
حسین جلیلی بال / مس بدون تردید یکی از مهمترین فلزات مورد استفاده در اقتصاد آینده است. توسعه شبکههای برق، خودروهای برقی، انرژیهای تجدیدپذیر، تجهیزات انتقال برق، مراکز داده و صنایع الکترونیکی، همگی به مس نیاز دارند. از همین رو افزایش تقاضای بلندمدت برای این فلز قابل انتظار است. محدودیت توسعه معادن جدید، زمان طولانی راهاندازی پروژههای معدنی و افزایش هزینههای استخراج نیز میتواند در مقاطعی میان عرضه و تقاضای مس فاصله ایجاد کند. همین تصویر، برخی فعالان بازار را به این نتیجه رسانده که شاید مس بتواند جای بخشی از تقاضای سرمایهگذاری در طلا و نقره را بگیرد. اما این استدلال اگر بدون توجه به ماهیت بازار مس مطرح شود، میتواند سرمایهگذاران را به خطا بیندازد. مس در درجه نخست یک کالای صنعتی است، نه یک دارایی عمومی سرمایهگذاری. قیمت آن بهشدت با وضعیت اقتصاد جهانی، تولید صنعتی، ساختوساز، چین، تقاضای صنایع برق و الکترونیک، موجودی انبارها، نرخ بهره، ارزش دلار و وضعیت تجارت جهانی ارتباط دارد. بنابراین هرگونه سرمایهگذاری روی مس، در واقع نوعی پذیرش ریسک چرخههای اقتصادی و صنعتی است.
مس، فلزی برای صنعت نه قلک مردم
یکی از اشتباهات رایج در دورههای رونق قیمت فلزات این است که افزایش قیمت یک ماده اولیه با قابلیت سرمایهگذاری عمومی آن اشتباه گرفته شود. طلا به دلیل ویژگیهای فیزیکی، ارزش بالا نسبت به وزن، قابلیت نگهداری، نقدشوندگی گسترده و سابقه طولانی در مبادلات، جایگاه متفاوتی دارد. نقره نیز با وجود ماهیت صنعتی، بهدلیل ارزش نسبی بالاتر و بازار سرمایهای شناختهشده، امکان بیشتری برای حضور سرمایهگذاران دارد. اما مس چنین ویژگیهایی را در همان مقیاس ندارد. برای مثال، نگهداری فیزیکی مس برای یک سرمایهگذار خرد بهسادگی نگهداری چند قطعه طلا یا سکه نیست. حجم مس مورد نیاز برای ایجاد یک سرمایه قابل توجه بسیار بیشتر است و نگهداری، حملونقل، انبارش و امنیت آن هزینه دارد. از سوی دیگر، مس فیزیکی برای سرمایهگذار خرد لزوماً بازار نقدشوندگی مشابه طلا ندارد. ممکن است فرد در زمان خرید تصور کند فلز خریداریشده دارایی ارزشمندی است، اما هنگام فروش با هزینههای جانبی، اختلاف قیمت خرید و فروش، دشواری پیدا کردن خریدار یا حتی مسئله تشخیص کیفیت و خلوص مواجه شود. بنابراین افزایش قیمت مس در بازارهای …












