قیمت طلا امروز




 روزنامه هفت صبح / ۵۸ دقیقه قبل

مدیران نامرئی پرونده تراستی‌ها

پرونده‌های تراستی‌ها از تخلف‌های ارزی عبور کرده و به مسئله‌ای ساختاری در مدیریت منابع کشور تبدیل شده است
 مدیران نامرئی پرونده تراستی‌ها

گروه اقتصادی | در هفته‌های اخیر، تمرکز افکار عمومی عمدتا بر نام تعدادی از مدیران شرکت‌های تراستی قرار گرفته است. چند پرونده نیز رسانه‌ای شده و نام برخی افراد با ارقام نسبتا محدودتر بر سر زبان‌ها افتاده است. اما در همین حال، همچنان خبری از انتشار شفاف پرونده‌های چندصدمیلیون‌دلاری و حتی میلیارددلاری نیست. پرونده‌هایی که ابعاد آنها به‌مراتب بزرگ‌تر است و طبیعتا تصمیم درباره واگذاری چنین منابعی نمی‌توانسته بدون تایید، امضا و مجوز مدیران و نهادهای مسئول انجام شود. همین مسئله این پرسش را ایجاد می‌کند که  آیا انتشار چند نام محدود، قرار است جای پاسخگویی درباره بخش اصلی پرونده را بگیرد؟

  تراستی بدون مجوز، به منابع دسترسی پیدا نمی‌کند

تراستی در اقتصاد تحریم‌زده، فرد یا شرکتی است که به دلیل محدودیت‌های بانکی و مالی، مسئولیت فروش، دریافت پول، انتقال ارز یا بازگرداندن منابع را بر عهده می‌گیرد. چنین فرد یا شرکتی به صورت خودجوش به صدها میلیون دلار منابع کشور دسترسی پیدا نمی‌کند. پیش از آن باید کسی او را معرفی کند، نهادی صلاحیتش را تایید کند، مدیری قرارداد را بپذیرد، میزان تضمین مشخص شود و در نهایت مجوز انتقال منابع صادر شود. بنابراین وقتی یک تراستی صدها میلیون دلار بدهکار می‌شود، رسیدگی قضایی نمی‌تواند صرفاً در نقطه آخر زنجیره متوقف بماند.

 

باید مشخص شود چه کسی نخستین بار او را تایید کرده است، چه تضامینی از او گرفته شده، سقف اعتبارش چه میزان بوده و چرا با افزایش تعهدات، دسترسی او به منابع متوقف نشده است. مهم‌تر اینکه اگر یک تراستی در موعد مقرر منابع قبلی را بازنگردانده، چه کسی اجازه داده منابع جدیدی نیز در اختیار او قرار گیرد؟

  نقش تصمیم‌گیران حتی مهم‌تر از دریافت‌کنندگان پول است

اگر اثبات شود فرد یا شرکتی منابع عمومی را دریافت کرده و برخلاف تعهد بازنگردانده است، مسئولیت او روشن است و باید در برابر قانون پاسخگو باشد. اما بخش حساس‌تر ماجرا جایی است که یک مدیر، مقام مسئول، کمیته یا نهاد ناظر از تاخیر در بازگشت منابع مطلع بوده و با وجود آن، مجوز ادامه همکاری یا واگذاری منابع جدید را صادر کرده باشد. در چنین شرایطی دیگر نمی‌توان همه مسئولیت را متوجه تراستی دانست.

 

کسی که اختیار منابع عمومی را در دست داشته و برخلاف هشدارها یا بدون دریافت تضمین کافی، اجازه ادامه پرداخت را داده، باید دست‌کم به همان اندازه درباره تصمیم خود پاسخگو باشد. حتی می‌توان گفت از منظر حفظ بیت‌المال، مسئولیت چنین تصمیم‌گیرانی نیازمند بررسی جدی‌تری است. زیرا تراستی بدون مجوز و اعتماد رسمی، اساساً امکان دسترسی به این حجم از منابع را نداشته است.

