
کریمی/ اقتصاد بیش از هر چیز به «اعتماد» وابسته است. سرمایهگذار، تولیدکننده، مصرفکننده و حتی خانوادهها، تصمیمهای خود را بر اساس پیشبینی آینده اتخاذ میکنند. زمانی که آینده مبهم باشد، سرمایهگذاری جای خود را به احتیاط میدهد، خریدهای بزرگ به تعویق میافتد، پروژههای توسعهای متوقف میشوند و فعالان اقتصادی ترجیح میدهند داراییهای خود را نقد یا به بازارهای کمریسک منتقل کنند. همین رفتارها به مرور، رکودی خاموش را شکل میدهد که آثار آن شاید از یک بحران آشکار نیز عمیقتر باشد.در هفتهها و ماههای اخیر، هر خبر سیاسی یا امنیتی، مستقیماً بر فضای اقتصادی اثر گذاشته است. کافی است شایعهای درباره افزایش تنشها منتشر شود تا بازار ارز، طلا، خودرو و حتی کالاهای مصرفی واکنش نشان دهند. این واکنشها تنها نتیجه احتمال جنگ نیست؛ بلکه حاصل اقتصادی است که از نبود ثبات، نبود چشمانداز روشن و تغییرات مداوم سیاستها رنج میبرد. در چنین شرایطی، حتی شایعات نیز به عاملی برای تغییر رفتار اقتصادی مردم تبدیل میشوند.
اقتصاد در انتظار؛ سرمایهای که جرأت حرکت ندارد
اقتصاد زمانی رشد میکند که سرمایه در گردش باشد، کارخانهها برنامه توسعه داشته باشند و مردم نسبت به آینده احساس امنیت کنند. اما فضای مبهم کنونی باعث شده بسیاری از فعالان اقتصادی، تصمیمگیری را به زمان دیگری موکول کنند. واردکنندگان ثبت سفارشهای خود را با احتیاط انجام میدهند، صادرکنندگان نگران آینده بازارهای منطقهای هستند و تولیدکنندگان نیز از افزایش هزینههای تولید و دشواری تأمین مواد اولیه گلایه دارند.در چنین فضایی، نقدینگی به جای ورود به بخش تولید، به سمت بازارهای غیرمولد حرکت میکند. افزایش تقاضا برای طلا، ارز و سایر داراییهای امن، نشانهای از کاهش اعتماد به آینده اقتصادی است. این موضوع نه تنها سرمایهگذاری مولد را کاهش میدهد، بلکه زمینه رشد فعالیتهای سوداگرانه را نیز فراهم میکند.از سوی دیگر، بنگاههای کوچک و متوسط که ستون اصلی اشتغال کشور محسوب میشوند، بیش از سایر بخشها تحت فشار قرار دارند. کاهش قدرت خرید مردم، افت فروش، افزایش هزینههای انرژی، مشکلات بانکی و نگرانی از آینده باعث شده بسیاری از این واحدها با حداقل ظرفیت فعالیت کنند. برخی نیز توسعه خطوط تولید را متوقف کرده و تنها برای حفظ بقا تلاش میکنند.فعالان …












