بازار بزرگی که نباید تنها در اختیار واردات باشد
توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر به مجموعه گستردهای از تجهیزات نیاز دارد. پنلهای خورشیدی، اینورترها، سازههای نگهدارنده، کابلها، تجهیزات حفاظتی و کنترلی، سیستمهای پایش، توربینهای بادی، ژنراتورها، تجهیزات انتقال برق و در مرحله پیشرفتهتر سامانههای ذخیرهسازی انرژی و باتریها تنها بخشی از این زنجیره هستند.هر اندازه سهم انرژی خورشیدی و بادی در تولید برق کشور افزایش پیدا کند، بازار این تجهیزات نیز بزرگتر خواهد شد. این اتفاق میتواند تقاضای صنعتی جدیدی ایجاد کند که از صنایع فلزی و الکترونیکی گرفته تا شرکتهای مهندسی و دانشبنیان از آن بهره ببرند.در چنین شرایطی، اگر عمده تجهیزات از خارج تأمین شود، بخش قابل توجهی از ارزش اقتصادی ایجادشده توسط توسعه انرژیهای پاک از کشور خارج خواهد شد. نیروگاه در داخل ساخته میشود، اما اشتغال صنعتی، دانش فنی و ارزش افزوده مرتبط با تولید تجهیزات تا حد زیادی نصیب تولیدکنندگان خارجی خواهد شد.از همین رو حمایت از تولید داخلی تجهیزات تجدیدپذیر از منظر سیاست صنعتی اهمیت پیدا میکند. اگر تقاضای آینده بازار قابل پیشبینی باشد، شرکتهای داخلی انگیزه بیشتری برای سرمایهگذاری در خطوط تولید خواهند داشت. تولیدکننده زمانی حاضر است برای ایجاد کارخانه، آموزش نیروی متخصص و توسعه فناوری هزینه کند که بداند بازار چندسالهای برای محصولاتش وجود خواهد داشت.اما مشکل اینجاست که ساخت تجهیزات انرژی تجدیدپذیر تنها با ایجاد کارخانه محقق نمیشود. فناوری این صنعت با سرعت زیادی در حال پیشرفت است. راندمان تجهیزات افزایش پیدا میکند، هزینه تولید کاهش مییابد و نسلهای جدید محصولات در فاصلههای نسبتاً کوتاهی وارد بازار میشوند. بنابراین تولیدکننده داخلی باید بتواند همزمان با رقبای خارجی حرکت کند.اگر حمایت از تولید داخل به ممنوعیت واردات محصولات بهتر یا ایجاد بازار انحصاری تبدیل شود، خطر دیگری به وجود میآید. تولیدکننده ممکن است انگیزه کافی برای افزایش کیفیت و کاهش قیمت نداشته باشد و سرمایهگذار نیروگاه مجبور شود تجهیزات گرانتر یا کمبازدهتر خریداری کند. نتیجه چنین سیاستی افزایش هزینه تولید برق تجدیدپذیر و کند شدن روند توسعه خواهد بود.مسئله قیمت نیز اهمیت فراوانی دارد. تولیدکنندگان بزرگ جهانی تجهیزات خورشیدی به دلیل مقیاس عظیم تولید، زنجیره تأمین گسترده و فناوری پیشرفته قادرند قیمت تمامشده محصولات خود را کاهش دهند. رقابت مستقیم یک کارخانه تازهتأسیس داخلی با چنین تولیدکنندگانی آسان نیست.به همین دلیل، حمایت از تولید داخلی باید هوشمند و زماندار باشد. هدف سیاست حمایتی نباید دائمی کردن نیاز یک صنعت به حمایت دولت باشد، بلکه باید تولیدکننده را طی چند سال به مرحلهای برساند که بتواند بدون دیوار تعرفهای بلند و حمایت دائمی در بازار رقابت کند.