  چند نام کوچک برای بستن پرونده افکار عمومی؟

ابهام دیگر، نحوه اطلاع‌رسانی درباره این پرونده‌هاست. نام برخی تراستی‌ها یا پرونده‌های محدودتر منتشر شده، اما هنوز افکار عمومی نمی‌داند تراستی‌های دارای تعهدات چندصدمیلیون‌دلاری یا میلیارددلاری چه کسانی هستند. مشخص نیست حجم دقیق منابع واگذارشده به هر کدام چه میزان بوده، چه مقدار بازگشته، چه مقدار باقی مانده و چه تضمینی در برابر آن منابع دریافت شده است.

 

همین تفاوت در اطلاع‌رسانی، این شبهه را ایجاد می‌کند که آیا معرفی چند پرونده کوچک‌تر قرار است پاسخ افکار عمومی به مطالبه‌ای بسیار بزرگ‌تر باشد؟ وقتی سخن از ده‌ها یا صدها میلیون دلار و در برخی موارد ارقام بسیار بالاتر مطرح است، انتشار چند نام با ارقام محدود نمی‌تواند معادل شفاف‌سازی کامل تلقی شود. اگر دستگاه‌های مسئول بر برخورد بدون تبعیض تاکید دارند، باید روشن کنند بزرگ‌ترین بدهکاران این پرونده چه کسانی هستند و چه کسانی پشت تصمیمات مربوط به آنها قرار داشته‌اند.

  نام امضاکنندگان کجاست؟

تقریباً پشت هر پرداخت بزرگ، مجموعه‌ای از اسناد، مصوبات و امضاها وجود دارد. بنابراین شناسایی زنجیره تصمیم‌گیری کار پیچیده‌ای نیست. قوه قضائیه و دستگاه‌های نظارتی می‌توانند بررسی کنند چه کسی تراستی را معرفی کرده، کدام مقام یا کمیته صلاحیت او را تایید کرده، چه کسی قرارداد را امضا کرده و چه فردی مجوز پرداخت یا واگذاری بعدی را صادر کرده است.

 

همچنین باید مشخص شود آیا پیش از هر پرداخت، تعهدات قبلی بررسی شده یا خیر. اگر منابع قبلی بازنگشته بوده، چرا پرداخت تازه انجام شده است؟ اگر تضمین تراستی کمتر از میزان تعهدش بوده، چه کسی اجازه عبور از سقف تضمین را داده است؟ اگر گزارش نظارتی یا هشدار درباره عملکرد او وجود داشته، چه کسی آن هشدار را نادیده گرفته است؟پاسخ به همین پرسش‌هاست که نشان می‌دهد با یک ضعف مدیریتی، بی‌احتیاطی، تخلف اداری یا در موارد احتمالی با ماجرایی جدی‌تر روبه‌رو بوده‌ایم.

  شفافیت باید از بزرگ‌ترین پرونده‌ها آغاز شود

شفاف‌سازی واقعی آن نیست که صرفاً چند نام منتشر شود. اطلاع‌رسانی کامل یعنی درباره هر پرونده عمده مشخص شود میزان منابع واگذارشده چه میزان بوده، چه مقدار بازگشته، تضمین دریافتی چه بوده، چه کسی تراستی را معرفی کرده و چه مدیرانی مجوز ادامه همکاری را صادر کرده‌اند. اگر پرونده‌های چندصدمیلیون‌دلاری و میلیارددلاری وجود دارد، افکار عمومی حق دارد بداند چرا نام آنها در صدر اطلاع‌رسانی‌ها نیست. نمی‌توان از برخورد با فساد سخن گفت اما بخش اصلی زنجیره تصمیم‌گیری را پشت عنوان‌هایی مانند مدیر، کمیته، شرکت یا نهاد مسئول پنهان کرد.

 

این پرونده زمانی به نقطه قابل قبول می‌رسد که علاوه بر گیرندگان منابع، تصمیم‌گیران، تاییدکنندگان، امضاکنندگان و ناظرانی که اجازه ادامه این روند را داده‌اند نیز معرفی و در صورت احراز تخلف، پاسخگو شوند. پول را شاید تراستی برده باشد، اما تراستی کلید خزانه را در اختیار نداشته است.به راستی  چه کسانی در را باز کردند، چه کسانی دیدند منابع بازنمی‌گردد و باز هم اجازه دادند پول بیشتری خارج شود. و چرا هنوز نام آنها را نمی‌دانیم؟

 



۲۷ دقیقه قبل / سایت الف

با این تسهیلات، دردی از بازار مسکن درمان نمی شود

هیات عالی بانک مرکزی به تازگی و در راستای حمایت از متقاضیان تسهیلات مسکن، تقویت عرضه و تقاضای بخش مسکن و افزایش قدرت خرید در این بخش، سقف تسهیلات پرداختی از محل اوراقی گواهی حق تقدم برای ساخت و خرید واحد مسکونی و جعاله را افزایش داده است. 

