
رضا قیدر / این پرسش که چرا برخی مناطق آزاد نتوانستهاند شهر صنعتی قدرتمندی ایجاد کنند، در واقع پرسشی درباره مدل توسعه مناطق آزاد در ایران است.شهر صنعتی صرفاً مجموعهای از زمینهای واگذارشده به واحدهای تولیدی نیست. شهر صنعتی زمانی شکل میگیرد که در یک محدوده، زیرساخت، تأمین انرژی، نیروی انسانی، زنجیره تأمین، خدمات مالی، حملونقل، انبارداری، آزمایشگاه، تعمیرات، آموزش و بازار در کنار یکدیگر قرار بگیرند. در غیر این صورت، حتی اگر دهها واحد صنعتی روی نقشه ثبت شوند، منطقه نمیتواند به یک قطب تولیدی تبدیل شود.مشکل برخی مناطق آزاد ایران دقیقاً از همین نقطه آغاز میشود: منطقه ایجاد شده، اما اکوسیستم صنعتی شکل نگرفته است.
زمین صنعتی هست، اما صنعت نیست
یکی از تصورات اشتباه درباره جذب صنعت این است که اگر زمین ارزان، معافیت مالیاتی و مجوز آسان ارائه شود، سرمایهگذار خودبهخود وارد منطقه خواهد شد. تجربه بسیاری از مناطق آزاد جهان نشان میدهد مشوقها تنها بخشی از معادله هستند.سرمایهگذار صنعتی پیش از آنکه به معافیت مالیاتی فکر کند، میپرسد برق از کجا میآید؟ آب صنعتی چگونه تأمین میشود؟ محصول چگونه به بندر یا بازار مصرف میرسد؟ آیا نیروی متخصص در منطقه وجود دارد؟ مواد اولیه چقدر هزینه دارد؟ آیا امکان واردات تجهیزات وجود دارد؟ آیا محصول نهایی میتواند بهسرعت صادر شود؟اگر پاسخ این پرسشها روشن نباشد، حتی جذابترین معافیتها نیز نمیتوانند سرمایهگذار را برای احداث کارخانه قانع کنند.این مسئله بهخصوص در مناطقی که از مراکز اصلی صنعتی کشور فاصله دارند، اهمیت بیشتری پیدا میکند. انتقال تجهیزات، مواد اولیه و محصول نهایی ممکن است هزینهای ایجاد کند که مزیتهای مالیاتی منطقه را خنثی کند.به همین دلیل، شهر صنعتی موفق باید بر اساس منطق زنجیره ارزش طراحی شود، نه صرفاً بر اساس تقسیم زمین.اگر منطقهای برای صنایع پتروشیمی انتخاب شده است، باید صنایع پاییندستی مرتبط نیز در اطراف آن شکل بگیرند. اگر منطقه ظرفیت شیلات دارد، صنایع بستهبندی، فرآوری، سردخانه و صادرات باید همزمان توسعه پیدا کنند. اگر منطقه در مسیر ترانزیتی قرار دارد، انبارداری، لجستیک، تعمیرات، خدمات گمرکی و صنایع وابسته باید در کنار آن رشد کنند.در غیر این صورت، منطقه ممکن است به مجموعهای از واحدهای منفرد تبدیل شود که ارتباط …











