
هفت صبح| وزارت فرهنگ قرار است از مهر امسال نظام جدید آموزشهای فرهنگی و هنری را در هنرستانها و آموزشگاهها اجرا کند که ۲۰ رشته را با استانداردهای آموزشی و شایستگی، نظام ارزیابی، رتبهبندی مراکز و گواهینامه صلاحیت حرفهای دربر میگیرد. این طرح با هدف نزدیک کردن آموزش به بازار کار، ساماندهی مدرسان و سنجش صلاحیت حرفهای هنرجویان اجرا میشود.
تدوین کتابهای آموزشی، راهاندازی سامانههای نظارتی و آموزشی و گسترش هنرستانها در شهرستانهای کمبرخوردار نیز در برنامه قرار گرفته است. این طرح نکات مثبتی دارد که به چند مورد آن اشاره میکنیم؛ آموزش هنر از حالت پراکنده خارج میشود، محتوای آموزشی قدیمی قرار است بازنگری شود، ارتباط آموزش با بازار کار جدیتر میشود، برای مهارت هنرجو قرار است سنجش حرفهای ایجاد شود، تلاش برای هماهنگ کردن دستگاههای مختلف وجود دارد و ....
از مزایای این اقدام ارشاد است. اما با همه این مزایا، انتقادهای بیشتری به این طرح وارد است. سالهای طولانی است که یک نگاه نسبت به هنر و هنرمند وجود دارد که اگر بخواهیم در یک کلمه یا یک جمله خلاصهاش کنیم میشود اینکه هنرمند را نمیتوان با بخشنامه و گواهینامه تولید کرد. همانطور که نمیتوان با فرم اداری، یک نقاش صاحبسبک یا موسیقیدان خلاق ساخت.
براین اصل ایده قابل دفاع است. اما درعین حال جای نگرانی هم وجود دارد. چون ناگهان قرار است «نظام آموزشهای فرهنگی و هنری» با انبوهی از استاندارد، گواهینامه، رتبهبندی، سامانه، چارت سازمانی و ارزیابی شکل بگیرد و بعد نام این مجموعه «تحول آموزش هنر» گذاشته شود. به نظرتان وزارت ارشاد از این توانایی برخوردار است که هنر را مثل یک دوره فنیوحرفهای استاندارد کند و انتظار داشته باشد خروجی آن، هنرمندانی توانا و مسلط باشند.
همان طور که بالاتر گفتیم، وزارت ارشاد از تدوین استانداردهای آموزشی و شایستگی برای ۲۰ رشته فرهنگی و هنری برای اجرا در هنرستانها و آموزشگاههای آزاد خبر داده است. مگر هنر همیشه در محدوده مهارتهای قابل اندازهگیری باقی میماند. مثلا میتوان نقاشی را فقط یک تکنیک بدانیم؟ یا موسیقی را درچارچوب اجرای درست نتها ارزیابی کنیم. همچنان که بازیگری نیز مجموعهای از مهارتهای قابل آزمون نیست. …






