قیمت طلا امروز




 سایت دیدارنیوز / ۱۴۰۵/۰۵/۲۵

معیشت مردم در بن‌بست تنگه و تحریم

روزنامه توسعه ایرانی در گزارشی با عنوان «معیشت مردم در بن‌بست تنگه و تحریم» نوشت: تصور ایران این است که کنترل هرمز می‌تواند هزینه ادامه فشار را برای واشنگتن...
 معیشت مردم در بن‌بست تنگه و تحریم

دیدارنیوز: «به نظر می‌رسد احتمال وقوع دور سوم این جنگ احمقانه بیش از پیش افزایش یافته است»، این جمله کوتاه تریتا پارسی، تحلیلگر ایرانی-آمریکایی و معاون اجرایی موسسه کوئینسی، در شرایطی منتشر شده که ظاهرا دونالد ترامپ فعلا گزینه‌ای متفاوت از آغاز دوباره یک جنگ تمام‌عیار را انتخاب کرده؛ گزینه مورد نظر فعلا که تشدید محاصره اقتصادی ایران است.

اما شاید همین تناقض، نیز مهم‌ترین ویژگی وضعیت کنونی باشد. آمریکا برای آن که دوباره وارد یک جنگ پرهزینه نشود، فشار اقتصادی و محاصره دریایی را افزایش داده، در حالی که تهران نشان می‌دهد برای شکستن همین فشار آماده استفاده از مهم‌ترین اهرم خود، یعنی تنگه هرمز است. به این ترتیب، ابزاری که قرار بود جایگزین جنگ شود، حالا شاید خود می‌تواند به یکی از مسیر‌های بازگشت به جنگ تبدیل شود. اما پرسش اکنون فقط این نیست که آیا دور سوم درگیری آغاز خواهد شد یا نه؛ بلکه شاید پرسش مهم‌تر این است که در شرایط کنونی کدام خطر برای ایران جدی‌تر است، ادامه محاصره‌ای که می‌تواند اقتصاد کشور را فرسوده‌تر کند یا برخورد نظامی دیگری که ممکن است از دل همین محاصره و مناقشه هرمز بیرون بیاید؟

جنگی که فعلا اقتصادی شده است

اکنون، اما نشانه‌های موجود می‌گویند واشنگتن دست‌کم در شرایط فعلی، فشار اقتصادی را بر بازگشت فوری به جنگ تمام‌عیار ترجیح می‌دهد. چنان که وال‌استریت ژورنال وضعیت کنونی را نبردی توصیف کرده که در آن ایران و آمریکا منتظرند ببینند کدام طرف زیر فشار اقتصادی زودتر عقب می‌نشیند. دولت ترامپ محاصره دریایی را در کنار تحریم‌های تازه به مهم‌ترین ابزار فشار بر تهران تبدیل کرده و ایران نیز روی هرمز به عنوان اهرم متقابل حساب باز کرده است.

حتی جی‌دی ونس، معاون رئیس‌جمهوری آمریکا، اولویت‌های واشنگتن را به شکلی کم‌سابقه بیان کرد و پایین نگه داشتن قیمت نفت و بنزین برای آمریکایی‌ها را «هدف شماره یک» دولت در مناقشه ایران خواند و جلوگیری از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای را هدف دیگر دانست. این اظهارات در شرایطی مطرح شده که افزایش قیمت بنزین به مساله‌ای داخلی برای دولت ترامپ در آستانه انتخابات میان‌دوره‌ای تبدیل شده است؛ بنابراین هرمز اکنون فقط مساله‌ای مربوط به سیاست خارجی آمریکا نیست و قیمت نفت، بنزین و هزینه‌ای که خانوار آمریکایی می‌پردازد، آن را به مساله سیاست داخلی واشنگتن نیز تبدیل کرده است.

