
هفت صبح| روزی روزگاری، وقتی حرف از لباس دستدوم میشد، ذهنها مستقیم به سوی تاناکورا میرفت. مغازههایی در گوشه و کنار شهر که لباسهای خارجی استفادهشده را با قیمت پایین عرضه میکردند و مشتری اصلیشان کسانی بودند که بودجه خرید لباس نو نداشتند. تاناکورا در فرهنگ مصرف ایرانی، سالها مترادف «ارزان خریدن» بود. مغازههای قدیمی این بازار معمولاً در مناطق کمبرخوردار شهر دیده میشدند و لباسهای دستدوم، کفشهای کارکرده و کالاهای استوک را به مشتریانی میفروختند که میان کیفیت و قیمت، ناچار بودند قیمت را انتخاب کنند.
گزارشهای قدیمی بازار نیز صریحاً از ارتباط رونق تاناکورا با کاهش سطح معیشت و گرانشدن پوشاک نو سخن گفتهاند. در کنار آن، یک بازار دیگر هم وجود داشت که به اجاره لباس عروس و برخی لباسهای مجلسی اختصاص داشت. لباسهایی که قرار بود چند ساعت پوشیده شوند و بعد برای همیشه گوشه کمد بمانند. این لباسها برای کسانی که نمیخواستند دهها میلیون تومان بابت یک شب هزینه کنند، اجاره داده میشدند. این بازار از جنس دیگری بود؛ مصرف موقت برای کالایی گرانقیمت. اما حالا تصویر تغییر کرده است.
بازار لباس دستدوم دیگر الزاماً بازار کسی نیست که پول لباس نو ندارد. بخشی از آن به بازاری برای کسی تبدیل شده که پول دارد، اما پول سابق را ندارد؛ کسی که همچنان کفش برند میخواهد، هنوز دوست دارد مانتوی خوشدوخت بپوشد، برای یک مهمانی لباس متفاوت لازم دارد یا حاضر نیست کیفیتی را که به آن عادت کرده کنار بگذارد، اما دیگر حاضر نیست قیمت کالای نو را بپردازد.
این تغییر، در اینستاگرام از همهجا بهتر دیده میشود. صفحات «یوزدشاپ» و «پریلاود» بهجای رگالهای شلوغ و لباسهای گونیشده تاناکورا، عکسهای تمیز، قیمت، سایز، برند و وضعیت کالا را منتشر میکنند. مخاطب هم از پشت ویترین مجازی انتخاب میکند. در برخی آگهیها عبارت «فروخته شد» پس از انتشار کالا دیده میشود. یک نمونه نمایهشده، لباس Zara نو و تگدار را با قیمت ۴.۹ میلیون تومان نشان میدهد و نمونه دیگری مایوی Nike نو و تگدار را ۳.۳ میلیون تومان قیمتگذاری کرده که هر دو با علامت «فروخته شد» همراهاند.
این ارقام یک نکته مهم دارند. کالای دستدوم دیگر الزاماً ارزانقیمت نیست. ممکن است یک …












