نباشد، بلکه باید همچون ریسمان ضخیمی باشد که رشته‌های آن حتی اگر بسیار باریک باشند به قدرکافی پرشمار و تنگاتنگ به هم متصل باشند. باید در سخن از داده‌هایی استفاده کنید که بتوان آنها را دقیقاً بررسی کرد و ابطال‌پذیر باشد. تکیه بر پیش‌فرض مبهم یا بدیهیات نقدناپذیر، سخن را به بیراهه می‌برد. سخن باید شبکه‌ای از دلایل مختلف باشد که یکدیگر را تقویت کنند، نه زنجیری از ادعا‌های منفرد و آسیب‌پذیر.

خاتمی می‌گوید «من هم احساساتم جریحه‌دار شد وقتی رهبرم را کشتند. از چشمان آدم خون می‌بارد ولی مسئله مدیریت جامعه نباید با احساسات باشد»؛ و سپس توصیه به صلح شرافتمندانه می‌کند. آیا با رژیمی که شهادت رهبر و مردم و فرماندهان ایران بزرگ را در کارنامه دارد، و همچنان تهدید به نابودی تمدنی می‌کند، می‌توان صلح پایدار برقرار کرد؟ صلح ناپایدار چه؟ شرافتمندانه است؟! وانگهی اگر چشمان‌تان خون‌بار است، چرا این حس خوب را در سی سال گذشته به حامیان خود تزریق نکردید؟! من سی سال است با اصلاح‌طلبان و پیروان شما ارتباط رسانه‌ای دارم. نمی‌گویم شما دروغ می‌گویید، ولی مدعی هستم چنان رفتار کردید که کینه‌ی عوام و بلکه بسا افراد از خواص حامی خود را با نظام و رهبری شعله‌ور ساختید. پس اجازه بدهید نپذیریم که شما اگر از صلح می‌گویید بی‌توجه به شهادت رهبری نیستید.

صلح شرافتمندانه دو سوی شریف می‌خواهد. سی سال است اصلاح‌طلبان می‌گویند «دشمن، دشمن»‌کردن توهم بود و امریکا با ما دوستی و صلح می‌خواهد. یعنی در شرافت طرف امریکایی کمتر تردید داشتند. نکند وقتی از صلح شرافتمندانه می‌گویید و مخاطب شما هم نظام ایران است، در این‌سو شک دارید؟!


۱ ساعت قبل / سایت خبرفوری

توضیحات نماینده طراح طرح مقابله با‌نفوذ بیگانگان درباره این موصوبه جنجالی مجلس/ همه‌ اشخاص حقیقی و حقوقی ۳ ماه فرصت دارند تا فعالیت‌ها، قراردادها و ارتباطات جاری خود با کشورهای خارجی را با سازوکار جدید تطبیق داده و در سامانه شفاف کنند

روح‌الله نجابت، عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی: قانون «مقابله با‌نفوذ بیگانگان» پس از ماه‌ها کار کارشناسی در کمیسیون امنیت ملی مجلس، در اسفند ۱۴۰۴ نهایی شد، اما با وقوع جنگ تحمیلی رمضان به این روزها موکول شد. این قانون نه واکنشی به تنش‌های مقطعی، بلکه پاسخی به یک خلا راهبردی است که سال‌ها در حوزه‌ی شفاف‌سازی و مدیریت مخاطراتِ ارتباطاتِ خارجی وجود داشت.

خوشبختانه یا متاسفانه، بیشتر نقدهایی که در فضای رسانه‌ای در روزهای اخیر مطرح شد و بازتاب پیدا کرد، متوجه نسخه‌ی اولیه (تیر ۱۴۰۴ و دارای ۱۹ ماده) بود. البته به سهم خود، به عنوان یکی از طراحان و عضوی از کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی، از تمامی دلسوزان و نخبگانی که با نقدهای خود به پخته‌تر شدن این قانون کمک کردند، سپاسگزارم. بسیاری از این نقدها در نسخه‌ی نهایی بازتاب یافته و برطرف شده است. با این حال، برخی از نقدها همچنان بر اساس نسخه‌ی پیشین مطرح می‌شود، در حالی که متن کنونی مصوبه‌ی کمیسیون، تفاوت‌های اساسی با آن دارد.

