
گروه بینالملل-رجانیوز: توافق عربستان، ترکیه و پاکستان را باید در چارچوبی فهم کرد که سه بازیگر منطقهای در محیط رقابتی جنوب غرب آسیا با اتکا به توان دفاعی خودشان، درحال ساختن نوعی بازدارندگی جمعی برای خود هستند که طبیعتاً یکی از محورهای آن تقابل با ایران است. درباره این توافق انتظار چنین بود که دستگاه دیپلماسی دولت، چنین طرحی را پیشبینی میکرد و برایش پاسخ متناسب طراحی میکرد؛ اما تصویری که دیده میشود، یک دیپلماسی لاغر، تکساحتی و آمریکامحور است. دستگاه دیپلماسی دولت پزشکیان در عمل چنان در مدار مذاکره با واشنگتن غرق شده که گویی کل سیاست خارجی کشور به همین یک پرونده خلاصه شده است. در حالی که امام شهید صراحتاً و در بدو همان شروع مسیر مذاکرات گفته بودند: «این گفتگوها، یکی از دهها کار وزارت خارجه است.» اما امروز در صحنه دیپلماسی، دولت اسیر یک مسیر فرسایشی، پرهزینه و بیثمر شده است. آنچه رهبری فرموده بود، نویدبخش یک میدانداری چندبعدی در عرصه بینالمللی بود اما آنچه در عمل و در کنشهای دولت رخ داد، تبدیل شدن مذاکره با آمریکا به نقطهی کانونی و تقریباً یگانه طراحی سیاست خارجی و عدول از دستور راهبردی رهبر شهید انقلاب بود. در این میان پیمان دفاع متقابل میان عربستان، ترکیه و پاکستان را باید یکی از مهمترین تحولات امنیتی در پیرامون ایران دانست. اهمیت این توافق در آن است که سه بازیگر با ظرفیتهای متفاوت اما مکمل، در حال ساختن نوعی چتر بازدارندگی مشترک هستند. عربستان سعودی پولهای نفتی و پیوندهای گسترده غربی را وارد این معادله میکند. ترکیه بعنوان کشوری عضو در ناتو، تجربه عملیاتی در چند جبهه و صنایع دفاعی رو به گسترش را با خود میآورد و در نهایت پاکستان نیز با ارتش بزرگ و به مثابه یک قدرت هستهای، وزن این ترکیب را بهطور جدی افزایش میدهد. جمع شدن این سه ظرفیت، یعنی آنها به سمت نوعی امنیت شبکهای درحال حرکت هستند. این پیمان همچنین نشان میدهد عربستان سعودی به دنبال ایجاد محورهای موازی در ارکان بازدارندگی خود در کنار آمریکا است. بعبارت دیگر عربستان همزمان با آمریکا تجارت میکند، با ترکیه و پاکستان وارد …











