
حسین جلیلی بال / در چنین اقتصادی، فردی که سرمایه خود را وارد خط تولید میکند باید با هزینه مواد اولیه، دستمزد، مالیات، بیمه، انرژی، حملونقل، تأمین مالی، مقررات و نوسان نرخ ارز مواجه شود. در مقابل، فعالیتهای واسطهگری در برخی بازارها میتوانند با سرمایه کمتر و در مدت کوتاهتری سود ایجاد کنند. وقتی این تفاوت میان بازدهی تولید و فعالیتهای غیرمولد افزایش پیدا کند، طبیعی است که بخشی از سرمایهها مسیر خود را تغییر دهند. مشکل از جایی آغاز میشود که این رفتار به یک الگوی عمومی تبدیل شود و جامعه به این نتیجه برسد که «پول از تولید به دست نمیآید، بلکه از خرید و فروش دارایی و کالا حاصل میشود».این تغییر نگرش یکی از خطرناکترین نشانههای بیماری اقتصاد است؛ زیرا تولیدکنندهای که احساس کند فعالیتش نسبت به دلالی بازده کمتری دارد، انگیزه توسعه کارخانه، خرید ماشینآلات، استخدام نیروی جدید و افزایش ظرفیت تولید را از دست میدهد. نتیجه نیز کاهش عرضه، افزایش قیمت و تشدید تورم خواهد بود. در چنین چرخهای، تورم خود به عاملی برای گسترش فعالیتهای سوداگرانه تبدیل میشود؛ زیرا مردم برای حفظ ارزش داراییهای خود به خرید ارز، طلا، زمین، خودرو و سایر داراییها روی میآورند و همین تقاضای سرمایهای، قیمتها را بیشتر افزایش میدهد.
تولید در محاصره هزینه و ریسک
یکی از مهمترین دلایل تغییر مسیر سرمایه در اقتصاد ایران، افزایش ریسک فعالیت تولیدی است. تولیدکننده برای تصمیمگیری درباره سرمایهگذاری چندساله نیازمند حداقلی از ثبات است؛ اما تغییرات مداوم مقررات، نوسان نرخ ارز، دشواری تأمین مواد اولیه، مشکلات نقلوانتقال پول، محدودیتهای تجاری، قطعی انرژی و افزایش هزینههای تولید، افق تصمیمگیری بنگاهها را کوتاه کرده است.کارخانهای که امروز مواد اولیه را با یک قیمت خریداری میکند، ممکن است چند ماه بعد با افزایش قابل توجه هزینه واردات یا حملونقل مواجه شود. تولیدکننده نمیتواند همیشه این افزایش هزینه را در قیمت محصول نهایی جبران کند، زیرا کاهش قدرت خرید خانوارها نیز مانعی جدی در برابر افزایش قیمت است. در نتیجه حاشیه سود بنگاه کاهش پیدا میکند و انگیزه سرمایهگذاری جدید نیز پایین میآید.مشکل تنها افزایش هزینهها نیست. سرمایهگذار باید بداند که آیا مقرراتی که امروز بر اساس آن تصمیم میگیرد، چند …