از همین منظر می‌توان دریافت چرا ترامپ فعلا به جای آغاز مرحله دیگری از جنگ، روی محاصره حساب باز کرده که شاید اگر بتواند ایران را بدون تحمل هزینه‌های یک جنگ جدید وادار به عقب‌نشینی کند. واشنگتن همزمان دو هدف را دنبال کرده که شامل کاهش هزینه سیاسی جنگ در داخل آمریکا و افزایش هزینه اقتصادی مقاومت برای تهران است.

فشار برای آن که تهران زودتر پلک بزند

مشکل، اما این است که همین محاسبه در تهران نیز، البته به صورت معکوس وجود دارد. تصور ایران این است که کنترل هرمز می‌تواند هزینه ادامه فشار را برای واشنگتن بالا ببرد. در این منطق، ایران لزوما مجبور نیست توان اقتصادی بیشتری از آمریکا داشته باشد. کافی است هزینه سیاسی و اقتصادی مناقشه برای دولت ترامپ آن‌قدر افزایش پیدا کند که واشنگتن زودتر خواهان مصالحه شود.

همین تفاوت میان «توان اقتصادی» و «توان تحمل سیاسی هزینه» اهمیت دارد. اقتصاد آمریکا به مراتب بزرگ‌تر و قدرتمندتر از اقتصاد ایران است؛ اما تهران روی نقطه آسیب‌پذیری متفاوتی حساب می‌کند و آن بازی در حفره انرژی است. هرچه اختلال در هرمز طولانی‌تر شود، خطر کاهش ذخایر، افزایش هزینه حمل‌ونقل و بیمه و در نهایت جهش دوباره قیمت انرژی افزایش پیدا می‌کند و این همان فشاری است که می‌تواند مستقیما به جایگاه سیاسی ترامپ در داخل آمریکا منتقل شود.

اما این بازی برای ایران نیز بسیار پرهزینه است. محاصره، محدود شدن صادرات و دسترسی به منابع ارزی و تشدید تحریم‌ها؛ اقتصادی را تحت فشار قرار می‌دهد که پیش از جنگ نیز سال‌ها با محدودیت‌های گسترده روبه‌رو بوده است. 

گزارش‌های تازه از حرکت ایران به سمت نوعی «اقتصاد بقا» سخن می‌گویند؛ اقتصادی که در آن حفظ منابع ضروری و دولتی بر سرمایه‌گذاری و مصرف عادی اولویت پیدا می‌کند و در نتیجه مسابقه‌ای شکل گرفته که هر دو طرف یک فرض مشترک دارند که کدام یک زودتر تحملش تمام می‌شود.

هرمز؛ جایی که محاصره می‌تواند به جنگ تبدیل شود

اما این مسابقه اقتصادی یک ویژگی خطرناک دارد که محل اصلی اعمال فشار، یک آبراه استراتژیک مملو از نیرو‌ها و تجهیزات نظامی است. امارات متحده عربی ایران را متهم کرده که دو نفتکش متعلق به شرکت دولتی نفت این کشور را در تنگه هرمز هدف حملات پهپادی قرار داده و در مقابل تهران مسئولیت این حملات را نپذیرفته، اما وقوع حادثه و اتهام رسمی امارات نشان می‌دهد فاصله میان فشار اقتصادی و برخورد نظامی در هرمز تا چه اندازه کم شده است.

از طرف دیگر، پیت هگست، وزیر دفاع آمریکا، می‌گوید نیروی دریایی این کشور توان ادامه محاصره ایران برای مدتی نامحدود را دارد. در چنین شرایطی کافی است یکی از برخورد‌ها در هرمز از کنترل خارج شود. حمله به یک کشتی، پاسخ آمریکا، واکنش ایران و سپس پاسخ متقابل می‌تواند چرخه‌ای ایجاد کند که هیچ‌یک از طرفین در ابتدا قصد آغاز آن را نداشته‌اند.

