
فایننشال تایمز: ترامپ به دلیل جنگ ایران، درخواست زلنسکی برای موشکهای رهگیر پاتریوت را رد کرد

روایت فایننشال تایمز از بحران مهمات آمریکا/ مشکلات بازگرداندن ذخایر مهمات واشنگتن به سطوح قبل
اقتصاد۲۴-«فایننشال تایمز» در گزارشی به بحران فزاینده ذخایر مهمات آمریکا پرداخت و نوشت: هزینههای سنگین مهمات حیاتی در جنگ ایران، سیلابی از عناوین خبری را به راه انداخته که هشدار میدهند ذخایر ایالات متحده در آستانه اتمام است. اگرچه این موضوع قطعاً نگرانکننده است، اما این گزارشها معمولاً از این نکته غافلاند که این درگیری جدید، صرفاً یک مشکل از پیش موجود را آشکار و تشدید کرده است.
نشانههای هشداردهنده کمبود جدی مهمات -و تأثیر آن بر ارتش ایالات متحده- مدتها پیش از این مشهود بود. از سال ۲۰۱۸، دکترین استراتژیک ایالات متحده محدودیتهای موجود در دامنه تعامل آمریکا در درگیریهای بینالمللی را، بهویژه با توجه به نیازهای منابع برای بازدارندگی در برابر درگیری با چین در منطقه هند-آرام که اولویت ایالات متحده است، به رسمیت شناخته است. با این حال، رهبران واشینگتن از هر دو حزب سیاسی همواره از مواجهه با انتخابهای دشواری که با اولویتبندی همراه است، سر باز زدهاند.
کاهش گسترده مهمات باارزش از زرادخانه ایالات متحده برای تسلیح اوکراین پس از تهاجم روسیه در سال ۲۰۲۲، حدود ۶۷ میلیارد دلار از صندوق جنگی این کشور را تخلیه کرد. این موضوع در کنار ناتوانی در جایگزینی سریع ذخایر با توجه به محدودیتهای قابلتوجه پایگاه صنعتی، باعث شد ایالات متحده بخش مهمی از قدرت انتخاب و انعطافپذیری خود را از دست بدهد.
پیش از این، کنگره از ذخایر ایالات متحده در برابر خروج به سمت شرکای خارجی به قیمت به خطر افتادن آمادگی ایالات متحده برای نیازهای جهانی خودش، محافظت میکرد. با این حال، هیچ بحث اساسی در مورد این بدهبستانها صورت نگرفت.
مداخله ایالات متحده در ایران، تنها با تحت فشار قرار دادن بیشتر ذخایر مهماتی که از قبل با کسری مواجه بودند، این شرایط نامطلوب را تشدید کرده است. اعداد و ارقام گویای همه چیز هستند. گزارشهای رسانهای حاکی از تخلیه نزدیک به ۸۰ درصد از موجودی سامانه تاد (Thaad) ایالات متحده و نزدیک به نیمی از رهگیرهای پاتریوت است. همچنین تخمین زده میشود که عرضه موشکهای تاماهاک، که یک مهمات دوربرد حیاتی برای درگیری احتمالی در منطقه هند-آرام است، ۵۰ درصد کاهش یافته باشد.
دولت ترامپ اکنون به دنبال دریافت بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری از کنگره و همچنین ۷۳ میلیارد دلار بودجه تکمیلی اضافی صرفاً برای پوشش هزینههای جنگ در ایران است. بودجه مهمات بخش قابلتوجهی از این مبلغ را تشکیل میدهد. اما اگرچه پول و اهداف تولید بالاتر روی کاغذ خوب به نظر میرسند، اما نمیتوانند زمانبندیهای تخمینی تحویل را تسریع کنند. حتی اگر بودجه درخواستی و افزایش قابلتوجه تولید بتواند بنبست بودجه در کنگره را بشکند، بازگرداندن ذخایر مهمات حیاتی به سطوح پیش از جنگ ایران، سالها زمان میبرد.
این تصور که پول بیشتر، مهمات بیشتر و زمان بیشتر همیشه فراهم خواهد شد، تا حد ناسالمی در سیاستگذاری واشنگتن نفوذ کرده است. این موضوع در خودِ تصمیم برای آغاز جنگ در خاورمیانه مشهود است.