از همین جا از همه‌ی صاحب‌نظران، نخبگان و فعالان رسانه‌ای دعوت می‌کنیم که متن نهایی را مطالعه کنند و نقدهای سازنده‌ی خود را برای ارتقای هرچه بیشتر این قانون ارائه دهند؛ چرا که هنوز در مرحله‌ی بررسی و پیش از تصویب نهایی هستیم و از هر نقدِ عالمانه‌ای استقبال می‌کنیم.

به منظور رفع هرگونه ابهام، متن کامل مصوبه‌ی کمیسیون (نسخه‌ی اسفند ۱۴۰۴ و دارای ۳۳ ماده) که این روزها در دستور کار مجلس شورای اسلامی است، به‌عنوان پیوست این یادداشت ارائه می‌شود.

1. چرا به قانون جدیدی نیاز داشتیم و تفاوت آن با قوانین پیشین در چیست؟

پاسخ: قوانین گذشته عمدتاً بر جاسوسی کلاسیک متمرکز بودند، اما امروز دشمن از نفوذ ادراکی و شبکه‌سازی پنهان استفاده می‌کند تا «محاسبات تصمیم‌گیران» را تغییر دهد و تصمیماتی نهایی شده به نفع او باشد، بدون آنکه طرف مقابل متوجه شود. سایر نظام‌های حقوقی در دنیا برای این موضوع قوانین مفصلی را وضع کرده‌اند. اما در جمهوری اسلامی برای اولین‌بار، در پیش‌نویس این قانون، جنگ ادراکی و مشاوره‌های مخربِ هدایت‌شده از بیرون جرم‌انگاری شده و با ایجاد سامانه‌ی شفافیت، زمینه‌ی مقابله با این تهدید پیچیده را فراهم می‌آورد. اساساً در مساله نفوذ، براساس قوانینِ فعلی، اقدام خلافِ قانون یا مجرمانه‌ای رخ نمی‌دهد. یک کارگزار خارجی که معمولا هویت واقعی خود را در پشت اسامی زیبا پنهان کرده و کشفِ اهداف نهایی او برای مردم ممکن نیست؛ در پوششِ یک دوره‌ی آموزشی، برنامه‌هایی را برای برخی از افرادِ مرتبط با دولتمردان، نخبگان یا هنرمندان برگزار می‌کند. از ایشان حمایت مالی می‌کند و یا حتی قرارداد می‌بندد.

در چارچوب قوانین فعلی این‌ها همه مشروع هستند. اما آن کارگزار به دنبال تحقق اهداف خصمانه علیه ملت ایران است. و اگر مردم می‌دانستند که علیه منافع ایران اقدام می‌کنند حتما این کار را نمی‌کردند. این قانون می‌خواهد در گام نخست برای مردم، یک سطحی از اطمینان را ایجاد کند که در ارتباط با کارگزارانِ خارجی، علیه منافع کشورشان اقدام نمی‌کنند. این قانون می‌خواهد اقدامات کارگزاران خارجی را هم شفاف کند. آن‌ها هم مکلف خواهند شد که ارتباطات خود را ثبت کنند. شفافیت ارتباط کارگزار خارجی یک مساله مهم است. او حق ندارد پنهان‌کارانه با دولت‌مردان، نخبگان، هنرمندان و مردم ارتباط بگیرد. این شفافیت، به صورت دو سویه باعث تسهیل مراودات ایران و اشخاص ایرانی با دنیا می‌شود.

۲. این قانون چگونه با ایجاد سطوح اطمینان بخش، ارتباط با خارج از کشور را تسهیل می‌کند؟

پاسخ: این قانون بر اساس سطح‌بندی هوشمندانه‌ی کشورها (ماده ۲) طراحی شده است: ما سه سطح را در مصوبه کنونی داریم. دولت‌ها یا رژیم‌های متخاصم (مثل آمریکا و رژیم صهیونی) که لازم است بالاترین سطح نظارت نسبت به اینها و اقداماتشان وجود داشته باشد. ارتباط با اینها نیاز به اخذ مجوز دارد. دولت‌هایی که علیه ایران اقداماتی را ساماندهی و اجرا کرده‌اند؛ نظارت ساده‌تر خواهد بود اما در اینجا هم لازم است. اما سایر کشورها (اکثریت قاطع کشورها): تعاملات کاملاً عادی و بدون محدودیت‌های امنیتی خواهد بود و صرفا نیازمند ثبت ارتباط در یک پنجره واحد است. این سطح بندی پویاست و توسط شورای عالی امنیت ملی بروزرسانی می‌شود و به صورت شفاف در اختیار مردم قرار خواهد گرفت. بنابراین، این قانون دروازه‌ای هوشمند برای عبور امنِ تعاملات مشروع طراحی کرده است.