در این راستا، تسهیلات خرید و ساخت مسکن در تهران به صورت انفرادی و زوجین، به ترتیب ۱و ۲ میلیارد تومان، در مراکز استان ها و شهرهای بیش از ۲۰۰ هزار نفر به صورت انفرادی و زوجین، ۸۰۰ میلیون، و ۱میلیارد و ۶۰۰ میلیون تومان، و در سایر مناطق به صورت انفرادی و زوجین، ۶۰۰ میلیون و ۱ میلیارد و ۲۰۰ میلیون تومان شده است. تسهیلات جعاله مسکن هم از ۲۸۰ میلیون تومان به ۴۰۰ میلیون تومان افزایش یافته است. 

این افزایش اگرچه در نوع خود می تواند تحول مثبتی باشد با این حال در تحلیل و ارزیابی آن باید نکاتی را مد نظر داشت. به عنوان مثال، پرسش اصلی این است که آیا این افزایش واقعا قدرت خرید خانوارها را به اندازه‌ای بالا می‌برد که قفل بازار مسکن باز شود؟ پاسخ کوتاه این است: به‌تنهایی خیر و بعید به نظر می رسد چنین باشد. افزایش سقف وام زمانی می‌تواند اثر جدی داشته باشد که رشد آن با واقعیت قیمت مسکن، درآمد خانوارها و توان بازپرداخت تسهیلات متناسب باشد.

واقعیت بازار این است که سهم وام از قیمت یک واحد مسکونی، مخصوصا در تهران، همچنان محدود است. حتی وام دو میلیارد تومانی زوجین نیز در برابر قیمت یک واحد معمولی در بسیاری از مناطق پایتخت، تنها بخشی ناچیز از هزینه خرید را پوشش می‌دهد. بنابراین مساله اصلی برای بسیاری از خانوارها، صرفا کمبود تسهیلات نیست بلکه شکاف عمیق میان قیمت مسکن و قدرت خرید و درآمد خانوار است. اگر این شکاف پُر نشود، افزایش سقف وام الزاما به افزایش محسوس معاملات منجر نخواهد شد.

از سوی دیگر، هزینه دریافت و بازپرداخت تسهیلات نیز اهمیت بالایی دارد. وام بزرگ‌تر به معنای اقساط سنگین‌تر است و اگر درآمد خانوار متناسب با آن افزایش نیافته باشد، بخش قابل توجهی از متقاضیان اساساً توان استفاده از سقف جدید را نخواهند داشت. در چنین شرایطی، ممکن است وام روی کاغذ قدرت خرید را افزایش دهد، اما در عمل تقاضای موثر چندان رشد نکند.

با این حال، تصمیم جدید بانک مرکزی را نمی‌توان بی‌اثر دانست. افزایش سقف تسهیلات می‌تواند برای بخشی از خانوارهایی که سرمایه اولیه دارند، مقداری از شکاف مالی خرید مسکن را پوشش دهد و آنها را به بازار بازگرداند. همچنین افزایش وام ساخت می‌تواند در صورت همراه شدن با سیاست‌های کاهش هزینه ساخت و تسهیل صدور مجوزها، به تحریک عرضه کمک کند. موضوعی که برای حل ریشه‌ای بحران مسکن اهمیت بیشتری دارد.

از منظر بازار نیز یک نگرانی وجود دارد: اگر وام افزایش یابد اما عرضه مسکن رشد نکند، بخشی از منابع جدید می‌تواند نهایتا به افزایش قیمت‌ها منتقل شود و اثر واقعی تسهیلات را خنثی کند. بنابراین، وام مسکن باید مکمل سیاست افزایش عرضه و نه جایگزین آن باشد. 