واردات؛ میان ضرورت توسعه و خطر وابستگی
در سوی دیگر این معادله، واردات قرار دارد. نمیتوان انکار کرد که توسعه سریع ظرفیت تجدیدپذیر بدون دسترسی به تجهیزات روز دنیا دشوار خواهد بود. اگر کشور قصد داشته باشد در مدت کوتاهی ظرفیت قابل توجهی از نیروگاههای خورشیدی و بادی ایجاد کند، ظرفیت تولید داخلی احتمالاً در همه بخشهای زنجیره قادر به پاسخگویی همزمان به حجم تقاضا نخواهد بود.واردات در چنین شرایطی میتواند نقش مکمل داشته باشد. تجهیزات پیشرفتهای که نمونه داخلی رقابتپذیر ندارند میتوانند وارد شوند و پروژههای نیروگاهی بدون انتظار چندساله برای شکلگیری ظرفیت صنعتی جدید اجرا شوند.اما تبدیل واردات مکمل به واردات دائمی، مخاطره بزرگی محسوب میشود. تجربه بسیاری از صنایع نشان داده است زمانی که بازار داخلی به محصولات خارجی وابسته شود، ایجاد تولید داخلی در مراحل بعد دشوارتر خواهد بود. تولیدکننده ایرانی باید با شرکتهایی رقابت کند که سالها تجربه، سرمایه و بازار جهانی در اختیار دارند.مسئله محدودیتهای تجاری و نقلوانتقال مالی نیز برای ایران اهمیت مضاعفی دارد. هر صنعتی که وابستگی زیادی به تجهیزات خارجی داشته باشد، در برابر محدودیت واردات، تغییر نرخ ارز و مشکلات تأمین مالی آسیبپذیر خواهد بود. اگر بخش قابل توجهی از ظرفیت تولید برق آینده کشور بر تجهیزات خارجی استوار باشد، امنیت تأمین قطعات یدکی و خدمات پس از فروش نیز اهمیت پیدا میکند.از سوی دیگر، افزایش نرخ ارز مستقیماً هزینه احداث نیروگاههایی را که تجهیزات آنها وارداتی است بالا میبرد. پروژهای که در زمان طراحی اقتصادی بوده، ممکن است چند ماه بعد به دلیل تغییر هزینه تجهیزات توجیه مالی خود را از دست بدهد.در مقابل، افزایش سهم ساخت داخل میتواند بخشی از این ریسک را کاهش دهد. البته حتی محصولی که عنوان تولید داخلی دارد ممکن است به مواد اولیه یا قطعات وارداتی وابسته باشد. بنابراین مفهوم داخلیسازی نباید صرفاً به مونتاژ نهایی محدود شود.برای مثال اگر یک تجهیز در ایران مونتاژ شود اما بخش اصلی فناوری، قطعات الکترونیکی حساس و مواد اولیه آن همچنان از خارج وارد شود، وابستگی تنها یک مرحله عقبتر رفته است. سیاست صنعتی موفق باید به مرور زنجیره ارزش را عمیقتر کند.این مسئله در حوزه ذخیرهسازی انرژی اهمیت بیشتری خواهد داشت. افزایش سهم برق خورشیدی و بادی، نیاز شبکه به انعطافپذیری و ذخیرهسازی را بیشتر میکند و باتریها و سیستمهای مدیریت انرژی میتوانند به یکی از بازارهای بزرگ آینده تبدیل شوند. اگر برنامه صنعتی کشور تنها به پنل خورشیدی محدود شود، بخش مهمی از ارزش افزوده نسل آینده صنعت انرژی از دست خواهد رفت.