دونالد ترامپ با وجود به ارث بردن محیطی با منابع محدود و تحت فشار، تصمیم به انجام این کار گرفت. علاوه بر این، به نظر میرسد او همچنان تشدید بیشتر تنشها را روی میز نگه داشته است. اعتماد به نفس کاذب تنها به خطای استراتژیک دامن میزند و نمیتواند ترازنامه موجودی را بهبود بخشد.
فشار بر دولت برای ارائه بودجه دفاعی و لایحه بودجه تکمیلی ایران در ماه سپتامبر در حال افزایش است. اما تصویب بیچون و چرای سطوح سرسامآور بودجه دفاعی، مشکل را حل نخواهد کرد. جنگ ایران محدودیتهای ساختاری و استراتژیک ارتش ایالات متحده را در کانون توجه قرار داده است، اما تقلیل بحران مهمات به صرفاً نشانهای از این درگیری، نادیده گرفتن اصل ماجراست. مسئله بنیادی این است که ایالات متحده بیش از حد در دفاع از سایر کشورها متعهد شده و نمیتواند بهطور مادی در بیش از یک صحنه درگیری ایفای نقش کند.
تخصیص بودجه بیشتر و تعیین اهداف تولید بهتر بدون وجود تدابیر حفاظتی همراه برای محافظت از ذخایر تسلیحاتی آمریکا، تقریباً وقوع یک بحران تسلیحاتی دیگر در آینده را تضمین میکند.
کنگره، با توجه به قدرت انحصاریاش در کنترل بودجه، تنها شاخه از دولت است که میتواند ایجاد و اجرای چارچوبهای حفاظتی برای منابع نظامی حیاتی کشور را الزامی کند. کنگره نباید بودجه دفاعی یا لایحه تکمیلی اضطراری برای ایران را بدون برقراری مجدد و گسترش تدابیر حفاظتی بر ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده پیش ببرد. کنگره باید اطمینان حاصل کند که ایالات متحده میتواند ابتدا نیازهای با اولویت بالای خود را برآورده و حفظ کند؛ یعنی تأمین منابع برای یک رویکرد بازدارندگی معتبر از طریق انکار در منطقه هند و اقیانوس آرام.
رهبران هر دو جناح سیاسی دیگر فرصتی برای به تعویق انداختن تصمیمات دشوار ندارند. روی کاغذ، کمبود تسلیحات یک مسئله ریاضی است. اما در عمل، این یک مسئله راهبردی است. بودجه دفاعی و تأمین مالی تکمیلی برای ایران، فرصت جدیدی را برای بازگشت به مسیر اولویتبندی فراهم میکند. با این حال، بدون پذیرش محدودیتهای راهبردی و ایجاد چارچوبهای حفاظتی سختگیرانهتر پیرامون تسلیحات حیاتی، ایالات متحده محکوم به تکرار دوباره این چرخه در شرایطی است که احتمالاً بسیار وخیمتر خواهد بود.
جماران: فایننشال تایمز در تحلیلی نوشت افت شدید ذخایر تاد، پاتریوت و تاماهاک، توان واشینگتن برای بازدارندگی در برابر چین در منطقه هند-آرام را با چالشی جدی روبهرو کرده است.
رمزگشایی فایننشال تایمز از پشت پرده بحران مهمات آمریکا/ بازگرداندن ذخایر مهمات حیاتی واشنگتن به سطوح پیش از جنگ ایران، سالها زمان میبرد
«فایننشال تایمز» در گزارشی به بحران فزاینده ذخایر مهمات آمریکا پرداخت و نوشت: هزینههای سنگین مهمات حیاتی در جنگ ایران، سیلابی از عناوین خبری را به راه انداخته که هشدار میدهند ذخایر ایالات متحده در آستانه اتمام است. اگرچه این موضوع قطعاً نگرانکننده است، اما این گزارشها معمولاً از این نکته غافلاند که این درگیری جدید، صرفاً یک مشکل از پیش موجود را آشکار و تشدید کرده است.
نشانههای هشداردهنده کمبود جدی مهمات -و تأثیر آن بر ارتش ایالات متحده- مدتها پیش از این مشهود بود. از سال ۲۰۱۸، دکترین استراتژیک ایالات متحده محدودیتهای موجود در دامنه تعامل آمریکا در درگیریهای بینالمللی را، بهویژه با توجه به نیازهای منابع برای بازدارندگی در برابر درگیری با چین در منطقه هند-آرام که اولویت ایالات متحده است، به رسمیت شناخته است. با این حال، رهبران واشینگتن از هر دو حزب سیاسی همواره از مواجهه با انتخابهای دشواری که با اولویتبندی همراه است، سر باز زدهاند.