اینجاست که هشدار تریتا پارسی معنای بیشتری پیدا می‌کند. این هشدار را نباید به معنای اطلاع او از تصمیم قطعی برای آغاز حمله جدید دانست؛ چراکه نشانه‌ای در دست نیست که ثابت کند آمریکا زمان یا تصمیم مشخصی برای آغاز دور سوم جنگ تعیین کرده، اما مجموعه شرایطی که می‌تواند جنگ دیگری ایجاد کند، دوباره در حال شکل گرفتن است.

از «قلمرو آمریکا» تا پاسخ تهران

لحن سیاسی دو طرف نیز به کاهش تنش کمکی نمی‌کند. ترامپ گفته بود پس از «شکست دادن ایران» تنگه هرمز را قلمرو آمریکا اعلام خواهد کرد؛ هرچند کاخ سفید بعدا این سخنان را شوخی رئیس‌جمهوری توصیف کرد و در مقابل، مقام‌های ایرانی بار دیگر بر کنترل ایران بر تنگه تاکید کرده‌اند. اهمیت این جدال لفظی در آن است که هرمز آرام‌آرام از یک اختلاف درباره شیوه عبور کشتی‌ها به موضوعی مرتبط با قدرت و حاکمیت تبدیل می‌شود. هرچه این مناقشه حیثیتی‌تر شود، هزینه عقب‌نشینی سیاسی برای طرفین افزایش می‌یابد. همزمان حضور نظامی آمریکا نیز پایان نمی‌یابد. تداوم حضور ناو‌ها لزوما نشانه تصمیم واشنگتن برای آغاز حمله نیست، اما نشان می‌دهد آمریکا قصد ندارد اهرم نظامی پشت محاصره اقتصادی را کنار بگذارد. این همان ترکیب خطرناک کنونی است که فشار اقتصادی در خط مقدم قرار دارد، اما قدرت نظامی درست پشت سر آن ایستاده است.

مذاکرات متوقف است، پیام‌ها نه

در چنین وضعیتی، اتفاق دیگری اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند و آن لزوم بازگشت به میز مذاکره است.

عباس عراقچی شش روز پیش صریحا گفت: «در حال حاضر هیچ مذاکره‌ای با آمریکا وجود ندارد» و تا زمانی که واشنگتن به نقض تفاهم موقت ادامه دهد، ایران به مذاکرات بازنخواهد گشت و با این حال او همزمان تایید کرد که تبادل پیام از طریق واسطه‌ها ادامه دارد.

دیروز نیز عراقچی تاکید کرد هنوز تصمیمی برای بازگشت به مذاکرات آمریکا گرفته نشده و پیام‌های ردوبدل‌شده از طریق قطر و پاکستان را نباید مذاکره تلقی کرد. اما به نظر می‌رسد که یک مسیر دیگر یعنی عمان همچنان باز است. چنان که اکنون نیز تهران و مسقط درباره ترتیبات تردد در تنگه هرمز گفت‌و‌گو می‌کنند. پیش‌تر نیز دو کشور بر سر مختصات جغرافیایی مسیر پیشنهادی کشتیرانی به تفاهم رسیده بودند، هرچند ایران تاکید کرده اجرای آن و بازگشایی کامل تنگه به تحقق شروط دیگری بستگی دارد.

روز گذشته احمد بخشایش اردستانی، عضو کمیسیون امنیت ملی مجلس، حتی گفته عمان عملا واسطه آمریکا در این گفت‌وگوهاست و میان ایران و آمریکا نیز تبادل پیام صورت می‌گیرد. او جزئیاتی درباره سهم ایران و عمان از مدیریت مسیر و تعرفه‌های احتمالی مطرح کرده؛ جزئیاتی که تاکنون تایید رسمی مستقلی برای همه آنها منتشر نشده و بنابراین باید به عنوان روایت این نماینده مجلس با آن برخورد کرد. اما اصل ماجرا اهمیت بیشتری از این جزئیات دارد که شاید مذاکرات رسمی متوقف شده‌اند، ولی دیپلماسی کاملا نمرده است.

