
رویترز در گزارشی، اقتصاد ایران را «فروپاشیده» توصیف کرده و از آسیب زیرساختها، قطع روابط تجاری و بیم از آیندهای فقیرتر سخن گفته است. این گزارش، هرچند ممکن است تصویری یکجانبه ارائه دهد، اما واقعیتی را آشکار میکند که نمیتوان آن را نادیده گرفت: ظرفیت نهادی دولت ایران برای مدیریت بازسازی، بهشدت محدود شده است. با این حال، تجربه تاریخی ایران نشان میدهد که ملت این سرزمین، در سختترین شرایط نیز از منابعی برخوردار بوده است که آمارهای رسمی آن را نمیبینند: شبکههای اجتماعی، اقتصاد غیررسمی، پیوندهای محلی و خویشاوندی، و خلاقیتهای فردی. پرسش اصلی این نوشتار آن است که چگونه میتوان این ظرفیتهای اجتماعی را بهعنوان موتور بازسازی پس از جنگ به کار گرفت و از آنها برای پرکردن شکاف نهادی بهره برد؟
برای پاسخ به این پرسش، باید از چارچوب مفهومی «تابآوری اجتماعی» بهره برد؛ مفهومی که به توانایی جوامع در جذب شوکهای بیرونی و بازسازی خود از طریق منابع غیررسمی و پیوندهای محلی اشاره دارد. در ادبیات اقتصاد سیاسی، «نهادهای غیررسمی» اعم از بازارچههای محلی، شبکههای قومی و خانوادگی، و نهادهای مذهبی و خیریهای نقشی حیاتی در شرایطی ایفا میکنند که نهادهای رسمی تضعیف شدهاند. این چارچوب، برخلاف نگاه مرسوم که بازسازی را پروژهای دولتی و متمرکز میداند، ظرفیتهای اجتماعی را ستون اصلی بازآفرینی پس از بحران معرفی میکند. این نوشتار با روش تحلیل اسنادی و رویکرد تطبیقی-تاریخی، دادههای خود را از گزارش رویترز، مطالعات پیشین درباره اقتصاد غیررسمی در ایران، و نمونههای تاریخی بازسازی پس از جنگ گردآوری کرده و با روش تحلیل مضمون به سازماندهی آنها پرداخته است.
گزارشهای رسمی درباره اقتصاد ایران، عموماً بر شاخصهای کلان تولید ناخالص داخلی، نرخ تورم، اشتغال رسمی تکیه دارند. این شاخصها، هرچند معتبرند، اما نمیتوانند پیچیدگی کامل اقتصاد ایران را در شرایط بحرانی نشان دهند. در ایران، بخش مهمی از فعالیت اقتصادی در قالب اقتصاد غیررسمی و شبکههای …