3. سازوکارِ سامانه‌ی ثبت ارتباطات چگونه طراحی شده است و چه تضمینی برای روان بودنِ فرآیندها وجود دارد؟

پاسخ: سامانه‌ی ثبت ارتباطات، با هدفِ شفاف‌سازی و نه محدودیت، طراحی شده است. برای جلوگیری از هرگونه پیچیدگی، ماده‌ی ۶ قانون، اصلِ «تاییدِ ضمنی» را پیش‌بینی کرده است: اگر دستگاه‌های امنیتی ظرف ۷ روز به درخواستِ ثبت‌شده پاسخی ندهند، درخواست به‌طورِ خودکار تایید محسوب می‌شود. همچنین شفافیت در سرفصل‌ها و ضوابطِ سامانه، مانع از بروزِ رانت، امضای طلایی و معطلیِ نخبگان خواهد شد. به‌عبارتِ دیگر، این سامانه برای تسهیلِ تعاملاتِ شفاف طراحی شده، نه برایِ سخت‌گیریِ بی‌دلیل.

4. تاثیر این قانون بر زندگی روزمره مانند سفرهای خارجی و خریدهای خرد مردم چه خواهد بود؟

پاسخ: مواد ۳ و ۴ قانون، معافیت‌های گسترده‌ای برای امور عادی در نظر گرفته‌اند. تعاملات روزمره مانند خرید از فروشگاه‌های خارجی، استفاده از خدمات بین‌المللی، سفرهای تفریحی و زیارتی، ارتباطات خانوادگی و حتی مکاتبات غیررسمی، کاملاً از ثبت در سامانه معاف هستند. به‌بیان روشن‌تر، زندگیِ عادیِ شهروندان، نه‌تنها محدود نمی‌شود، بلکه هیچ بارِ اداریِ جدیدی بر دوشِ آنها تحمیل نمی‌گردد.

5. تکلیف اساتید، پژوهشگران و فعالان اقتصادی در تعامل با خارج از کشور چیست؟

پاسخ: قانون به‌روشنی میان «تعاملاتِ عادی» و «فعالیت‌های پُرمخاطره» تمایز قائل شده است. مذاکرات اولیه، تعاملات پیش‌قراردادی و حتی تبادلِ نمونه‌کالا برای فعالان اقتصادی، نیاز به ثبت در سامانه ندارد (ماده ۴، تبصره‌ها). نظارتِ اصلی معطوف به قراردادهای کلان، تبادلاتِ مالیِ قابل‌توجه، داده‌های حساس، مشاغلِ خاص و تبلیغات در رسانه‌های خارجی است. در این موارد نیز، صرفاً «شفافیتِ ثبت» در سامانه کافی است و تنها در صورتِ احرازِ مخاطره، نیاز به اخذِ مجوز خواهد بود. بنابراین، تعاملاتِ علمی و تجاریِ شفاف، در بستری ایمن و تسهیل‌شده، کاملاً آزاد است.

6. در شرایطی که فرصت ثبتِ قبلی وجود ندارد، چه راهکاری پیش‌بینی شده است؟

پاسخ: مصوبه این وضعیت را پیش‌بینی کرده است. شخص می‌تواند ارتباطِ فوری را برقرار کند و تا ۷۲ ساعت بعد، گزارشِ آن را در سامانه ثبت نماید. بنابراین، هیچ بن‌بستی برای مدیران، فعالان اقتصادی و حتی پژوهشگران ایجاد نشده است و نیازی به توقفِ مذاکرات یا قراردادها نیست.