چرا مذاکره حالا مهم‌تر شده است؟

مذاکره در شرایط فعلی فقط برای دستیابی به یک توافق جامع هسته‌ای اهمیت ندارد. کارکرد فوری‌تر آن می‌تواند جلوگیری از تبدیل محاصره اقتصادی به برخورد نظامی باشد.

اگر آمریکا معتقد باشد فشار بیشتر سرانجام ایران را وادار به عقب‌نشینی خواهد کرد و ایران نیز تصور کند مقاومت بیشتر سرانجام ترامپ را وادار به تغییر مسیر می‌کند، هیچ‌یک انگیزه‌ای برای کوتاه آمدن ندارد و ادامه چنین وضعیتی بدون یک کانال سیاسی موثر، احتمال خطای محاسباتی را افزایش می‌دهد.

مساله حتی این نیست که تهران و واشنگتن فورا بر سر تمام اختلافات به توافق برسند. در مرحله نخست، وجود یک کانال قابل اعتماد می‌تواند قواعد هرمز، نحوه عبور کشتی‌ها، خطوط قرمز نظامی و شیوه جلوگیری از برخورد ناخواسته را روشن کند.

به همین دلیل نقش عمان اهمیت پیدا کرده است. مذاکرات مسقط می‌تواند حلقه واسط میان دو وضعیتی باشد که در ظاهر متناقض‌اند و نه ایران آماده بازگشت رسمی به مذاکره با آمریکاست و نه واشنگتن می‌خواهد بدون نتیجه از فشار دست بکشد.

دور سوم یا ادامه جنگ با ابزار دیگر؟

پس کدام خطر اکنون بزرگ‌تر است؛ محاصره یا دور سوم جنگ؟ در کوتاه‌مدت، شواهد بیشتر به سود این ارزیابی است که محاصره و جنگ اقتصادی خطر فوری‌تر است. واشنگتن فعلا فشار اقتصادی را ابزار اصلی خود کرده و حتی هدف فوری دولت ترامپ به مسئله انرژی و هرمز گره خورده است؛ اما این دو خطر از یکدیگر جدا نیستند و اگر فشار اقتصادی نتواند ایران را به عقب‌نشینی وادار کند، واشنگتن باید میان ادامه نامحدود محاصره، مصالحه یا تشدید نظامی یکی را انتخاب کند. اگر تهران نیز برای شکستن محاصره به اقدامات نظامی بیشتری در هرمز متوسل شود، فاصله میان گزینه اول و سوم کمتر خواهد شد. در چنین نقطه‌ای هشدار پارسی دیگر صرفا یک پیش‌بینی درباره آینده نیست؛ توصیفی از مسیری است که می‌تواند به جنگ منتهی شود. راه جلوگیری از آن نیز الزاما یک توافق بزرگ و فوری نیست. نخست باید چرخه‌ای شکسته شود که در آن هر طرف فشار بیشتر را پاسخ فشار طرف مقابل می‌داند. در غیر این صورت، ممکن است جنگ سوم نه با اعلام رسمی تصمیمی تازه در واشنگتن یا تهران، بلکه با یک حادثه در آب‌های هرمز آغاز شود؛ درست در زمانی که هر دو طرف تصور می‌کردند هنوز در حال جنگ اقتصادی‌اند.

نهال فرخی - توسعه ایرانی



۱ ساعت قبل / سایت افکارنیوز

پیش‌بینی جالب رئیس کمیسیون امنیت ملی درباره آینده جنگ ایران و آمریکا

ابراهیم عزیزی، رئیس کمیسیون امنیت ملی در پیامی توییتری نوشت: آمریکا با عذرخواهی از مردم ایران، منطقه را ترک خواهد کرد.


۱ ساعت قبل / روزنامه ستاره صبح

آیا حمله اتمی در راه است؟

مناسبات قدرت در جهان برآشفته کنونی به گونه‌ای دگرگون شده که بازیگران نظام جهانی نه‌تنها هژمونی، بلکه بیشتر راهبرد بقا را دنبال می‌کنند. بازیگران بزرگ نظام جهانی مانند ایالات متحده امریکا، چین، روسیه، اتحادیه اروپا و در نهایت ایران با روندی از تهدید بقا روبه‌رو هستند که مؤلفه‌های آن پنهان و غیرشفاف هستند.

