
گاهی یک انتقاد ساده می تواند باعث شود به توانایی های خودمان شک کنیم اما باید توجه کرد که همه نظرها ارزش یکسانی ندارند. داستان نقاش و آزمایش او یادآوری می کند که برای پیشرفت و تصمیم گیری نباید از هر کسی نصیحت گرفت.در ادامه این داستان آموزنده را می خوانید تا ببینید چرا انتخاب فرد مناسب برای دریافت راهنمایی اهمیت زیادی دارد.
روزی روزگاری، نقاش مشهوری بود. نمایشگاههای هنری او هزاران بازدیدکننده را به خود جذب میکرد و مردم هرگز از ستایش آثار او دست بر نمیداشتند.
روزی، نقاش شروع به فکر کردن کرد: آیا مردم واقعاً هنر من را تحسین میکنند، یا فقط جلوی من حرفهای خوب میزنند و پشت سرم از من انتقاد میکنند؟ برای فهمیدن این موضوع، او تصمیم گرفت آزمایشی انجام دهد. صبح روز بعد، او یکی از نقاشیهای خود را در یک میدان شلوغ شهر قرار داد. در زیر آن، یادداشتی گذاشت: اگر در این نقاشی اشتباهی میبینید، لطفاً آن را علامت بزنید.آن شب، وقتی برگشت، قلبش فرو ریخت. نقاشی پر از علامت بود، صدها علامت. ناامید و آزرده، بیسروصدا نقاشی خود را به خانه برد. این حادثه او را عمیقاً تحت تأثیر قرار داد. او اعتماد به نفس خود را از دست داد، نقاشی را متوقف کرد و حتی شروع …