در مجموع، افزایش سقف تسهیلات مسکن اقدام مثبتی است، اما به‌تنهایی گره بازار را باز نمی‌کند. برای خروج واقعی بازار از رکود، این سیاست باید همزمان با افزایش ساخت‌وساز، کنترل هزینه های تولید، تقویت قدرت خرید خانوارها و طراحی تسهیلاتی با اقساط متناسب با درآمد اجرا شود. در غیر این صورت، وام جدید بیشتر یک "کمک‌هزینه خرید" خواهد بود تا اینکه راه‌حلی را برای مشکل مسکن ارائه کند. 

 




 حرفهای پزشکیان و قالیباف درباره اوضاع اقتصادی را جدی بگیریم/ معیشت فقط غذا خوردن نیست که بگوییم با یک لقمه نان و پابرهنه می جنگیم
۳۴ دقیقه قبل / سایت خبرفوری

حرفهای پزشکیان و قالیباف درباره اوضاع اقتصادی را جدی بگیریم/ معیشت فقط غذا خوردن نیست که بگوییم با یک لقمه نان و پابرهنه می جنگیم

جنگ ابعاد متعددی دارد و دیرینه‌ترین تصویر آن رویارویی نظامی است. صدای بمب و آتشبار و کشتن مردم در آوار و سنگر و پادگان یک خبر عادی در اخبار رسانه‌هاست. اما فقط مراکز نظامی نیست، در کارخانه و اداره و بنادر و دانشگاهها و حتی بیمارستان و مدرسه و آسایشگاه سالمندان و شیرخوارگاه هم بمب و گلوله می‌ریزند و گویا اصلاً موضوعی مهم و تکان دهنده برای وجدان به خواب رفته و آلوده بشر معاصر نیست.

 همتی: پول نداریم شرمنده
۵۷ دقیقه قبل / سایت روزنو

همتی: پول نداریم شرمنده

خبر توقف صادرات نفت ایران در شرایطی از زبان رئیس کل بانک مرکزی مطرح شد که از دوشنبه هفته گذشته مدت‌زمان تفاهم‌نامه ۶۰ روزه بین ایران و آمریکا به سر رسید و من...

 اقدام خصمانه امارات علیه کشتی‌های ایران را ببینید
۳۶ دقیقه قبل / سایت تابناک

اقدام خصمانه امارات علیه کشتی‌های ایران را ببینید

امارات متحده عربی در اقدامی خصمانه کشتی‌های ایران را مجبور می‌کند بارشان را در بنادر این شیخ‌نشین تخلیه کنند و خالی به ایران بازگردند. این حرکت که مصداق دزدی...

 سهم مراکز درمان ناباروری در افزایش جمعیت؛ وضعیت پوشش بیمه‌ای
۱۷ دقیقه قبل / سایت سلامت نیوز

سهم مراکز درمان ناباروری در افزایش جمعیت؛ وضعیت پوشش بیمه‌ای

معاون بهداشت وزارت بهداشت، از افزایش تعداد مراکز درمان ناباروری در کشور به بیش از ۱۰۰ مرکز خبر داد.

 فیلم ؛ هومن افاضلی دستیار قلعه نویی : مهدی تارتار مسیر مربیگری را پله‌پله طی کرده است
۵۰ دقیقه قبل / سایت پارس فوتبال

فیلم ؛ هومن افاضلی دستیار قلعه نویی : مهدی تارتار مسیر مربیگری را پله‌پله طی کرده است

هومن افاضلی، مربی تیم ملی فوتبال ایران، در برنامه «سکو» با تمجید از مهدی تارتار، او را گزینه‌ای مناسب برای هدایت پرسپولیس دانست.

 اختتامیه چهارمین برنامه «مثل خمینی» در حسینیه جماران
۲۹ دقیقه قبل / سایت جماران

اختتامیه چهارمین برنامه «مثل خمینی» در حسینیه جماران

به گزارش جماران، چهارمین تجمع سالانه طلاب عصر انقلاب، با عنوان «مثل خمینی» با سخنرانی احمد عبدالرحیمی در حسینیه جماران برگزار شد.