7. بخش قابل توجهی از این قانون به نفوذ فرهنگی و شفافیت فعالیت رسانه‌ها می‌پردازد. آزادی بیان و فعالیت حرفه‌ای خبرنگاران در این قانون چگونه تضمین می شود؟

پاسخ: این قانون حامی روزنامه‌نگاری مستقل است و با ایجاد سطوح اطمینان بخش و رفع اتهاماتِ بی‌مورد، از آزادی بیان و فعالیت‌های حرفه‌ایِ خبرنگاران حمایت می‌کند و در نهایت باعث تقویت آزادی بیان خواهد شد. هدفِ این قانون، مقابله با کارگزاری‌هایِ پنهان است. این قانون کمک می‌کند تا از یک روزنامه‌نگار یا پژوهشگرِ مستقل، در برابرِ کسی که از سرویس‌هایِ اطلاعاتی یا دولت‌های متخاصم پول می‌گیرد تا افکار عمومی را مهندسی کند؛ یک تمایز ایجاد کرده و مانع دخالت دولت‌های متخاصم و پول‌های کثیف در مدیریت افکار عمومی، اقدام علیه فرهنگ عمومی یا حتی مهندسی انتخابات شود. شفافیت مالی، از رسانه‌های داخلی در برابر اتهامات نیز صیانت می‌کند.

8. این قانون نگرانی‌هایی را برای کسانی که در حال حاضر تعاملاتی را با کشورهای خارجی دارند، ایجاد کرده است. آیا راهکاری برای آن در نظر گرفته شده است؟

پاسخ: بر اساس ماده‌ی ۱۵، همه‌ی اشخاص حقیقی و حقوقی ۳ ماه فرصت دارند تا فعالیت‌ها، قراردادها و ارتباطات جاری خود را با سازوکار جدید تطبیق داده و در سامانه شفاف کنند. هیچ‌کس به خاطر تعاملات گذشته‌اش غافلگیر نخواهد شد.

۹. آیا این قانون مشابهی در جهان دارد؟

پاسخ: بله همه‌ی دنیا به روشنی این قوانین را داشته‌اند و جای تعجب است که چرا ما از این عرصه غافل بودیم. قوانینی چون FARA در آمریکا (مصوب ۱۹۳۸) و سازوکار «ثبت نفوذ خارجی FIRS» در ذیل قانون امنیت ملی بریتانیا اجرا می‌شوند. شفافیت در ارتباطات خارجی، امروز به استانداردی جهانی تبدیل شده است. این مصوبه نیز در‌همین راستا و البته متناسب با شرایط بومی ماست. عمیقا معتقدیم که امنیت از مسیر شفافیت می‌گذرد و نه انسداد و محدودیت.

10. آیا با توجه به اینکه هنوز قانون به‌طور نهایی تصویب نشده، امکان اصلاح آن وجود دارد؟

پاسخ: بله کاملاً. ما در مرحله‌ی پایانی بررسی و پیش از تصویب نهایی در صحن مجلس هستیم و این دقیقاً بهترین فرصت برای ارائه‌ی نقدهای سازنده و اصلاحات هوشمندانه است. ما به‌دنبال قانونی پخته، فراگیر و مورد اعتماد هستیم. بنابراین نه تنها از نقدهای عالمانه استقبال می‌کنیم، بلکه آن را ضرورتی برای ارتقای کیفیت قانون می‌دانیم و از همه منتقدان محترم دعوت می‌کنیم که متن نهایی را مطالعه کنند و نقدهای خود را براساس آن ارائه دهند؛ اگر حرفِ حسابی، و نقدِ دلسوزانه‌ای وجود داشته باشد، قطعاً در فرصت باقی‌مانده، اعمال خواهد شد.

اما حرف پایانی:

امام شهید از نیمه‌ی دهه‌ی ۹۰، با درک دقیق از نقشه‌ی جدید دشمن، بارها نسبت به پدیده‌ی «نفوذ» هشدار دادند و آن را نه یک تهدید حاشیه‌ای، بلکه خطری بنیادین برای «دستگاه محاسباتی مسئولان» و «تغییر در غایات ملی» معرفی کردند. ایشان تاکید داشتند که نفوذ فراتر از جاسوسی است و دشمن به دنبال تغییر باورها، آرمان‌ها و جهت‌گیری‌های تصمیم‌سازان کشور است. مصوبه‌ی کنونی دقیقاً در راستای تحقق همین هشدارها و مطالبات طراحی شده است. این قانون با جرم‌انگاریِ «مشاوره‌های مخربِ هدایت‌شده از بیرون» و ایجاد سامانه‌ی شفافیت، عملاً به آن بخش از دغدغه‌های ایشان که می‌فرمودند «نفوذ باید رصد، شناسایی و مهار شود»، جامه‌ی عمل پوشانده است. از این رو، این مصوبه را باید پاسخی عملیاتی و دیرهنگام اما موثر به وصیتِ راهبردیِ امام شهید دانست.

