
حسین کریمی
در سالهای اخیر، فشارهای اقتصادی، نااطمینانی نسبت به آینده، افزایش حجم کار، کاهش قدرت خرید، نگرانیهای معیشتی و استرس ناشی از بیثباتی بازار، بسیاری از کارکنان را در معرض خستگی مزمن، کاهش انگیزه و فرسودگی شغلی قرار داده است. این وضعیت اگرچه در ظاهر کمتر دیده میشود، اما آثار آن بهتدریج در عملکرد سازمانها، کیفیت خدمات، تولید و حتی رشد اقتصادی نمایان میشود.کارمندی که هر روز با دغدغه تأمین هزینههای زندگی، امنیت شغلی و آینده خانواده خود وارد محیط کار میشود، بهسختی میتواند با تمرکز، خلاقیت و انگیزه بالا فعالیت کند. فرسودگی روانی به مرور باعث کاهش بهرهوری، افزایش خطاهای کاری، افت کیفیت تصمیمگیری، کاهش نوآوری و افزایش غیبت یا ترک شغل میشود.
در چنین شرایطی، سازمانها نیز با هزینههای پنهانی مانند کاهش راندمان، افزایش جابهجایی نیروی انسانی و افت رضایت مشتریان روبهرو خواهند شد.از سوی دیگر، گسترش فناوری و ارتباطات دائمی، مرز میان زندگی شخصی …












