
آخرین کارت ایران | چه چیزی سرنوشت جنگ تهران-واشنگتن را تعیین میکند؟ هانی صباغان- شش ماه پس از آغاز جنگ، تصویر روشنتر از روزهای نخست است. آمریکا و اسرائیل توانستند بخشهایی از زیرساخت نظامی ایران را تخریب کنند، شماری از فرماندهان ارشد را شهید کنند و هزینهای به کشور تحمیل کنند؛ اما نتوانستند این برتری عملیاتی را به نتیجه سیاسی تبدیل کنند. ایران نیز به معنای متعارف پیروز نشده است؛ اقتصاد، جامعه و توان نظامی آسیب دیدهاند. دستاورد تهران این بوده که شکست را نپذیرد و زمان پایان جنگ را از انحصار واشنگتن و تلآویو خارج کند.
گزارشهای تازه درباره آسیب پایگاه دریایی آمریکا در بحرین، انتقال تدارکات به دیهگو گارسیا و انهدام رادار سامانه تاد در اردن، نمایی از این بنبست را نشان میدهند. ایران با موشکها، پهپادها و واحدهای پراکنده، شبکهای از پایگاهها و سامانههای بسیار گرانقیمت را درگیر کرده است. آمریکا قدرت تخریب بسیار بیشتری دارد، اما حفظ ناوها، پایگاهها، خطوط تدارکاتی و ذخایر رهگیر برایش هزینه سنگینی ایجاد میکند. همین فرسایش، توان واشنگتن برای پشتیبانی از اوکراین و آمادگی در برابر بحران احتمالی تایوان را نیز محدود کرده است.
تنگه هرمز به مرکز این نبرد نامتقارن تبدیل شده است. دولت ترامپ از بازبودن تنگه و «کنترل کامل» آمریکا سخن میگوید، اما دادههای مستقل از واقعیتی متفاوت حکایت دارند. پیش از جنگ، حدود ۹۸۰ کشتی در هفته از هرمز عبور میکردند؛ در یکی از هفتههای اخیر این رقم به ۹۵ کشتی رسیده و برآورد عبور نفت نیز نزدیک پنج میلیون بشکه در روز است، در برابر حدود ۲۰ میلیون بشکه پیش از جنگ. تهران هنوز میتواند عبور کشتیها را پرهزینه، نامطمئن و گزینشی کند و از همین نااطمینانی برای مطالبه رفع محاصره، کاهش تحریمها، آزادسازی داراییها و دریافت امتیازات اقتصادی استفاده کند.
این اهرم دائمی نیست. عربستان خط لوله شرق به غرب را تا ظرفیت هفت میلیون بشکه در روز فعال کرده، کشورهای خلیج فارس مسیرهای جایگزین و شرکای امنیتی تازه میسازند و پیمان عربستان، ترکیه …