این قانون، زمین بازی را برای نیروهای دلسوز شفاف و امن می‌کند و از بروز وابستگی‌های غیرضرور، خیانت و سوءاستفاده‌های کلان پیشگیری می‌نماید. تصویب و اجرای دقیق آن، گامی عملیاتی در تحقق مطالباتِ رهبر شهید (رضوان‌الله تعالی علیه) است و نظام و جامعه را در برابر نفوذ بیگانگان، مصونیت‌بخشی خواهد کرد. تعامل با جهان، نه‌تنها محدود نمی‌شود، بلکه در بستری امن‌تر و شفاف‌تر تقویت خواهد شد.




 اگر دنبال پایان جنگ نباشند چه؟!
۳۸ دقیقه قبل / سایت جوان آنلاین

اگر دنبال پایان جنگ نباشند چه؟!

اکنون یک استدلال که هم در سخنان رسمی و هم در سخنان افراد غیرمسئول مانند رئیس‌جمهور اصلاحات تکرار می‌شود این است که «بیایید حالا که همه به پیروزی ایران اذعان...

 فرار بزرگ میلیاردها دلار از بانک های روسیه زیر سایه پهپادها
۱ ساعت قبل / روزنامه دنیای اقتصاد

فرار بزرگ میلیاردها دلار از بانک های روسیه زیر سایه پهپادها

دنیای اقتصاد: روس‌ها در حال خارج کردن میلیاردها دلار از سیستم بانکی این کشور هستند.

 رایزنی تلفنی وزرای امور خارجه ایران و عمان درباره تحولات منطقه‌ای
۲ ساعت قبل / سایت هم میهن

رایزنی تلفنی وزرای امور خارجه ایران و عمان درباره تحولات منطقه‌ای

وزرای امور خارجه ایران و عمان در تماسی تلفنی، آخرین وضعیت منطقه، زمینه‌های ازسرگیری گفتگوها و شرایط کشتیرانی در تنگه هرمز را بررسی کردند.

 عضو اتاق بازرگانی: امارات نقش تجاری مهمی برای ایران ندارد | فروش املاک ایرانیان مقیم امارات مشروط شده است
۲ ساعت قبل / سایت اقتصادنیوز

عضو اتاق بازرگانی: امارات نقش تجاری مهمی برای ایران ندارد | فروش املاک ایرانیان مقیم امارات مشروط شده است

اقتصادنیوز: عضو اتاق بازرگانی با اشاره به تاثیر محدود قطع مبادلات تجاری کشور با امارات، گفت: پس از جنگ اخیر و شرایط خاص تنگه هرمز، امارات نقش هاب تجاری‌اش برای ایران را از دست داده و دیگر مبدایی برای ورود و خروج کالا‌های ما در جنگ نبوده است.

 سخنگوی وزارت دفاع: فقط با قدرتمند شدن می‌توان با بیگانگان مقابله کرد - تسنیم
۳ دقیقه قبل / خبرگزاری تسنیم

سخنگوی وزارت دفاع: فقط با قدرتمند شدن می‌توان با بیگانگان مقابله کرد - تسنیم

سردار طلایی نیک گفت:ویژگی‌های برجسته صنعت دفاعی ما سرعت و قابلیت تولید محصولات دفاعی است.

 خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود
۳۶ دقیقه قبل / سایت جوان آنلاین

خطابه آقای خاتمی فاقد حداقل عقلانیت بود

سخنان اخیر آقای خاتمی مثل همیشه حمایت حامیان او و مخالفت منتقدانش را داشت. ولی ندیدم کسی بگوید استدلال این سخن چیست؟ ضرورت آن کدام است؟ و مخاطب اصلی چه کسی ا...