کاهش گسترده مهمات باارزش از زرادخانه ایالات متحده برای تسلیح اوکراین پس از تهاجم روسیه در سال ۲۰۲۲، حدود ۶۷ میلیارد دلار از صندوق جنگی این کشور را تخلیه کرد. این موضوع در کنار ناتوانی در جایگزینی سریع ذخایر با توجه به محدودیتهای قابلتوجه پایگاه صنعتی، باعث شد ایالات متحده بخش مهمی از قدرت انتخاب و انعطافپذیری خود را از دست بدهد.
پیش از این، کنگره از ذخایر ایالات متحده در برابر خروج به سمت شرکای خارجی به قیمت به خطر افتادن آمادگی ایالات متحده برای نیازهای جهانی خودش، محافظت میکرد. با این حال، هیچ بحث اساسی در مورد این بدهبستانها صورت نگرفت.
مداخله ایالات متحده در ایران، تنها با تحت فشار قرار دادن بیشتر ذخایر مهماتی که از قبل با کسری مواجه بودند، این شرایط نامطلوب را تشدید کرده است. اعداد و ارقام گویای همه چیز هستند. گزارشهای رسانهای حاکی از تخلیه نزدیک به ۸۰ درصد از موجودی سامانه تاد (Thaad) ایالات متحده و نزدیک به نیمی از رهگیرهای پاتریوت است. همچنین تخمین زده میشود که عرضه موشکهای تاماهاک، که یک مهمات دوربرد حیاتی برای درگیری احتمالی در منطقه هند-آرام است، ۵۰ درصد کاهش یافته باشد.
دولت ترامپ اکنون به دنبال دریافت بودجه دفاعی ۱.۵ تریلیون دلاری از کنگره و همچنین ۷۳ میلیارد دلار بودجه تکمیلی اضافی صرفاً برای پوشش هزینههای جنگ در ایران است. بودجه مهمات بخش قابلتوجهی از این مبلغ را تشکیل میدهد. اما اگرچه پول و اهداف تولید بالاتر روی کاغذ خوب به نظر میرسند، اما نمیتوانند زمانبندیهای تخمینی تحویل را تسریع کنند. حتی اگر بودجه درخواستی و افزایش قابلتوجه تولید بتواند بنبست بودجه در کنگره را بشکند، بازگرداندن ذخایر مهمات حیاتی به سطوح پیش از جنگ ایران، سالها زمان میبرد.
این تصور که پول بیشتر، مهمات بیشتر و زمان بیشتر همیشه فراهم خواهد شد، تا حد ناسالمی در سیاستگذاری واشنگتن نفوذ کرده است. این موضوع در خودِ تصمیم برای آغاز جنگ در خاورمیانه مشهود است.
دونالد ترامپ با وجود به ارث بردن محیطی با منابع محدود و تحت فشار، تصمیم به انجام این کار گرفت. علاوه بر این، به نظر میرسد او همچنان تشدید بیشتر تنشها را روی میز نگه داشته است. اعتماد به نفس کاذب تنها به خطای استراتژیک دامن میزند و نمیتواند ترازنامه موجودی را بهبود بخشد.
فشار بر دولت برای ارائه بودجه دفاعی و لایحه بودجه تکمیلی ایران در ماه سپتامبر در حال افزایش است. اما تصویب بیچون و چرای سطوح سرسامآور بودجه دفاعی، مشکل را حل نخواهد کرد. جنگ ایران محدودیتهای ساختاری و استراتژیک ارتش ایالات متحده را در کانون توجه قرار داده است، اما تقلیل بحران مهمات به صرفاً نشانهای از این درگیری، نادیده گرفتن اصل ماجراست. مسئله بنیادی این است که ایالات متحده بیش از حد در دفاع از سایر کشورها متعهد شده و نمیتواند بهطور مادی در بیش از یک صحنه درگیری ایفای نقش کند.
تخصیص بودجه بیشتر و تعیین اهداف تولید بهتر بدون وجود تدابیر حفاظتی همراه برای محافظت از ذخایر تسلیحاتی آمریکا، تقریباً وقوع یک بحران تسلیحاتی دیگر در آینده را تضمین میکند.