راهبرد بقا در بستر آنارشی دهه سوم قرن ۲۱ بر ادامه کنش بازیگران در بدترین شرایط ممکن و کمترین امکان کنش سازگار با دگرگونی مناسبات قدرت، بنیان شده و چشم انداز کنشگری بازیگران را تعریف می‌کند. منابع محدود یا کمیاب بازیگران در مناسبات قدرت با وجود جنگ افزارهای نسل ۵ و نسل ۶ جنگنده‌ها، موشک‌های بالستیک هوش مصنوعی و...، انقلاب پهپادی در جنگ‌های چند سال اخیر را برساخته که جنگ روسیه و اوکراین از فوریه ۲۰۲۲ تا تهاجم فراگیر یک سال گذشته اسرائیل و ایالات متحده امریکا به ایران با این انقلاب پهپادی شناخته می‌شوند.

در کنار انقلاب پهپادی در میدان جنگ‌های جهانی که هنر جنگ قرن 21 را شکل داده، ناتوانی قدرت‌های بزرگ یا ابرقدرت‌های نظامی جهان برای پیروزی کامل و پایان جنگ با مزایای بیشمار، سیاست‌گذاران را به سوی جنگ افزارهای هسته‌ای یا بمب اتمی متمایل کرده است. ناتوانی روسیه در شکست اوکراین، ناتوانی اتحاد اسرائیل، امریکا و اعراب در شکست ایران و... سبب بروز انگاره اثرگذاری بمب اتمی برای پایان جنگ شده است.

انگاره تهاجم اتمی ایالات متحده امریکا و اسرائیل به ایران برای باز کردن تنگه هرمز و پایان جنگ، همسانی روزافزونی با انگاره پایان جنگ اوکراین با بمب اتمی دارد! این دو انگاره بر الگوی ضربه سخت برای بازگشت به نظم پیشین یا همان نظم دو ابرقدرتی بنیان شده که دارای طرفدارانی در دولت دونالد ترامپ، دولت پوتین و بلکه برخی سیاستمداران تندروی اروپایی است. رویکردی هراسناک از تاکتیکی که می‌تواند جهان را به آتش کشیده و پایان تاریخ را رقم زند.

در اندیشه سیاست‌گذاران راهبردی غربی به‌ویژه ایالات متحده امریکا و برخی دولت‌های اروپایی، راه نهایی برای پایان جنگ اوکراین و روسیه، تشویق روسیه برای تهاجم اتمی به اوکراین است که اوکراین، قربانی منافع بازیگران بزرگ می‌شود. سیاست‌گذاران تندروی ایالات متحده امریکا به دنبال راهکاری برای بازگشایی تنگه هرمز و پایان جنگ یک سال گذشته امریکا و اسرائیل با ایران هستند که گویا تنها با بمب اتم و تهاجم اتمی به ایران امکان‌پذیر است. پیشینه تاریخی اروپای جنگ افروز و ایالات متحده ابرقدرت نشان می‌دهد که رهبران آنها، صلح را با کشتار فراگیر و جهان ویران امکان‌پذیر می‌دانند.

بنابراین جهان آشفته کنونی می‌تواند بار دیگر کارزار جنگ اتمی یا تهاجم اتمی بازیگران علیه یکدیگر باشد. روند رویدادهای جهان آشفته و مناسبات جدید قدرت که مورد پسند قدرت‌های بزرگ نیست، وحشت از جنگ اتمی را بر افکار عمومی چیره کرده است و سیاست‌گذاران را سرگردان می‌سازد. عادی‌سازی تهاجم اتمی به اوکراین یا ایران در افکار عمومی را می‌توان در اخبار و تحلیل‌های روزمره رسانه‌های بین‌الملل دنبال کرد که در چارچوب هشدارهایی از سوی سیاستمداران یا کارشناسان مطرح می‌شوند.

