کریمی/ این واقعیت را میتوان در یک جمله خلاصه کرد: درآمد نفت دیگر نمیتواند به تنهایی فاصله میان مشکلات ساختاری و توان اقتصاد برای حل آنها را پر کند.درآمدهای نفتی در اقتصاد ایران طی دهههای گذشته نقشی تعیینکننده در بودجه، تأمین ارز و واردات داشتهاند. زمانی که منابع نفتی افزایش پیدا میکرد، دولت امکان بیشتری برای تأمین کالاهای مورد نیاز، اجرای پروژههای عمرانی، کنترل بازار ارز و پرداخت هزینههای خود پیدا میکرد. اما همین وابستگی، یک مشکل اساسی ایجاد کرد؛ به جای آنکه اقتصاد در دورههای رونق نفتی برای روزهای سخت اصلاح شود، بخشی از مشکلات به کمک درآمد نفتی به تعویق افتاد.اکنون اما مسئله متفاوت است. حتی اگر درآمد نفت افزایش یابد، مشکلات اقتصاد ایران تنها با منابع ارزی قابل حل نیستند. ناترازی بانکها، ضعف سرمایهگذاری، کاهش بهرهوری، مشکلات محیط کسبوکار، فرسودگی تجهیزات صنعتی، بحران آب، ناترازی برق و گاز، کاهش قدرت خرید و بیثباتی تصمیمهای اقتصادی، مسائلی هستند که نیازمند اصلاحات عمیق و زمانبرند.به همین دلیل، جملهای که درباره پایان امکان پنهان کردن بحرانها با درآمد نفت مطرح شده، فراتر از یک هشدار درباره نفت است؛ این جمله در واقع به پایان یک مدل حکمرانی اقتصادی اشاره دارد که در آن منابع نفتی میتوانستند بخش قابل توجهی از ضعفهای اقتصاد را برای مدتی از دید افکار عمومی و حتی سیاستگذاران دور نگه دارند.
نفت دیگر چتر اقتصاد ایران نیست …












