
دیدارنیوز _ مرتضی مکی*:
تنگه هرمز امروز به مهمترین گره جنگ ایران و امریکا تبدیل شده است. مساله دیگر فقط عبور نفتکشها نیست. مساله قدرت است. مساله حاکمیت است. مساله این است که چه کسی قواعد امنیتی خلیج فارس را تعیین میکند. امریکا برای بازگشایی تنگه هرمز فشار میآورد. ایران نیز بازگشایی آن را به اجرای تعهدات امریکا گره زده است. این تفاوت نگاه، نشان میدهد تنگه هرمز از یک آبراهه تجاری به یک اهرم راهبردی تبدیل شده است. اهمیت تنگه هرمز برای اقتصاد جهان قابل انکار نیست. پیش از جنگ، روزانه بیش از ۲۰ میلیون بشکه نفت و فرآوردههای نفتی از این تنگه عبور میکرد. این رقم نزدیک به یکپنجم عرضه جهانی بود. در سهماهه دوم ۲۰۲۶ این حجم به حدود ۴.۹ میلیون بشکه در روز سقوط کرد. جریان LNG نیز از حدود ۷.۴ میلیارد فوت مکعب در روز در سهماهه نخست به حدود ۰.۸ میلیارد فوت مکعب کاهش یافت. این ارقام معنای روشنی دارند. تنگه هرمز قابل جایگزین کردن سریع نیست. مسیرهای دیگر وجود دارند، اما ظرفیت آنها محدودتر، طولانیتر و پرهزینهتر است. از همینجا اهمیت راهبردی تنگه برای ایران روشن میشود. ایران در جغرافیای تنگه هرمز قرار دارد.
این واقعیت را نمیتوان با ناو هواپیمابر، تحریم یا بیانیه سیاسی تغییر داد. هر قدرتی که بخواهد امنیت خلیج فارس را تعریف کند، ناگزیر باید واقعیت جغرافیایی ایران را بپذیرد. سالها یک نظم امنیتی خاص بر منطقه حاکم بود. کشورهای عربی نفت صادر میکردند. امریکا امنیت مسیرها را تضمین میکرد. ایران همزمان تحت تحریم قرار داشت. این نظم اکنون زیر سوال رفته است. جنگ نشان داد امنیت انرژی بدون در نظر گرفتن ایران پایدار نیست. حتی موسسه بروکینگز در ارزیابی خود از جنگ تصریح کرد که امریکا نسبت به پیش از جنگ در موقعیت بدتری قرار گرفته و کنترل تنگه هرمز به ایران اهرم قابلتوجهی بر بازار جهانی انرژی داده است. این اعتراف مهم است. زیرا نشان میدهد مساله تنگه هرمز فقط در تهران دیده نمیشود. در واشنگتن نیز پذیرفته شده است که ایران توانسته یکی از حساسترین گلوگاههای اقتصاد جهان را به یک اهرم سیاسی تبدیل کند. جان مرشایمر حتی صریحتر سخن میگوید.
او معتقد است امریکا راهکار نظامی موثری برای وادار کردن ایران به پذیرش عبور کشتیها بدون اجازه تهران ندارد. از نگاه او، واشنگتن در برابر …












