در تاریخ تکامل سرگرمیهای نمایشی و رئالیتیشوها، گاهی با پدیدههایی روبهرو میشویم که مرزهای یک ژانر را با جسارت تمام جابهجا میکنند. وقتی خبر ساخت «شاهگل» مطرح شد، شاید کمتر کسی انتظار داشت با چنین تغییر لحن رادیکال و تاریکی مواجه شویم. نیک یوسفی در مقام طراح و کارگردان، دست به یک جراحی عمیق زده است؛ او یک بازی سنتی، قهوهخانهای و بهشدت متکی بر صمیمیتهای دورهمی و رفاقتی را برداشته و آن را در کوره داغِ درامهای بقا (Survival) و دیستوپیایی انداخته است. نتیجه، اپیزود افتتاحیهای است که رسالتش تزریق استرس خالص و تاریک به رگهای مخاطب است. قسمت اول «شاهگل» که از فیلم نت پخش شد، یک بیانیه فرمی است که با صدای بلند میگوید: دوران خندههای دورهمی بازی گل یا پوچ تمام شده و اینجا قرار است همه چیز تاریک باشد؛ طوری که انگار خون ریخته شود.
انیمیشن ابتدایی: خلق یک اسطوره بومی
نخستین ضربه شست برنامه، همان دقایق ابتدایی و انیمیشن درخشان آن است. برای خلق یک جهان بیرحم در دل یک مسابقه، شما ابتدا به یک «اسطوره» و تاریخچه نیاز دارید. روایتی که راوی (بهار کاتوزی) از ناصرالدینشاه قاجار، قهوهخانههای تاریک، انگشتر سحرآمیز، طمع خزانهدار و خونریزیهای پس از آن تعریف میکند، صرفاً یک داستانگویی فانتزی برای پر کردن آنتن نیست. این سکانس که با استتیک انیمههای ژاپنی و گرافیکهای نوآر طراحی شده، در حال پیریزی یک «مکگافین» (MacGuffin) کلاسیک سینمایی است. انگشتری که در مرکز داستان قرار داده شده، به همان حلقه قدرت در «ارباب حلقهها» تنه میزند؛ شیئی که ذات انسانی را به چالش میکشد. با این تاریخسازی جعلی اما بهشدت جذاب و تخیلی، «شاهگل» به یک بازی ساده عقبهای خونین و هویتی حماسی میبخشد. با این پیشزمینه، وقتی ۵۰۰ نفر در استادیوم روبهروی هم قرار میگیرند، مخاطب میپذیرد که آنها نه برای یک بازی ساده، بلکه برای تصاحب یک میراث شوم و سنگین میجنگند.بهترینهای معماری و دکوراسیون داخلیمشاهده بیشتر diamond+ جدیدترین مدلهای وال هنگdiamond+ بهروزترین مرکز مبلمان و دکوراسیونdiamond+ انواع چراغآویزهای شیک و مدرن diamond+ طراحی و ساخت میز و صندلی چوبی
مرگِ معصومیت؛ بازی شب عید با بوی جنگ …