منبع:‌ دیپلماسی ایرانی


۱ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

روز ۱۷۵ جنگ | ترامپ: فقط توافق‌های خوب انجام می‌دهم

به گزارش آفتاب نیوز،

در این گزارش اخبار مربوط به جنگ به روزرسانی می شود...

 




 ببینید| سخنگوی وزارت دفاع: تنها راه مقابله با قدرت‌های بیگانه، قوی شدن است
۵ ساعت قبل / سایت اعتماد آنلاین

ببینید| سخنگوی وزارت دفاع: تنها راه مقابله با قدرت‌های بیگانه، قوی شدن است

سخنگوی وزارت دفاع با تأکید بر ضرورت تقویت توان کشور گفت: تنها راه سلطه‌ستیزی و مقابله با قدرت‌های بیگانه که استقلال، موجودیت و هویت ایران را هدف قرار می‌دهند، قوی شدن و افزایش قدرت کشور است.

 پیام فرماندهان ارتش و سپاه به سرپرست وزیر دفاع
۵ ساعت قبل / سایت آفتاب نیوز

پیام فرماندهان ارتش و سپاه به سرپرست وزیر دفاع

سرلشکر حاتمی در پیامی به مناسبت روز صنعت دفاعی به سرپرست وزارت دفاع و پشتیبانی نیرو‌های مسلح تاکید کرد: ملتی که به دست توانای فرزندان خود سپر دفاعی می‌سازد،...

 سخنگوی وزارت دفاع: فقط با قدرتمند شدن می‌توان با بیگانگان مقابله کرد - تسنیم
۴ ساعت قبل / خبرگزاری تسنیم

سخنگوی وزارت دفاع: فقط با قدرتمند شدن می‌توان با بیگانگان مقابله کرد - تسنیم

سردار طلایی نیک گفت:ویژگی‌های برجسته صنعت دفاعی ما سرعت و قابلیت تولید محصولات دفاعی است.

 دکتر پزشکیان انتخاب رئیس‌جمهور جدید بنگلادش را تبریک گفت
۱۰ ساعت قبل / سایت ایران آنلاین

دکتر پزشکیان انتخاب رئیس‌جمهور جدید بنگلادش را تبریک گفت

رئیس‌جمهور کشورمان در پیامی انتخاب آقای میرزا فخرالاسلام عالمگیر به عنوان بیست و سومین رئیس‌جمهور بنگلادش را تبریک گفت و بر آمادگی ایران برای تعمیق روابط دیرینه و توسعه همکاری‌های دوجانبه با این کشور تاکید کرد.

 زن مرموز کنار ترامپ کیست؟/ این زن مسئول پوشک ترامپ است! + عکس و فیلم
۱۱ ساعت قبل / سایت اکوایران

زن مرموز کنار ترامپ کیست؟/ این زن مسئول پوشک ترامپ است! + عکس و فیلم

خسرو معتضد، تاریخ‌نگار و پژوهشگر، در اظهاراتی درباره نتالی هارپ یکی از زنان نزدیک به دونالد ترامپ، گفت که او مسئول رسیدگی به امور شخصی رئیس‌جمهور آمریکا از جمله پوشک اوست.

 مبارزه‌ مادرانه‌ ثریا عبداللهی در برابر ستیزه‌جویی فرقه‌ منافقین - دیپلماسی ایرانی
۹ ساعت قبل / سایت دیپلماسی ایرانی

مبارزه‌ مادرانه‌ ثریا عبداللهی در برابر ستیزه‌جویی فرقه‌ منافقین - دیپلماسی ایرانی

آرش رضایی در یادداشتی برای دیپلماسی ایرانی می‌نویسد: داستان خانم ثریا عبداللهی، مادری از شهر اردبیل، روایتی تلخ و در عین حال الهام‌بخش از عشق...