
درست زمانی که نیازمند «ابتکار» هستیم تا بتوانیم دشمن شکست خورده در صحنه نظامی را به عقب برانیم و پیروزی نظامی را در سطح سیاسی تبدیل به دستآورد و تثبیت کنیم، صداهایی شنیده میشود که جوهره حرفشان این است: «ناچاریم و باید بدیم بره.» این صداها همه از یک جنس هستند هرچند که از چهرههای متفاوت شنیده میشود. این صداها مدام از ضعفها میگویند و مشکلات را پیش چشم میآورند. البته در این کار هم صداقت و دقت لازم را ندارند و معمولا با بزرگنمایی همراه است. یعنی اغراق میکنند تا حرفشان باور پذیر شود. ده درصد یک کارخانه آسیب دیده است، میگویند کل کارخانههای این حوزه از دست رفته است. اما اشکال مهمتر صاحب این صداها این است که نقاط قوت و فرصتها را نمیبینند. اصلا نمیبینند که مردم ایران بیش از پنج ماه است که مبعوث شدهاند و در خیابانها مجاهدانه حاضر هستند. فرقی نمیکند که زیر بمباران باشد یا در زمان مذاکره و آتشبس باشد. مردمی که خون پاک امام شهید آنها را برانگیخته کرده و با حساسیت و دقت و همراه با بصیرت تحولات را دنبال میکنند. این عنصر قدرتمند و تعیین کننده در جنگ تابآوری را نمیبینند و حتی آن را تهدید میبینند. نگران هستند که این مردم مبعوث شده و هوشیار فریب ناچارها را نخورند و ادعاهای آنها برای صلح را باور نکند. برای همین در محافلشان و رسانههایشان صحبت از رفتن مردم به خانه میکنند. قوت دیگری که ناچارها دوست ندارند ببینند نیروهای مسلح قهرمان است که در برابر ابرقدرت دنیا ایستاده و آن را شکست دادهاند. نیروهای مسلحی که فرزندان مردم مبعوث شده هستند و با تکیه بر ایمان و مردم مومن و با نوآوری در صحنه نبرد دشمن را بیچاره کرده است. دشمنی که صد برابر بودجه نظامیاش بیشتر است و فناوری پیشرفته دارد. در یک سال گذشته سه بار این واقعیت تکرار شده است و دشمن در عملیات نظامی …












