
آموزش و پرورش را نمیتوان صرفا یکی از دستگاههای اجرایی کشور دانست. آینده هر جامعه تا اندازه زیادی به کیفیت آموزش و تربیتی بستگی دارد که در مدرسه شکل میگیرد. مدرسه باید جایی باشد که کودک، فارغ از وضعیت اقتصادی خانواده، محل تولد و موقعیت اجتماعی والدین، فرصت یادگیری و رشد داشته باشد. به همین دلیل، آموزش عمومی رایگان فقط یک شعار یا یک سیاست رفاهی نیست؛ بخشی از مسئولیت دولت و یکی از پایههای عدالت اجتماعی است.
اصل ۳۰ قانون اساسی نیز دولت را موظف کرده است وسایل آموزش و پرورش رایگان را برای همه ملت تا پایان دوره متوسطه فراهم کند.اما مسئله اینجاست که آموزش رایگان در عمل چگونه باید تحقق پیدا کند؟
سالهاست مدیران مدارس دولتی با یک مسئله تکراری و فرساینده روبهرو هستند. از یک طرف، مسئولان آموزش و پرورش بر ممنوعیت دریافت شهریه و وجه اجباری از خانوادهها تأکید میکنند و مدیران مدارس نیز موظفاند از دریافت پول اجباری از والدین خودداری کنند. از طرف دیگر، مدرسه برای اداره روزمره خود هزینه دارد؛ هزینه آب و برق، گرمایش و سرمایش، تعمیر و نگهداری ساختمان، تجهیزات، مواد مصرفی و بسیاری از نیازهای دیگری که نمیتوان با بخشنامه آنها را حذف کرد.
اینجاست که پرسش اصلی شکل میگیرد:
«اگر مدرسه دولتی نباید از خانواده پول بگیرد، هزینه اداره مدرسه را چه کسی باید تأمین کند؟»
مدرسه بدون هزینه اداره نمیشود. این یک واقعیت ساده و انکارناپذیر است. اگر سیستم گرمایشی مدرسه خراب شود، اگر کولرها در فصل گرما نیاز به تعمیر داشته باشند، اگر بخشی از ساختمان مدرسه نیازمند تعمیر باشد یا وسایل و تجهیزات آموزشی فرسوده شوند، مدیر مدرسه نمیتواند این مشکلات را نادیده بگیرد. او باید پاسخگوی دانشآموز، خانواده، معلم و اداره آموزش و پرورش باشد.
اما مدیر مدرسه معمولا تعیینکننده میزان بودجهای که باید در اختیار مدرسه قرار گیرد نیست.
در چنین شرایطی، مدیر در تنگنای قانون و واقعیت قرار میگیرد. اگر برای تأمین نیازهای ضروری مدرسه از خانوادهها کمک نگیرد، ممکن است بخشی از مشکلات مدرسه باقی بماند. اگر هم برای …











