
دانیال امینی / برای یک خانوار، افزایش دو یا سه برابری قیمت یک کالای مصرفی در شش ماه، صرفاً به معنای گرانتر شدن یک محصول نیست؛ این تغییر میتواند کل الگوی مصرف را دگرگون کند. خانواری که پیشتر برای خرید یک کالا، سهم مشخصی از درآمد ماهانه خود را کنار میگذاشت، اکنون ممکن است مجبور شود آن کالا را حذف، جایگزین یا خرید آن را به تعویق بیندازد. در کالاهای ضروری، اما امکان حذف همیشه وجود ندارد و نتیجه مستقیم آن کاهش مصرف سایر اقلام است. به همین دلیل، رشد چندبرابری قیمت برخی کالاها را باید نه فقط یک مسئله بازار، بلکه نشانهای از فشار فزاینده بر معیشت دانست.
وقتی قیمتها از درآمد جلو میزنند
مهمترین مسئله در افزایش شدید قیمت کالاها، فاصلهای است که میان رشد قیمت و رشد درآمد ایجاد میشود. اگر قیمت کالایی ۱۰۰ درصد افزایش پیدا کند اما درآمد خانوار در همان دوره تنها درصد محدودی بالا برود، قدرت خرید واقعی برای آن کالا بهشدت کاهش مییابد. این فاصله در کالاهای ضروری اهمیت بیشتری دارد، زیرا خانوار نمیتواند مصرف آنها را متناسب با افزایش قیمت کاهش دهد. مواد غذایی، دارو، پوشاک، لوازم بهداشتی، قطعات ضروری و برخی خدمات، اقلامی هستند که حذف آنها از سبد مصرفی دشوار است. در چنین شرایطی، خانوارها معمولاً به سراغ سه راهکار میروند: کاهش مقدار خرید، جایگزینی کالا با نمونه ارزانتر و حذف خریدهای غیرضروری. اما استمرار گرانی، حتی این راهکارها را نیز محدود میکند. وقتی قیمت یک کالای ارزانتر هم افزایش مییابد، دیگر جایگزینی از کالای گران به ارزان چندان امکانپذیر نیست. در نهایت، مصرفکننده به جای انتخاب میان چند گزینه، صرفاً به دنبال محصولی میگردد که بتواند هزینه آن را پرداخت کند. رشد چندبرابری قیمت برخی کالاها در شش ماه همچنین نشان میدهد که میان «تورم» و «احساس گرانی» تفاوت قابلتوجهی وجود دارد. ممکن است میانگین افزایش قیمتها در اقتصاد یک رقم مشخص باشد، اما خانوارها تورم را بر اساس کالاهایی تجربه میکنند که بیشتر خریداری میکنند. اگر کالاهای پرمصرف یک خانواده با سرعت بیشتری گران شوند، فشار تورمی احساسشده برای آن خانواده بسیار بیشتر از عدد میانگین خواهد بود. این مسئله بهویژه برای خانوارهای کمدرآمد جدی است. سهم مواد غذایی و کالاهای ضروری از هزینه این خانوارها بالاتر است و بنابراین …