راه سوم؛ داخلیسازی هوشمند به جای انتخاب صفر و صد
راهکار منطقی برای بازار تجهیزات تجدیدپذیر، کنار گذاشتن نگاه صفر و صدی به تولید و واردات است. ایران نه میتواند تمام تجهیزات مورد نیاز خود را در کوتاهمدت با کیفیت و قیمت رقابتی تولید کند و نه منطقی است که بازار رو به رشد انرژیهای تجدیدپذیر را کاملاً در اختیار تولیدکنندگان خارجی قرار دهد.مدلی که میتواند بیشترین منفعت را ایجاد کند، «واردات هدفمند همراه با داخلیسازی تدریجی» است. بر اساس چنین الگویی، تجهیزات بر مبنای توان داخلی دستهبندی میشوند. محصولاتی که امکان تولید رقابتی آنها وجود دارد باید در داخل ساخته شوند و سیاستهای حمایتی نیز روی همین بخشها متمرکز شود.در مقابل، تجهیزات پیشرفتهای که فناوری تولید آنها هنوز در کشور وجود ندارد یا تولید داخلی آنها از نظر اقتصادی توجیه ندارد، میتوانند با شرایط مشخص وارد شوند. حتی در این بخش نیز واردات میتواند با انتقال فناوری، آموزش نیروی انسانی یا مشارکت شرکتهای ایرانی همراه شود.هدف نهایی باید انتقال کشور از «خریدار تجهیزات» به «صاحب زنجیره صنعتی انرژی تجدیدپذیر» باشد.برای رسیدن به این نقطه، بازار داخلی باید قابل پیشبینی شود. اعلام برنامههای کوتاهمدت و تغییر مداوم سیاستها نمیتواند تولیدکننده را به سرمایهگذاری گسترده ترغیب کند. فعال اقتصادی باید بداند در پنج یا حتی ده سال آینده چه میزان ظرفیت تجدیدپذیر قرار است ساخته شود و بازار چه میزان تجهیزات نیاز خواهد داشت.استانداردسازی تجهیزات نیز ضروری است. حمایت از تولید داخل زمانی نتیجه مطلوب دارد که کیفیت قربانی سیاستهای حمایتی نشود. تجهیزات نیروگاهی قرار است سالها فعالیت کنند و پایین بودن کیفیت آنها میتواند بازده اقتصادی کل پروژه را تحت تأثیر قرار دهد. استانداردهای سختگیرانه، آزمایشگاههای معتبر و ضمانت واقعی محصولات باید جزء جداییناپذیر توسعه این صنعت باشد.موضوع دیگری که نباید فراموش شود، صادرات است. بازار داخلی هر اندازه بزرگ باشد، برای شکلگیری یک صنعت رقابتپذیر کافی نیست. تولیدکنندگان ایرانی تجهیزات تجدیدپذیر باید از ابتدا با نگاه صادراتی فعالیت کنند. بازار کشورهای همسایه و منطقه میتواند فرصت مناسبی برای توسعه چنین صنعتی ایجاد کند؛ مشروط بر آنکه محصول ایرانی از نظر کیفیت و قیمت قابلیت رقابت داشته باشد.همزمان دانشگاهها، مراکز پژوهشی و شرکتهای دانشبنیان میتوانند در بومیسازی فناوری نقش مهمی داشته باشند. انرژیهای تجدیدپذیر صنعتی مبتنیبر فناوری است و فاصله گرفتن تولید از تحقیق و توسعه میتواند خیلی زود محصولات داخلی را قدیمی کند. پرسش «تولید داخل یا واردات؟» شاید از اساس پرسش کاملی نباشد. مسئله مهمتر این است که چگونه میتوان از بازار رو به گسترش انرژیهای تجدیدپذیر برای ساخت یک صنعت جدید استفاده کرد، بدون آنکه سرعت توسعه نیروگاهها قربانی سیاستهای حمایتی شود.واردات میتواند نیاز امروز را تأمین کند، اما به تنهایی آینده صنعتی نمیسازد. تولید داخلی نیز میتواند اشتغال و امنیت اقتصادی ایجاد کند، اما اگر بدون رقابت، فناوری و کیفیت باشد، هزینه توسعه انرژی پاک را افزایش خواهد داد. راه میانه، استفاده از مزیت هر دو مسیر است؛ واردات فناوری و تجهیزات ضروری در کنار برنامه جدی برای انتقال دانش، توسعه زنجیره تأمین، افزایش ساخت داخل و حرکت تدریجی به سوی صادرات.در سالهای آینده، بازار تجهیزات انرژی پاک میتواند به یکی از بخشهای مهم اقتصاد صنعتی کشور تبدیل شود. اگر امروز سیاستگذاری درستی انجام شود، توسعه نیروگاههای تجدیدپذیر علاوه بر کمک به کاهش ناترازی برق، میتواند هزاران فرصت شغلی، کارخانههای جدید و یک زنجیره صنعتی تازه ایجاد کند. اما اگر این فرصت صرفاً به بازاری برای واردات تبدیل شود، کشور بخشی از بزرگترین تحول صنعت انرژی جهان را تنها از جایگاه مصرفکننده دنبال خواهد کرد. انتخاب واقعی بنابراین میان تولید داخل و واردات نیست؛ انتخاب میان ساختن یک صنعت آیندهدار و باقی ماندن در انتهای زنجیره ارزش جهانی است.