کنگره، با توجه به قدرت انحصاریاش در کنترل بودجه، تنها شاخه از دولت است که میتواند ایجاد و اجرای چارچوبهای حفاظتی برای منابع نظامی حیاتی کشور را الزامی کند. کنگره نباید بودجه دفاعی یا لایحه تکمیلی اضطراری برای ایران را بدون برقراری مجدد و گسترش تدابیر حفاظتی بر ذخایر تسلیحاتی ایالات متحده پیش ببرد. کنگره باید اطمینان حاصل کند که ایالات متحده میتواند ابتدا نیازهای با اولویت بالای خود را برآورده و حفظ کند؛ یعنی تأمین منابع برای یک رویکرد بازدارندگی معتبر از طریق انکار در منطقه هند و اقیانوس آرام.
رهبران هر دو جناح سیاسی دیگر فرصتی برای به تعویق انداختن تصمیمات دشوار ندارند. روی کاغذ، کمبود تسلیحات یک مسئله ریاضی است. اما در عمل، این یک مسئله راهبردی است. بودجه دفاعی و تأمین مالی تکمیلی برای ایران، فرصت جدیدی را برای بازگشت به مسیر اولویتبندی فراهم میکند. با این حال، بدون پذیرش محدودیتهای راهبردی و ایجاد چارچوبهای حفاظتی سختگیرانهتر پیرامون تسلیحات حیاتی، ایالات متحده محکوم به تکرار دوباره این چرخه در شرایطی است که احتمالاً بسیار وخیمتر خواهد بود. منبع: جماران
حزبالله: تحریمهای آمریکا ما را از ادامه مسیر مقاومت بازنمیدارد
به گزارش ایسنا، حزبالله لبنان در بیانیهای اعلام کرد که دولت آمریکا با ادعای تحت کنترل بودن این جنبش از سوی نیروی قدس، تلاش کرده است بازگرداندن حزبالله به فهرست تحریمها را توجیه کند؛ تصمیمی که به گفته این جنبش، ادامه سیاستهای دولتهای مختلف آمریکا برای هدف گرفتن مقاومت، حامیان و جامعه پیرامونی آن و اعمال فشار سیاسی، مالی و امنیتی بر آنان است.
در این بیانیه آمده است که آمریکا به جای وادار کردن رژیم صهیونیستی به عقبنشینی از جنوب لبنان، توقف حملات، تخریب خانهها، نابودی زمینهای کشاورزی و کشتار لبنانیها، در پی محاصره مردم لبنان و تضعیف توانمندیهای این کشور است. حزبالله مدعی شد واشنگتن با این اقدامات میکوشد در لبنان بیثباتی ایجاد کند و مسیر رویارویی با رژیم را به سمت دیگری منحرف سازد. نوشته های مشابه جزییات عملیات حزبالله در شبعا 1393/11/10 ارتش آزادی که مرزبان اسرائیل است! 1394/04/12
حزبالله تأکید کرد که برای اثبات لبنانی بودن و میهندوستی خود به تأیید هیچ طرفی نیاز ندارد و فداکاری هزاران شهید، سابقه طولانی مقاومت در برابر اشغالگری و دفاع از خاک و حاکمیت لبنان را گواه این امر دانست.
این جنبش همچنین روابط خود با جمهوری اسلامی ایران را «نزدیک و برادرانه» توصیف کرد و گفت به این روابط افتخار میکند؛ زیرا ایران در آزادسازی سرزمین لبنان، بازگرداندن حاکمیت این کشور و بازسازی مناطق آسیبدیده در جنگ ۲۰۰۶ از لبنان حمایت کرده است.
حزبالله در ادامه، آمریکا را فاقد صلاحیت اخلاقی و قانونی برای صدور گواهی ملیگرایی یا طبقهبندی دیگر کشورها و گروهها دانست و با اشاره به عملکرد واشنگتن در کشورهای مختلف و حمایت آن از رژیم صهیونیستی، آمریکا را مسؤول نقض قوانین بینالمللی و ارزشهای انسانی دانست.
در پایان بیانیه آمده است که تحریمها و طبقهبندیهای آمریکا حزبالله را از پایبندی به گزینه مقاومت و حق لبنان برای دفاع از خاک، حاکمیت و منابع خود بازنخواهد داشت و مقاومت همچنان بخشی جداییناپذیر از گذشته، حال و آینده لبنان خواهد بود.
