
چرا نباید فریب تله عقبنشینی آمریکا را بخوریم؟! تفاهم موقت تهران و واشینگتن که در خردادماه برای پایان دادن به درگیری و آغاز مذاکرات شکل گرفته بود، در تیرماه فروپاشید و دو طرف بار دیگر در شرایطی از بیاعتمادی عمیق قرار گرفتهاند.
به گزارش مردم سالاری آنلاین به نقل از روزنامه جوان؛ ترامپ نیز اخیراً بار دیگر از فشار اقتصادی یا «ضربه بسیار سخت» به ایران سخن گفته است. اما مسئله مهمتر از خود تفاهمنامه، اتفاقاتی است که همزمان در اطراف ایران در حال رخ دادن است. آیا این تحولات صرفاً مجموعهای از بحرانهای مستقل هستند یا قطعات یک بازآرایی بزرگتر؟
عراق شاید مهمترین قطعه این پازل باشد. دولت عراق اکنون تحت فشار فزایندهای قرار دارد تا سلاح گروههای مسلح خارج از کنترل دولت را در اختیار حکومت مرکزی قرار دهد و برای خلع سلاح گروههای نزدیک به ایران نیز ضربالاجل ۳۰ شهریور مطرح شده است؛ مقطعی که خروج نیروهای امریکایی از عراق نیز در دستور کار قرار دارد. در نگاه نخست، این یک تناقض است: اگر امریکا قرار است از عراق خارج شود، چرا همزمان مسئله خلع سلاح گروههای مسلح پیگیری میشود؟ پاسخ میتواند در یک تغییر استراتژیک نهفته باشد. شاید امریکا به جای حضور گسترده زمینی و مواجهه مستقیم با نیروهای مسلح، میخواهد محیط امنیتی عراق را به گونهای بازتعریف کند که پس از خروج، گروههای نزدیک به ایران نتوانند همان نقش گذشته را ایفا کنند. اگر چنین باشد، خروج امریکا لزوماً به معنای کاهش فشار بر ایران نیست، بلکه ممکن است به معنای تغییر ابزار فشار باشد.
در لبنان نیز اتفاقی در حال شکلگیری است که از منظر استراتژیک نمیتوان بهسادگی از کنار آن گذشت. اسرائیل و لبنان با میانجیگری امریکا درباره سازوکاری برای نظارت بر خلع سلاح حزبالله گفتوگو میکنند و حتی نام چند کشور برای مشارکت احتمالی در این سازوکار مطرح شده است. همزمان، خروج مرحلهای اسرائیل از جنوب لبنان به روند خلع سلاح حزبالله گره خورده است.
اینجا باید یک سؤال نظامی پرسید: اگر حزبالله در جنگ آینده نتواند با …