وزارت خزانهداری آمریکا روز پنجشنبه تحریمهایی را علیه شبکه پول نقد حزبالله لبنان اعمال کرد که به ادعای این وزارتخانه، برای حزبالله پول نقد منتقل میکرد. برچسب هاتحریم آمریکا حزب الله کپی لینک لینک کپی شد
تحریمهای جدید آمریکا علیه حزبالله؛ فشار واشنگتن یا تلاش برای تغییر معادلات لبنان؟
صفحه سیاست-
حزبالله لبنان در بیانیهای اقدام وزارت خزانهداری و وزارت خارجه آمریکا در اعمال تحریمهای جدید علیه این جنبش را محکوم کرد و آن را ادامه سیاستهای واشنگتن برای فشار سیاسی، مالی و امنیتی بر مقاومت دانست.
این اقدام آمریکا در شرایطی صورت گرفته که لبنان همچنان با پیامدهای سیاسی و امنیتی ناشی از تجاوزات رژیم صهیونیستی و مناقشه بر سر آینده مقاومت مواجه است. از این منظر، تحریمهای جدید تنها یک اقدام اقتصادی یا حقوقی نیست، بلکه میتواند بخشی از یک راهبرد گستردهتر برای اثرگذاری بر موازنه قدرت داخلی لبنان تلقی شود. تحریم حزبالله؛ فشار اقتصادی با هدف سیاسی
تحریمهای آمریکا علیه حزبالله طی سالهای گذشته یکی از ابزارهای اصلی واشنگتن برای محدود کردن منابع مالی و شبکه ارتباطی این جنبش بوده است. اما اهمیت اقدام اخیر را باید فراتر از جنبه اقتصادی آن بررسی کرد.
حزبالله معتقد است واشنگتن تلاش دارد با افزایش فشارهای مالی و سیاسی، شرایطی ایجاد کند که مقاومت در داخل لبنان بیش از گذشته تحت فشار قرار گیرد. در چنین شرایطی، تحریم میتواند به ابزاری برای تغییر رفتار بازیگران لبنانی و تأثیرگذاری بر فضای سیاسی این کشور تبدیل شود.
از نگاه حزبالله، آمریکا به جای فشار بر رژیم صهیونیستی برای عقبنشینی از جنوب لبنان و توقف حملات، مسیر فشار بر طرف لبنانی را انتخاب کرده است؛ رویکردی که این جنبش آن را تلاشی برای تغییر جهت منازعه و انتقال فشار از اسرائیل به ساختار داخلی لبنان میداند. چرا حزبالله آمریکا را متهم به ایجاد ناآرامی در لبنان میکند؟
مهمترین بخش بیانیه حزبالله، اتهام واشنگتن به تلاش برای ایجاد ناآرامی در لبنان است. این موضع نشان میدهد که حزبالله تحریمهای جدید را صرفاً اقدامی علیه خود نمیبیند، بلکه آن را در چارچوب تحولات سیاسی و امنیتی لبنان ارزیابی میکند.
لبنان در سالهای اخیر با بحرانهای اقتصادی، سیاسی و امنیتی متعددی روبهرو بوده است. در چنین محیط شکنندهای، افزایش فشار خارجی بر یکی از مهمترین بازیگران سیاسی و نظامی کشور میتواند به تشدید شکافهای داخلی منجر شود.
از همین رو، حزبالله تلاش دارد این پیام را منتقل کند که تحریمهای آمریکا ممکن است در ظاهر با هدف محدود کردن مقاومت اعمال شود، اما در سطحی وسیعتر میتواند بر ثبات سیاسی لبنان نیز اثر بگذارد. رابطه ایران و حزبالله؛ بخش مهم پیام سیاسی بیانیه
تأکید حزبالله بر «رابطه برادرانه» با جمهوری اسلامی ایران نیز بخش مهم دیگری از این بیانیه است. این جنبش این رابطه را مایه افتخار خود دانسته و به نقش ایران در بازسازی لبنان پس از جنگ سال ۲۰۰۶ اشاره کرده است.
این موضعگیری در واقع پاسخی مستقیم به تلاشهای آمریکا برای قرار دادن ارتباط حزبالله و ایران در چارچوب فشارهای تحریمی است. حزبالله با برجسته کردن سابقه حمایت ایران از لبنان، میکوشد روایت واشنگتن درباره روابط تهران و مقاومت را به چالش بکشد و این روابط را بخشی از یک مناسبات راهبردی و منطقهای معرفی کند.
از سوی دیگر، تأکید مجدد بر این ارتباط نشان میدهد که فشارهای تحریمی آمریکا الزاماً به معنای تغییر در جهتگیری راهبردی حزبالله نیست و این جنبش همچنان بر حفظ پیوندهای منطقهای خود تأکید دارد. تحریمها تا چه اندازه میتواند مقاومت را تضعیف کند؟
یکی از پرسشهای اصلی درباره سیاست تحریمی آمریکا این است که آیا افزایش فشار اقتصادی میتواند به تغییر رفتار حزبالله منجر شود یا خیر.
تجربه سالهای گذشته نشان میدهد که تحریمها اگرچه میتوانند هزینههای مالی و عملیاتی قابل توجهی ایجاد کنند، اما لزوماً به تغییر مواضع راهبردی حزبالله منجر نشدهاند. این جنبش در بیانیه اخیر نیز تصریح کرده است که تحریمها و طبقهبندیهای آمریکا مانع دفاع از خاک و حاکمیت لبنان نخواهد شد.
بنابراین، به نظر میرسد واشنگتن در کوتاهمدت بیشتر به دنبال افزایش هزینههای فعالیت حزبالله و محدود کردن فضای مانور آن است تا اینکه انتظار داشته باشد این فشارها بهتنهایی موجب تغییر بنیادین در سیاستهای این جنبش شود. پیامدهای منطقهای تشدید فشار آمریکا
اقدام جدید آمریکا را نمیتوان جدا از رقابت گستردهتر واشنگتن با محور مقاومت و تلاش برای بازتعریف ترتیبات امنیتی منطقه تحلیل کرد. لبنان در این میان جایگاه ویژهای دارد؛ زیرا هرگونه تغییر در موازنه میان حزبالله، دولت لبنان و رژیم صهیونیستی میتواند بر امنیت مرزهای شمالی فلسطین اشغالی نیز تأثیر بگذارد.
از این منظر، افزایش فشار بر حزبالله میتواند بخشی از تلاش برای تغییر معادلات امنیتی در جنوب لبنان باشد. با این حال، میزان موفقیت این سیاست به عوامل متعددی از جمله وضعیت داخلی لبنان، موضع سایر جریانهای سیاسی، تحولات مرزی و نحوه واکنش حزبالله بستگی خواهد داشت. آمریکا و آزمون دشوار در لبنان
بیانیه حزبالله نشان میدهد که این جنبش قصد ندارد تحریمهای جدید آمریکا را صرفاً یک اقدام اقتصادی تلقی کند. از نگاه حزبالله، مسئله اصلی تلاش واشنگتن برای تغییر معادله سیاسی و امنیتی لبنان و تضعیف جایگاه مقاومت است.
در مقابل، آمریکا نیز با استفاده از ابزار تحریم به دنبال افزایش فشار بر شبکه مالی و سیاسی حزبالله است. اما تجربه لبنان نشان داده است که فشار خارجی بهتنهایی نمیتواند معادلات داخلی این کشور را تغییر دهد.
در نهایت، تحریمهای جدید آمریکا بیش از آنکه نشانه پایان یک مناقشه باشد، میتواند آغاز مرحلهای تازه از فشار سیاسی و اقتصادی علیه حزبالله باشد؛ مرحلهای که نتیجه آن به میزان زیادی به تحولات میدانی جنوب لبنان، شرایط سیاسی داخلی و سطح حمایت منطقهای از مقاومت وابسته خواهد بود. حزبالله نیز با رد مشروعیت این فشارها، تلاش دارد نشان دهد که تحریمها نمیتواند این جنبش را از نقشآفرینی در معادلات امنیتی و سیاسی لبنان کنار بزند.

فروپاشی اقتصادی چیست و چه شرایطی آن را میسازد؟

پیشبینی بارشهای فراتر از نرمال در ایران همزمان با احتمال وقوع «سوپر النینو»

قیمت موبایل در یک سال تا ۴ برابر شد

طراح طرح جنجالی مجلس: بر اساس مادهی ۱۵، همهی اشخاص حقیقی و حقوقی ۳ ماه فرصت دارند تا فعالیتها، قراردادها و ارتباطات جاری خود با کشورهای خارجی را با سازوکار جدید تطبیق داده و در سامانه شفاف کنند

کاهش دمای تهران طی امروز و فردا / وقوع رگبار و رعدوبرق در شمال استان

